صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۸۳۰۴

فتح‌الله پریشان
بدون شک شرایط سیاسی- اجتماعی زمانه هر متفکر و اندیشمندی بر آثار فکری و قلمی وی تأثیرگذار است؛ به گونه ای که بسیاری از محققین معتقدند اصولاً اندیشه سیاسی یک متفکر به نوعی بازتاب شرایط سیاسی اجتماعی معاصر وی بوده است. از این رو، در بررسی اندیشه سیاسی فقها و دانشمندان شیعه نیز علاوه بر لحاظ اصول و داربست های ثابت شرعی و اسلامی می بایست به این عامل مهم توجه داشت. لذا مطالعه آرا و اندیشه های سیاسی علمای عصر صفویه از جمله شیخ مقدس اردبیلی بدون توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر ایران آن روز مطالعه ای ناقص خواهد بود.
مطالعه شرایط سیاسی و اجتماعی ایران عصر صفویه نمایانگر شکل گیری الگوی جدیدی از قدرت در ایران با تأثیرپذیری از مناسبات میان «دین و دولت» می باشد. به گونه ای که از منابع تاریخی استفاده می شود فقیهان در عصر صفوی، از یک سو مسئله ولایت فقیه به عنوان محور اصلی اندیشه سیاسی مسلمانان را آن چنان برای بعضی از سلاطین صفوی جا انداخته بودند که آنان مجبور می شدند برای مشروعیت بخشیدن به حکومت های خود، خویش را به عنوان نایب و کارگزار فقیه جامع الشرایط که مقام نیابت عامه امام غایب(عج) را برعهده دارد، معرفی کنند و تاج سلطنت را از دست فقیه جامع الشرایط زمان خود دریافت کنند. به عنوان مثال در این خصوص «میرسید محمدباقر خوانساری» در کتاب روضات الجنات می نویسد: «شاه طهماسب صفوی خطاب به محقق کرکی چنین گفته بود: تو از من به پادشاهی و حکومت سزاوارتر هستی، زیرا که نایب امام(ع) هستی و من تنها یکی از کارگزاران تو هستم و اوامر و نواهی تو را اجرا می کنم.» و از سوی دیگر، شرایط سیاسی- اجتماعی ایجاب می کرده است که در بسیاری از دوره های تاریخی، شیعیان در جوامعی که حکومتش در دست جائر است، زندگی کنند. لذا مسائل مختلف همکاری با جائر، پذیرش هدایای جائر، اطاعت از جائر و ... در فقه شیعه راه پیدا کرد. در شماره گذشته در این مورد اشاره اجمالی به نظر مقدس اردبیلی شد، اما نکته مهمی که از آثار فقهی بر جای مانده از سرآمدان فقه و فقاهت مستفاد می گردد این است که جواز پذیرش ولایت از سوی سلاطین برای فقیه جامع شرایط با اهداف اجرای حدود و تعزیرات، احقاق حقوق و تنفیذ احکام امری مسلم بوده است. زیرا آنها با پذیرش این منصب ها در حقیقت به قول صاحب المقنعه، بخشی از حقوق مسلم خود را که نیابت از امام(ع) است، استیفا می کردند. اما به هر حال در اندیشه فقهی سیاسی فقهای دوره صفوی به ویژه در نظریه ولایت فقیه آنها تحولی مشاهده می شود که در دوره های قبل از آن مسکوت و مغفول واقع شده بود. این تحول در طرح و بررسی چهار بعد از ابعاد و زوایای مختلف این نظریه مبنایی قدرت و سیاست در تفکر شیعی است.
اولاً، رهبری و ولایت در عصر غیبت چه ماهیتی دارد؟ آیا نیابت از ولی معصوم(ع) است یا وکالت از مردم؟ ثانیاً، ولایت حاکم اسلامی بر چه ادله ای استوار است؟ ثالثاً، ولایت فقیه تا چه حد در میان فقیهان مورد قبول بوده است؟ رابعاً، محدوده اختیارات فقیه عادل چه اندازه است و کدامیک از احکام اسلامی در دوران غیبت تعطیل و از شمول اختیارات و مسئولیت های حاکم اسلامی و فقیه عادل خارج است؟
محقق اردبیلی یکی دیگر از نظریه پردازان ولایت انتصابی عامه فقیه در دوره صفویه است که با یک نوع نواندیشی و بدعت در ساحت نظریه پردازی به این سوالات پاسخ داده است. در واقع اندیشه سیاسی محوری وی، تلاش نواندیشانه برای پرداخت به ادله ولایت فقیه، ماهیت ولایت فقیه و تبیین اختیارات و شئون فقیه به صورت کامل تر و جامع تر از فقیهان پیش از خود است که ان شاء الله در چند شماره آتی به این مباحث از منظر ایشان خواهیم پرداخت. البته در مکتب فقهی مقدس اردبیلی نمی توان انتظار مطلق گرایی داشت. زیرا شیوه علمی که وی در فقه به کار می بندد علاوه بر ویژگی منطق گرایی، از وسوسه و تردید علمی در قبول دلایل حتی مشهور هم برخوردار است. چنانکه خود در مقام اعتذار از تردید نسبت به اقوال مشهور در مجمع الفائده و البرهان می نویسد: «چه کنم که ذهنم مشوش است تا دلیل قانع کننده ای نیابد آرام نمی گیرد.» اگر تردید را نخستین مرحله نوآوری و راهگشای ابتکار بدانیم مقدس اردبیلی بنا به گفته صاحب جواهر از آن دسته محققانی است که با تردیدهای خود راه ابتکار را برای آیندگان باز نموده است. شهید مطهری هم شک و تردید را گذرگاه خوبی برای نوآوری می داند، اما توقف در آن را مضر برای ایصال به مطلوب می شمرد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
پرطرفدارترین عناوین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات