فهم رایج و تقلیلگرایانه از دین، آن را در مرزهای یک شریعت صرف، مناسک فقهی و گزارههای اخلاقی محصور میکند؛ انگار دین مجموعهای از قوانین جامد است که تنها به مجریانی برای اجرا نیاز دارد؛ اما در یک تحلیل عمیقتر و با نگاه به «قوس نزول»، حقیقت دین فراتر از تکالیف عبادی، موهبتی الهی برای هدایت ارادههای انسانی و تاریخی است که باطن آن در جریان «ولایت حقه» جلوهگر میشود. شریعت و احکام، در واقع مناسک و مجاری تحقق این روح باطنی هستند.
به این ترتیب، «قوس صعود» دینداری متدینان نیز صرفاً در دینداری شناسنامهای و تقید ظاهری خلاصه نمیشود، بلکه سطوح عمیقتری دارد که با میزان «تولی» به این ولایت سنجیده میشود. واقعه غدیر، نقطه کمال این فرآیند و سرآغاز یک تصرف عظیم تاریخی بر اساس اراده الهی بود. در این روز، رکن اصلی دین ابلاغ و اقامه شد؛ چرا که شریعت بدون ولی، دینی آسیبپذیر و قابل تحریف به نفع دستگاه نفاق است؛ از این رو اقدام پیامبر (ص) در غدیر، یک مدیریت بحران غیرمترقبه در فضای سنگین مخالفتها بود که امیرالمؤمنین (ع) را به منزله قائمه و محور امت تاریخی اسلام تثبیت کرد تا شئون رسالت را جاری کند.
تحقق عینی غدیر در بستر جامعه، مسیری تدریجی و پیچیده است که مستلزم عبور از حجاب اولیای طاغوت، کفر و نفاق است. غدیر صرفاً حادثهای در نقطه خاصی از زمان نیست؛ بلکه جریانی است که بلوغ تام و رفع حجاب کامل از آن، در عصر ظهور محقق میشود. حقیقت این است که تا وقتی این حجاب ظلمانی برداشته نشود، بشریت طعم توحید واقعی را نخواهد چشید.
از اینرو میتوان گفت، ریشه درگیریهای تاریخی جبهه حق و باطل، دقیقاً بر سر همین نقطه کانونی، یعنی اقامه یا نفی ولایت است. اولیای طاغوت و در رأس آنها ابلیس که سوگند یاد کرده تا صراط مستقیم را مسدود کند، به خوبی میدانستند که انزوای ولایت به معنای تحریف کل دین و سوق دادن بشر از توحید به سوی دنیاپرستی و لذتجویی مادی است. این درگیری مربوط به سال ۱۱ هجری نیست، بلکه نزاعی مستمر بر سر حبس کردن انسان در حجاب ظلمانی طبیعت در برابر ارتقای او به فراز عرش است.
برای جریان یافتن معارف غدیر، فقط تبیین کلامی صرف کافی نیست؛ بلکه باید معرفت به جایگاه تکوینی و تاریخی امام به عنوان خلیفه خدا در همه عوالم ارتقا یابد. باید این را دانست که مسئله امامت فراتر از حکومت اجتماعی یا اجرای شریعت است؛ چراکه شریعت خود نازله و مرتبه پایینتری از ولایت است؛ بنابراین مسئله امامت و ولایت در جایگاه رفیعتری از کشورداری و حکومتداری مطرح است؛ این همان نکتهای است که امروزه باید روشن شود.
در پایان باید گفت، از محدود راههایی که هویت جامعه را برمیگرداند شناخت غدیر است؛ چرا که نقطه مقابل غدیر بحث طاغوت است؛ عدم شناخت غدیرخم سرمنزلی جز طاغوت ندارد.