خاندان پهلوی روحانیت انقلابی و حوزههای علمیه را یکی از مهمترین موانع پیش روی گسترش سیاستهای استعماری و استحاله فرهنگ این سرزمینی میدانستند. بنابراین، همواره تلاش داشتند ایشان را بیاعتبار کرده و مورد هجمه قرار دهند. با آغاز مبارزات سیاسی حضرت امام خمینی (ره) و قرار گرفتن ایشان در رأس نهضت اسلامی ملت ایران در سال ۱۳۴۱، شاه پهلوی و دستگاه وابسته به این خاندان تلاش کردند تا از همه ابزارها برای تخریب چهره حضرت امام (ره) استفاده کنند. در این مسیر بود که قلم به دستانی را اجیر کرد تا به توهین به مرجعیت مشغول شوند. در این راستا در بخشی از کتاب خاطرات سرآنتونی پارسونز، با عنوان «خاطرات دو سفیر (غرور و سقوط)» آمده است:
«اولین قدم در راه بیاعتبار کردن آیتالله خمینی انتشار مقاله مفصلی در یکی از روزنامههای معتبر و پرتیراژ تهران بود که ضمن آن آیتالله با عبارات و کلمات مستهجن مورد حمله قرار گرفته و مطالب زنندهای درباره اصل و نسب و زندگی و خصوصیات اخلاقی او عنوان شده بود. نویسنده مقاله از این هم فراتر رفته و صلاحیت آیتالله خمینی را به عنوان یک مرجع روحانی مورد تردید قرار داده بود.
انتشار این مقاله در شرایطی که هیجانات سیاسی و احساسات مذهبی مردم به غلیان آمده بود، واکنش تندی به دنبال داشت. روز نهم ژانویه اغتشاشات شدیدی در شهر مقدس مذهبی قم پایگاه روحانی آیتالله خمینی روی داد. کنترل اوضاع از دست پلیس خارج شد و برای نخستین بار پس از سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲) نیروهای مسلح ارتش برای سرکوبی اغتشاش به میدان آمدند. نظامیان طبق نقشه و دستور قبلی یا برای ایجاد وحشت و متفرق کردن جمعیت به سوی مردم آتش گشودند. تعدادی کشته شدند، که منابع دولتی شماره آنها را کمتر از ده نفر و مخالفان قریب یکصد نفر اعلام کردند. این واقعه همه را تکان داد و بین دولت و مقامات روحانی کشور بحران شدیدی به وجود آورد. بعضی از مساجد تهران بسته شد و رهبران مذهبی مردم را به برگذاری مراسم سنتی یادبود و سوگواری در چهلمین روز شهادت قربانیان واقعه فراخواندند.»