تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۹  ، 
کد خبر : ۳۸۶۷۲۵

هوش مصنوعی و جنگ آینده

پایگاه بصیرت / مهدی سرتاج

امروز، «هوش مصنوعی» نه صرفاً یک فناوری، بلکه زیربنای جدید سازمان‌دهی قدرت است؛ زیربنایی که در آن داده، الگوریتم و شبکه، جایگزین توپ و تانک شده‌اند. در این چارچوب، جنگ آینده علیه جمهوری اسلامی ایران، اگرچه ممکن است در ظاهر بدون شلیک آغاز شود، در عمق خود یک جنگ تمام‌عیار شناختی‌ـ داده‌محور خواهد بود.

نکته کلیدی آن است که در جنگ‌های نوین، اطلاعات خام اهمیتی کمتر از داده‌های پردازش‌شده دارند. داده زمانی به سلاح تبدیل می‌شود که در مقیاس وسیع جمع‌آوری، پالایش و تحلیل شود و به الگو‌های رفتاری، پیش‌بینی‌های اجتماعی و ابزار‌های مداخله شناختی تبدیل شود. هوش مصنوعی دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد: تبدیل زیست روزمره انسان‌ها به مجموعه‌ای از متغیر‌های پیش‌بینی‌پذیر. هر جست‌و‌جو، هر پیام، هر تصویر و هر تعامل دیجیتال، قطعه‌ای از پازل شناختی فرد و جامعه را کامل می‌کند.

در چنین وضعیتی، پدیده‌ای که امروز با عنوان «نهضت آموزش هوش مصنوعی» در فضای عمومی ایران تبلیغ می‌شود، نیازمند بازنگری جدی است. آموزش علمی هوش مصنوعی، به‌معنای تربیت نیرو‌های متخصص برای طراحی الگوریتم، توسعه مدل‌های بومی، ساخت زیرساخت‌های محاسباتی مستقل و تولید نرم‌افزار‌های مسئله‌محور است. این مسیر مستلزم دانش عمیق ریاضیات، علوم داده، معماری سیستم‌ها و اخلاق فناوری است. آنچه غالباً در سطح جامعه رواج یافته، مصرف ابزار‌ها و پلتفرم‌هایی است که مالکیت، منطق تصمیم‌گیری و سرور‌های آنها خارج از کنترل ملی قرار دارد. این وضعیت، نه یک نهضت علمی، بلکه گسترش الگوی مصرف داده است.

هجوم گسترده کاربران به برنامه‌ها و سایت‌های مبتنی بر هوش مصنوعی، بدون درک سازوکار‌های پشت‌صحنه، پیامد‌های امنیتی جدی به‌همراه دارد. داده‌هایی که کاربران به‌صورت داوطلبانه وارد می‌کنند‌ـ از اطلاعات شخصی و حرفه‌ای گرفته تا الگو‌های فکری، علایق فرهنگی و حتی دغدغه‌های ذهنی‌ـ در مجموع، یک بانک عظیم از داده‌های شناختی را شکل می‌دهد. این بانک داده، در آینده‌ای نه‌چندان دور، می‌تواند خوراک سیستم‌های تحلیل پیشرفته‌ای باشد که هدف آنها پیش‌بینی رفتار جمعی، شناسایی نقاط آسیب‌پذیر اجتماعی و طراحی عملیات نفوذ شناختی است.

مسئله، مخالفت با فناوری یا نفی پیشرفت نیست. مسئله، نوع مواجهه با فناوری است. هوش مصنوعی، همان‌قدر که می‌تواند ابزار توسعه باشد، می‌تواند به ابزار سلطه تبدیل شود. تفاوت این دو، در سطح آگاهی، سیاست‌گذاری و استقلال زیرساختی نهفته است. جامعه‌ای که داده‌های خود را بدون راهبرد مشخص در اختیار دیگران قرار می‌دهد، عملاً نقشه شناختی خود را واگذار کرده است.

اگر داده‌ها مدیریت نشوند، اگر آموزش به‌معنای واقعی آن‌ـ یعنی تربیت خالقان فناوری‌ـ در اولویت قرار نگیرد، و اگر حاکمیت رسانه‌ای و داده‌ای به منزله بخشی از امنیت ملی فهم نشود، میدان جنگ پیشاپیش واگذار شده است. در عصر هوش مصنوعی، بی‌طرفی وجود ندارد؛ یا تولیدکننده‌ای که قواعد بازی را می‌نویسد، یا مصرف‌کننده‌ای که در چارچوب قواعد دیگران بازی می‌کند. انتخاب با ماست، اما زمان برای انتخاب، محدود است.

در پایان باید تأکید کرد، جنگ هوش مصنوعی، به منزله مرحله نهایی جنگ‌های ترکیبی شناخته می‌شود؛ جنگی که در آن، پیروزی پیش از آنکه در میدان نظامی رقم بخورد، در پایگاه‌های داده و آزمایشگاه‌های الگوریتمی تعیین می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات