1. تسخیر لانه جاسوسی، پاسخی مستقیم و بهموقع به تلاشهای آمریکا برای بازتولید سلطه خود بر ایران بود. اسناد و شواهد تاریخی بهوضوح نشان میدهند که این اقدام، یک ضد حمله پیشدستانه در برابر یک تهدید قریبالوقوع بود.
2. دانشجویان پیرو خط امام با درکی عمیق از تاریخ، بهدرستی تشخیص داده بودند که سفارت آمریکا دیگر یک مکان دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه به ستاد فرماندهی برای عملیات براندازی نرم و سخت نظام نوپای اسلامی تبدیلشده است. بنابراین، تسخیر آن، درواقع "حذف بستر اجرایی کودتای احتمالی" بود.
3. افشای ماهیت واقعی آمریکا؛ بازیابی و انتشار دهها جلد سند محرمانه از داخل سفارت، پرده از شبکه گسترده جاسوسی، نفوذ و توطئهچینی آمریکا در ایران برداشت. این اسناد، مشروعیت مردمی نظام را افزایش داد و بهانهای را از دست گروههای ضدانقلاب گرفت.
4. تعریف جدیدی از "منافع ملی"؛ در گفتمان انقلاب اسلامی، منافع ملی صرفاً در برقراری رابطه اقتصادی با قدرتهای بزرگ تعریف نمیشود. "استقلال سیاسی، آزادی و حکومت دینی" که شعارهای اصلی انقلاب بودند، والاترین مصالح ملی محسوب میشدند. تسخیر لانه جاسوسی، این ارزشها را در عمل محقق کرد و مانع از آن شد که ایران بار دیگر به مستعمره مجازی آمریکا تبدیل شود.
5. بهبود قدرت چانهزنی بینالمللی؛ این اقدام موقعیت ایران را در مذاکرات بعدی، ازجمله مذاکرات آزادی گروگانها بر اساس عهدنامه الجزایر، تقویت کرد و نشان داد جمهوری اسلامی را نمیتوان با ابزارهای مرسوم تحتفشار قرارداد.
درنتیجه، با نگاهی جامع به ابعاد مختلف این رویداد، باید اذعان کرد که تسخیر لانه جاسوسی آمریکا با خنثیسازی یک تهدید وجودی، عملاً از بنیانیترین منافع ملی ایران، یعنی استقلال، آزادی و حکومت مردمی دفاع کرد و آن را در مسیری مستحکم و غیرقابلبازگشت تثبیت نمود. در مقابل کسانی که مدعیاند با تسخیر لانه جاسوسی منافع ملی ایران به خطر افتاده است، باید گفت که در رأس منافع ملی، استقلال، آزادی، عزت و هویت ملی قرار دارد که بر طبق اسناد لانه جاسوسی، در طول سالیان دراز توسط قدرت استکباری آمریکا به یغما رفته بود و علاوه بر آن، منافع اقتصادی که عمده آن در نفت خلاصه میشد، نیز غارت میشد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 21