صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۹۷۳۵۰

بصیرت: یکی از گزاره هایی که به طور کلیشه ای در مباحث فرهنگی و هنری به کار می رود این است که «دوره سینمای ایدئولوژیک تمام شده است».
مصداقی هم که معمولا برای اثبات این سخن به کار می رود سینمای شوروی سابق یا اروپای شرقی است که به تبلیغ پندارها و انگاره های بولشویکی و کمونیستی می پرداختند، اما در نهایت تاثیر خاصی بر افکار عمومی نمی گذاشتند و حتی گاه تاثیر معکوس داشتند. این مصادیق گویای آن است که طرفداران و گویندگان گزاره فوق اصلا تعریفی اشتباه از سینمای ایدئولوژیک در ذهن دارند. آنچه مقصود آن هاست، فیلم های تبلیغاتی و بیانیه ای است. فیلم های سطحی، شعاری و مانیفست گونه که از ابتدا و در ذات، بی فایده و خنثی هستند. این نوع فیلم ها هیچ گاه دوره ای نداشته اند که آغاز و پایانی داشته باشد.
مفهوم فیلم ایدئولوژیک با فیلم تبلیغاتی فرق می کند. برای تشخیص این تفاوت باید به معانی و تعاریف توجه کرد. ایدئولوژی یک اصطلاح بیگانه است که در زبان انگلیسی ideology نوشته می شود. این اصطلاح، مرکبی است از دو واژه idea به معنای عقیده و اندیشه و logy به معنای شناخت به همین دلیل ایدئولوژی یعنی اندیشه شناسی یا عقیده شناسی. بنابراین هر متن یا اثری که در آن بخشی از یک عقیده مشخص (به مفهوم سازمان یافته و نظام مند) شناسایی شود، ایدئولوژیک است.
به عنوان مثال فیلم «طلا و مس» یک فیلم ایدئولوژیک است، زیرا بخشی از تفکر و مرام اسلامی در آن قابل شناسایی است.
هر فیلم ایدئولوژیک، لاجرم یک فیلم تبلیغاتی هم محسوب می شود، اما هر فیلم تبلیغاتی را نمی توان ایدئولوژیک دانست. به عنوان مثال، در 32 سال اخیر به خصوص در سال های ابتدای پیروزی انقلاب فیلم های بسیاری با رویکرد تبلیغاتی ساخته شده اند. یعنی می توان در آن ها تبلیغ برای آرمان های انقلاب و دفاع مقدس را دید. اما همه آن ها فیلم های ایدئولوژیک نبوده اند. زیرا بسیاری از آن ها با تقلید از فیلم های جنگی هالیوودی ساخته شده اند و فقط زبان و نام کاراکترهایشان اینجایی بوده است.
با این وصف، نمی توان این دسته از فیلم ها را ایدئولوژیک دانست. چون هیچ تفکر و مرام سازمان یافته ای در آن ها قابل شناخت نیست.
این تعاریف، تعبیر «دوره سینمای ایدئولوژیک تمام شده است» را نفی می کنند.
از قضا پر فروش ترین فیلم های سینمای ایران و جهان آثاری ایدئولوژیک هستند. فیلم های «اخراجی ها2»، «ملک سلیمان» و «اخراجی ها» به ترتیب در ردیف سه فیلم پر فروش تاریخ سینمای کشورمان قرار دارند. کاری به خوب یا بد بودن این سه فیلم نداریم، اما به هر حال، واقعیت این است که هر سه فیلم هایی ایدئولوژیک هستند و هر سه پرفروش و پر مخاطب. حتی اگر در فهرست فیلم های پرفروش سینمای ایران کمی پایین تر بیاییم باز هم آثاری به چشممان می خورد که دارای گرایش ایدئولوژیک هستند. فیلم های «درباره الی» و «آتش بس» هم که جزو به اصطلاح باشگاه میلیاردی های سینمای کشورمان هستند نیز زوایایی از یک اندیشه و مرام شخصی و سازمان یافته، یعنی لیبرالیسم را بازتاب می دهند. این وضعیت درباره فیلم های فاقد هویت و ایدئولوژی خاص کاملا معکوس شده است. فیلم های بدون ایدئولوژی - که نمی توان آن ها را نمایانگر یک مکتب و نحله فکری خاصی دانست - امروز در سینمای ایران با قهر مخاطب مواجه هستند. حتی فیلم «طلا و مس» که در تقسیم بندی های معمول، جزو آثار مخاطب خاص قرار دارد، از بسیاری از فیلم های عامه پسند و خنثی مخاطب بیشتری را جذب می کند.
