تعرفههای جدید ترامپ میتوانند به مثابه یک بمب ساعتی عمل کنند که نه تنها اقتصاد بسیاری از کشورها را متزلزل میکند، بلکه ثبات سیاسی و امنیتی کشورها را نیز به خطر میاندازد. این آینده شاید نهچندان دور باشد و ما به زودی شاهد نتایج واقعی این تصمیمات باشیم.
تعرفههای جدید دونالد ترامپ، که به عنوان بخشی از سیاستهای اقتصادی و تجاری او در دور دوم ریاستجمهوریاش مطرح شدهاند، موضوعی است که میتواند تاثیرات عمیق و گستردهای بر اقتصاد جهانی و ثبات سیاسی کشورها داشته باشد. این تعرفهها، که با هدف حمایت از تولید داخلی آمریکا و کاهش کسری تجاری این کشور طراحی شدهاند، شامل افزایش مالیات بر کالاهای وارداتی از شرکای تجاری اصلی مانند چین، کانادا، مکزیک و حتی اتحادیه اروپا میشوند. اما این سیاست، که ریشه در شعار «اول آمریکا» دارد، فراتر از یک اقدام اقتصادی ساده است و میتواند زنجیرهای از پیامدهای اجتماعی، سیاسی و امنیتی را در سطح جهان به دنبال داشته باشد.
بیکاری کشورهای وابسته به آمریکا
نخستین و شاید مهمترین اثر این تعرفهها، از بین رفتن میلیونها شغل در سراسر جهان باشد. کشورهایی که اقتصادشان به صادرات به بازار آمریکا وابسته است، مانند مکزیک که بیش از ۸۰ درصد صادراتش به ایالات متحده است، یا چین که بخش بزرگی از تولیداتش به مصرفکنندگان آمریکایی میرسد، با کاهش تقاضا برای کالاهایشان مواجه خواهند شد. این کاهش تقاضا به تعطیلی کارخانهها، بیکاری گسترده و افت تولید منجر میشود. برای مثال، در صنایعی مانند خودروسازی، که زنجیره تامین آن به شدت به هم پیوسته است، تعرفههای سنگین بر قطعات وارداتی از کانادا و مکزیک میتواند هزینه تولید را بالا ببرد و در نهایت هم تولیدکنندگان و هم مصرفکنندگان را تحت فشار قرار دهد. این بیکاری گسترده نه تنها معیشت میلیونها نفر را تهدید میکند، بلکه زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی نیز خواهد شد.
تلاطمهای نه چندان دور
این ناآرامیها در آینده نزدیک میتواند به تلاطم و آشوب تبدیل شوند. در کشورهایی با دولتهای شکننده یا اقتصادهای وابسته، از دست رفتن مشاغل و افزایش فقر میتواند به شورشهای کارگری، اعتصابات گسترده و حتی کودتاهای سیاسی منجر شود. به عنوان مثال، در کشورهایی مانند کامبوج یا ویتنام، که بخش قابل توجهی از اقتصادشان به صادرات پوشاک و محصولات صنعتی به آمریکا وابسته است، تعرفهها میتوانند تعادل شکننده اجتماعی را بر هم بزنند. تاریخ نشان داده است که سیاستهای مشابه، مانند تعرفه اسموت-هاولی در دهه ۱۹۳۰، به تشدید رکود بزرگ و بیثباتی جهانی منجر شد. امروز هم تحلیلگران هشدار میدهند که این تعرفهها میتوانند رشد اقتصادی جهانی را کند کرده و قیمتها را بین ۱.۷ تا ۲.۱ درصد افزایش دهند، که خود به تنهایی فشار مضاعفی بر جوامع وارد میکند.
فرصتی برای ایران
این نکته را هم باید یادآور شد که وقتی صحبت از نابودی مشاغل در سطح جهانی به میان میآید، باید توجه داشت که این نابودی عمدتاً در کشورهایی رخ خواهد داد که اقتصادشان بهطور کامل به تجارت آزاد و بازارهای تحت سلطه آمریکا وابسته است اما در ایران، این آشوبها نهتنها تهدید نیست، بلکه فرصتی است برای نشان دادن الگوی بدیل خود به جهان. ایران که سالهاست تحت شدیدترین تحریمها و فشارهای اقتصادی قرار دارد، توانسته با تکیه بر توان داخلی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی، نهتنها سرپا بماند، بلکه در بسیاری از حوزهها پیشرفت کند. این تجربه میتواند بهعنوان یک مدل موفق به ملتهایی که از سیاستهای اقتصادی آمریکا ضربه میخورند، ارائه شود.
جان کلام
در مجموع، تعرفههای جدید ترامپ میتوانند به مثابه یک بمب ساعتی عمل کنند که نه تنها اقتصاد بسیاری از کشورها را متزلزل میکند، بلکه ثبات سیاسی و امنیتی کشورها را نیز به خطر میاندازد. از بیکاری و آشوبهای اجتماعی گرفته تا تنشهای نظامی و فروپاشی روابط بینالمللی، این سیاستها میتوانند کشورهایی را که دههها بر پایه تجارت آزاد و همکاری شکل گرفته بود، به سمت ناشناختهها سوق دهند. این آینده شاید نهچندان دور باشد و ما به زودی شاهد نتایج واقعی این تصمیمات باشیم.