«امیراسدالله علم» از چهرههای مشهور و متنفذ حکومت پهلوی دوم است. او در فاصله تیرماه سال ۱۳۴۱ تا اسفند ۱۳۴۲ نخستوزیر و از سال ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۵۶ (اندکی پیش از مرگش) وزیر دربار محمدرضا پهلوی بود. علم پس از یک دوره بیماری طولانی، در ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ در بیمارستانی در نیویورک درگذشت. او در زمان مرگ ۵۹ ساله بود.
علم درکنار این سمتهای سیاسی بیشتر بهدلیل مجموعه خاطرات خود از سالهای حضور در سمت وزیر دربار شناخته شده است. او که بیشتر اوقات خود را چه در سفرهای سیاسی و تفریحی و چه در جلسات اداری با شاه میگذراند، خلاصهای از این رویدادها و آنچه را بین او و شاه میگذشت، به صورت یادداشت روزانه نوشته است. یادداشتهای او از اولین روز اردیبهشت سال ۱۳۴۶ آغاز شده و تا آخرین ملاقات او در ۲۸ تیر ۱۳۵۶ ادامه پیدا میکند.
محمدرضا پهلوی به دلیل اعتمادی که به علم داشت، او را در جریان بسیاری از خوشگذرانیها و عیاشیهای خود قرار میداد. علم نیز در فراهم کردن شرایط مطلوب شاه تمام توان خود را بهکار میگرفت و به نوعی نقش واسطهگری را در تأمین هوسرانیهای شاه ایفا میکرد. این موضوع بارها در یادداشتهای او منعکس شده و تقریباً صفحهای را نمیتوان یافت که خالی از اینگونه خاطرات باشد؛ طبیعی است که بخش عمدهای از این فعالیتها نیز به شخص محمدرضا پهلوی بر میگشت.
«اسدالله علم» وزیر دربار که یادداشتهایش از مهمترین و موثقترین اسناد مربوط به دوران پهلوی است، درباره نگاه سطحی خود و شاهش به زنان و مسئولیتهای خطیر کشوری در خاطراتش چنین مینویسد:
«شاه فرمودند: چقدر تعجب میکنم که میبینم زنانی که ملاقات میکنم روزبهروز از زیباییشان کاسته میشود. گفتم: علتش این است که هرچه مسنتر میشوید ارضای سلیقهتان دشوارتر میشود. از جسارت خودم متأسف شدم، اما شاه خندید و گفت: با وجود اینها اگر این سرگرمی را هم نداشتم کلاً داغان میشدم. در تأیید گفتم: همه مردانی که مسئولیتهای خطیر بهعهده دارند، نیاز بهنوعی سرگرمی دارند و مصاحبت جنس لطیف تنها چاره کارساز است.»
در جایی دیگر مینویسد: «شب مهمانی خصوصی، در باشگاه قایقرانی برای راکفلر، سفیر آمریکا، برگزار کردیم. آوازخوان و رقاص شکم داشتیم و خیلی به آنها خوش گذشت. با شاهنشاه قدری هم راجع به دخترخانمهایی که اینجا جای آنها بسیار خالی بود، صحبت کردیم».