در صدر جدول پرفروش ترین فیلم های سینمای جهان نیز نام آثار ایدئولوژیک را می بینیم. در راس این جدول، نام انیمیشن «داستان اسباب بازی های 3» دیده می شود که یک اثر کاملا ایدئولوژیک است. محور دراماتیک این فیلم، بازگشت به سرزمین موعود است که یک آرمان صهیونیستی محسوب می شود. صحنه افتتاحیه این کارتون یادآور آخرالزمان است. چون در این صحنه شخصیت های منفی داستان به طور نمادین اقدام به بمباران هسته ای می کنند. همچنین قهرمان این فیلم یک «گاوچران» (کابوی) است. گاوچران، مظهر انسان اصلی آمریکایی است.
همچنین فیلم های «شبکه اجتماعی» و «inception» و ... که توجه علاقه مندان سینما در سراسر جهان را به خود جلب کرده اند، همگی آثاری استراتژیک و دارای درونمایه ای ایدئولوژیک هستند. پس نتیجه می گیریم که «دوره سینمای ایدئولوژیک آغاز شده است.»
این روزها فیلم هایی که بازتاب دهنده ایدئولوژی ها هستند در اوج قرار دارند و سروری می کنند. واقعیت این است که امروز دوره فیلم های صرفا سرگرم کننده و آثار به اصطلاح روشنفکری به اتمام رسیده. تاریخ مصرف این گونه آثار تمام شده است. سینما امرو ز یک ابزار کاملا استراتژیک است و به عنوان وسیله ای هویت ساز و هویت سوز و تمدن ساز و تمدن سوز عمل می کند. این یک فریب بزرگ است که سینما را فقط سرگرمی بدانیم و بس! دوره این حرف ها گذشته و حتی سینمای سرگرم کننده غالب بر دنیا نیز در حال انتشار ایدئولوژی های سازندگان این فیلم هاست.
سینمای ایران هم برای پویایی، تحرک و تاثیرگذاری بیشتر، نیازمند چنین فیلم هایی است. فیلم هایی که از مرحله سرگرم کنندگی خنثی عبور کرده و ضمن برخورداری از ساختاری مجذوب کننده، فرهنگ، هویت و آرمان های ملی و دینی این کشور را دراماتیزه کنند. تجربه ماه های اخیر نیز همین را ثابت می کند. فیلم های مدعی روشنفکری از همان ابتدا عقیم، ورشکسته و آویزان به جشنواره های خارجی بوده اند.
سینمای تجاری هم که مقصد و مقصود اصلی اش فتح گیشه است، حالا به بن بست رسیده. موفق ترین فیلم های سینمای ایران در یک سال گذشته - چه از نظر فروش و چه فرهنگسازی - آثاری بوده اند که بازتاب دهنده ایدئولوژی ملت ایران بوده اند.
واقعیت محکوم و محتوم این است که سینمای ما راهی جز تولید چنین فیلم هایی ندارد. هرچند برای حفظ وضع موجود مبنی بر حفظ دو قطبی کاذب فیلم های سرگرم کننده و روشنفکری فشارهای زیادی وجود دارد، اما تنها راه برتری روز افزون سینمای ایران شکستن این فشارها و تجلی هر چه بیشتر فیلم های ایدئولوژیک است. تنها فیلم هایی چون «طلا و مس»، «ملک سلیمان» و «نفوذی» هستند که می توانند سینمای ایران را زنده نگه دارند و مسیر روشنی را بگشایند.
آرش فهیم
 

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات