سیاسی >>  سیاسی >> نبض سیاست
تاریخ انتشار : ۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۰  ، 
کد خبر : ۳۸۷۰۵۱

«۲۴۲۷» سند مظلومیت و اقتدار

نظام سیاسی ایران در این بحران، به‌مثابه پدری صبور عمل کرد که می‌داند در میان فرزندانش، صدای اعتراض، نقد و حتی عصبانیت طبیعی است، اما اجازه نمی‌دهد گروهی مزدور و سازمان‌یافته از این اعتراض‌ها به‌عنوان سپر انسانی برای پروژه براندازی استفاده کنند.
پایگاه بصیرت / احمد رجایی
۲۴۲۷ شهید در عرض دو روز، عددی نیست که بتوان از کنار آن به‌سادگی عبور کرد. این عدد، روایت یک ملت است؛ ملتی که در برابر جنگ ترکیبی، اغتشاش سازمان‌یافته، عملیات روانی و تروریسم رسانه‌ای و بین المللی جانانه ایستاد و هزینه داد، اما این ایستادگی به این سادگی‌ها نبود و بهایی معادل 2427 شهید مدافع وطن به همراه داشت. این تعداد شهدای عزیز میهن‌مان در مقابل، ۶۹۰ کشته‌شده در اغتشاشات خود گواه و سندی است بر اقتدار جمهوری اسلامی ایران و همچنین سندی است بر مظلومیت نظام جمهوری اسلامی ایران. چرا که عدد 2427 در مقابل 690 را اگر در چارچوب واقعیات امنیتی و عملیات پیچیده دشمن ببینیم، نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی حتی در دفاع از خود نیز مقید به اخلاق، قانون و انسانیت باقی ماند تا جایی که صفوف معترضان از اغتشاشگران جدا شد و حجت بر مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران هم تمام شد.
مطالبه خون این شهدا، مطالبه‌ای تاریخی است؛ مطالبه‌ای از آمران خارجی، طراحان داخلی، پیاده‌نظام رسانه‌ای و حامیان مالی اغتشاشات. عدالت خواهی و رسیدگی به جرایم همه افرادی که به هر نحوی در این مسیر دخیل بودند یک مطالبه واقعی و جدی و غیر قابل اغماض مردمی است .
واقعیت این است که جمهوری اسلامی در این بزنگاه تاریخی، چهره‌ای پدرانه از حکمرانی را به نمایش گذاشت؛ حکمرانی که به‌جای واکنش‌های شتاب‌زده و انتقام جویانه، صبوری پیشه کرد تا صف معترض واقعی از صف آشوبگر و برانداز جدا شود. نظام سیاسی ایران در این بحران، به‌مثابه پدری صبور عمل کرد که می‌داند در میان فرزندانش، صدای اعتراض، نقد و حتی عصبانیت طبیعی است، اما اجازه نمی‌دهد گروهی مزدور و سازمان‌یافته از این اعتراض‌ها به‌عنوان سپر انسانی برای پروژه براندازی استفاده کنند. این صبوری، نه نشانه ضعف، که نشانه بلوغ حکمرانی و اعتماد به مردم بود.
اما حقیقت تلخ این است که در میان این صبوری، خون‌هایی ریخته شد؛ خون سربازان وطن، نیروهای امنیتی، بسیجیان، پاسداران و مردم عادی کوچه و بازار. همان‌هایی که نه سیاست‌مدار بودند و نه بازیگر جنگ روایت‌ها، اما قربانی پروژه‌ای شدند که از اتاق‌های فکر غربی تا شبکه‌های رسانه‌ای فارسی‌زبان و سلبریتی‌های بی‌مسئولیت امتداد داشت. این خون‌ها، نه فقط نشانه مظلومیت، بلکه نشانه روشنی از خشونت پروژه براندازی است که با نقاب حقوق بشر و آزادی به میدان آمد اما بصیرت ملی باعث شکست آن شد.
۶۹۰ کشته‌شده اغتشاشات، اگر در چارچوب جنگ ترکیبی فهم شود، پیاده‌نظام دشمن بودند؛ کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه در مسیر عملیات دشمن حرکت کردند، زیر چتر رسانه‌ای شبکه‌های معاند قرار گرفتند و به‌عنوان نیروی میدانی پروژه آشوب عمل کردند. البته هر جان انسانی محترم است و هیچ مرگی قابل ستایش نیست، اما واقعیت سیاسی این است که این افراد در میدان نبرد نامتقارن، بخشی از معادله امنیتی بودند و پاسخ ملت و حاکمیت به آن‌ها، پاسخ دفاعی در برابر یک جنگ واقعی بود.
 
 
۲۴۲۷ سند مظلومیت و اقتدار
 
جمهوری اسلامی در این نبرد، نشان داد که حتی در مواجهه با دشمن، مرز اخلاق را حفظ می‌کند. اگر جمهوری اسلامی مانند بسیاری از دولت‌های مدعی حقوق بشر رفتار می‌کرد، شاید آمار کشته شده‌ها ده‌ها برابر می‌شد. اما سیاست صبوری و حلیم ماندن، تفکیک صفوف مردم واقعی از مردم نماهای پیاده نظام دشمن، هشدارهای مکرر و تلاش برای اقناع اجتماعی و پاسخ به مطالبات مردمی، نشان داد که اولویت نظام، پدری کردن و معلمی کردن است؛ آموزش جامعه، تفکیک حق از باطل و حفظ سرمایه اجتماعی. این همان حکمرانی پدرانه‌ای است که در اوج بحران، به جای انتقام کور، به تربیت سیاسی جامعه می‌اندیشد.
هر جان انسانی محترم است و هیچ مرگی قابل ستایش نیست، اما واقعیت سیاسی این است که این افراد در میدان نبرد نامتقارن، بخشی از معادله امنیتی بودند و پاسخ ملت و حاکمیت به آن‌ها، پاسخ دفاعی در برابر یک جنگ واقعی بود.
در سوی دیگر، پروژه اغتشاش، با ترکیب پیچیده‌ای از رسانه، سلبریتی، سرمایه‌داری فاسد، شبکه‌های خارجی و جریان‌های داخلی پیاده شد. هرکدام از این حلقه‌ها سهمی در ریختن این خون‌ها داشتند. از اتاق‌های فکر امنیتی غربی که سناریو نوشتند، تا شبکه‌های رسانه‌ای که خشونت را سفیدشویی کردند و حقیقت را سیاه‌نمایی نمودند، تا چهره‌های مشهور بی‌خبر که با یک پست یا استوری، آتش هیجان را شعله‌ور کردند، و تا سرمایه‌دارانی که از ناامنی سود بردند. این شبکه، شبکه خون بود؛ شبکه‌ای که باید پاسخگوی هر قطره خونی باشد که ریخته شد.
۲۴۲۷ شهید به مثابه یک خانواده‌اند، یک محله‌اند، یک مسجداند. کسانی که مردانه ایستادند تا این فتنه شوم به سرمنزل مقصود نرسد. این عدد، سند مظلومیت جمهوری اسلامی در برابر جنگ جهانی روایت‌هاست. اما هم‌زمان، این عدد سند اقتدار است؛ اقتدار ملتی که در برابر فشار ترکیبی ایستاد، تجزیه نشد، فرو نپاشید و روایت خود را حفظ کرد. اقتدار نظامی که با وجود تحریک گسترده، کنترل بحران را از دست نداد و کشور را از پرتگاه جنگ داخلی عبور داد.
بهرحال این پرونده به این راحتی‌ها بسته نخواهد شد. مطالبه خون این شهدا، مطالبه‌ای تاریخی است؛ مطالبه‌ای از آمران خارجی، طراحان داخلی، پیاده‌نظام رسانه‌ای و حامیان مالی اغتشاشات. عدالت خواهی و رسیدگی به جرایم همه افرادی که به هر نحوی در این مسیر دخیل بودند یک مطالبه واقعی و جدی و غیر قابل اغماض مردمی است و باید همه افرادی که خون مردم ایران بر گردنشان است مجازات شوند.
دشمنی و مکر و حیله و فتنه انگیزی دشمنان هم تمامی ندارد. تصور اینکه بازی تمام شده است اشتباه است. همچنان باید با چشمانی باز و با گوش‌های شنوا و با عزمی راسخ در برابر دشمنان آرایش نظامی و دفاعی خود را حفظ کنیم. بهرحال دشمنان هر بار با تاکتیک تازه‌ای پا به عرصه دشمنی می‌گذارند. این دشمنان چهار مرحله اصلی نبرد را امسال به صورت علنی بر روی ایرانیان اجرا کردند. جنگ مستقیم نظامی، اقدامات خرابکارانه، تحریم و جنگ اقتصادی و نهایتاً اغتشاش و جنگ داخلی. اما در همه آن‌ها با پاسخ سخت ملت ایران مواجه شدند و نهایتاً مجبور به عقب نشینی و اعتراف به شکست‌هایشان شدند.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات