تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۳:۵۱  ، 
کد خبر : ۳۸۶۱۸۶
نگاهی به کتاب «قاسم به روایت مرتضی سرهنگی»

حاج قاسم، آن گونه که بود

پایگاه بصیرت / مهدی امیدی

کتاب «قاسم به روایت مرتضی سرهنگی» را می‌توان یکی از جدی‌ترین و در عین حال خواندنی‌ترین تلاش‌ها برای روایت زندگی شهید حاج قاسم سلیمانی دانست؛ اثری که نه در دام زندگی‌نامه‌های رسمی و شعارزده می‌افتد و نه قصد دارد با تحلیل‌های پیچیده سیاسی یا نظامی، مخاطب عام را از خود دور کند. سرهنگی در این کتاب، بیش از هر چیز، به دنبال ثبت یک «چهره انسانی» از قاسم سلیمانی است؛ چهره‌ای که در خاک، مردم، رنج‌ها و باور‌های این سرزمین ریشه دارد.
مهم‌ترین امتیاز کتاب، انتخاب زاویه دید اول‌شخص است. روایت به گونه‌ای سامان یافته که گویی خود حاج قاسم نشسته و قصه زندگی‌اش را بی‌واسطه برای خواننده بازگو می‌کند. این انتخاب هم جسورانه است و هم پرریسک؛ چراکه کوچک‌ترین لغزش در سندیت یا لحن، می‌توانست کل اثر را به سمت تخیل یا اغراق سوق دهد. اما تجربه و وسواس مرتضی سرهنگی در حوزه تاریخ شفاهی موجب شده این ریسک به نقطه قوت کتاب تبدیل شود. متن، صمیمی و روان است و در عین حال، به مستندات وفادار می‌ماند.
سرهنگی و گروه همکارش، برای تولید این اثر به منابع دست دوم بسنده نکرده‌اند. مصاحبه‌های گسترده با نزدیکان، همرزمان و افرادی که در بزنگاه‌های گوناگون زندگی سردار با او همراه بوده‌اند، به‌ویژه در روز‌های نخست پس از شهادت و همچنین سفر‌های پژوهشی به کرمان و قنات‌ملک، موجب شده کتاب از پشتوانه‌ای قابل اتکا برخوردار باشد. این دقت در سندیت، «قاسم» را از بسیاری آثار مشابه که گاه به روایت‌های شفاهی غیرقابل راستی‌آزمایی تکیه می‌کنند، متمایز می‌کند.
ساختار اپیزودیک کتاب، با فصل‌های کوتاه و مستقل، به خواننده اجازه می‌دهد زندگی حاج قاسم را نه به‌صورت خطی و خشک، بلکه همچون مجموعه‌ای از صحنه‌ها و لحظه‌های تأثیرگذار دنبال کند. از کودکی در فضای روستایی جنوب شرق ایران، هم‌قدمی با گله و تجربه زودهنگام مسئولیت، تا ورود به سپاه، حضور در جبهه‌های دفاع مقدس، فرماندهی میدانی و در نهایت سال‌های پس از جنگ، همگی در پیوستاری منطقی و قابل فهم کنار هم قرار گرفته‌اند. این پیوستار به‌خوبی نشان می‌دهد، جایگاه حاج قاسم در سال‌های پایانی عمرش، حاصل یک روند تدریجی و پرزحمت بوده، نه نتیجه یک جهش ناگهانی یا تصویرسازی اسطوره‌ای.
یکی از برجسته‌ترین وجوه کتاب، پرداختن به روابط انسانی و اخلاقی سلیمانی است. در فصل‌هایی که به زندگی روزمره جبهه، شوخ‌طبعی‌ها، دعاها، نگرانی‌ها و ارتباط او با نیرو‌ها اختصاص دارد، مخاطب با فرمانده‌ای روبه‌رو می‌شود که فاصله‌ای با نیروهایش ندارد و فرماندهی را پیش از آنکه یک جایگاه سازمانی بداند، یک مسئولیت اخلاقی تلقی می‌کند. این رویکرد، کتاب را به ادبیات دفاع مقدس نزدیک می‌کند؛ جایی که «انسان» مقدم بر «عنوان» است.
در عین حال، کتاب آگاهانه از ورود مستقیم به تحلیل‌های سیاسی و منطقه‌ای پرهیز می‌کند. هرچند اشاره‌هایی به نقش حاج قاسم در عراق، سوریه و نبرد با داعش وجود دارد، اما تمرکز اصلی بر شکل‌گیری شخصیت او در سال‌های اولیه و دوران جنگ تحمیلی است. این انتخاب، هم نقطه قوت است و هم محدودیت. نقطه قوت از آن نظر که کتاب را از پیچیدگی‌های تحلیلی دور کرده و آن را برای مخاطب عام خواندنی کرده؛ و محدودیت از این نظر که پژوهشگران تاریخ معاصر یا مطالعات امنیتی، ممکن است پاسخ بسیاری از پرسش‌های تحلیلی خود را در آن نیابند.
با وجود جامعیت نسبی کتاب، خلأ‌هایی نیز احساس می‌شود؛ از جمله پرداخت کمتر به زندگی خانوادگی حاج قاسم پس از ازدواج و نسبت این زندگی با سال‌های طولانی مأموریت و دوری. هرچند می‌توان این سکوت را ناشی از احترام به حریم خانواده و سیره شخصی شهید دانست، اما همین غیبت، کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیزد و جای آن را در یک پرتره کامل خالی می‌گذارد.
در مجموع، «قاسم به روایت مرتضی سرهنگی» نه یک زندگی‌نامه کلاسیک است و نه یک اثر تبلیغاتی؛ بلکه تلاشی موفق برای ثبت تاریخ شفاهی و حفظ میراث انسانی و اخلاقی شهید سلیمانی است. کتاب تصویری باورپذیر و نزدیک از فرمانده‌ای ارائه می‌دهد که «چهره‌اش، چهره این ملت» است؛ تابلویی ریزنگار از مردم ایران که از دل رنج، ایمان و مسئولیت‌پذیری برآمده و حالا در قالب روایتی ماندگار، پیش روی نسل‌های آینده قرار گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات