صفحه نخست >>  عمومی >> پرسمان
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۷  ، 
کد خبر : ۳۸۷۳۷۴

با وجود کاهش سهم فروش نفت و دوبرابر شدن جمعیت، اقتصاد ایران چگونه توانسته است جایگاه خود را در میان ۲۰ اقتصاد بزرگ جهان بر مبنای برابری قدرت خرید حفظ کند؟

این سؤال به یکی از مهم‌ترین نقاط قوت و در عین حال پارادوکس‌های اقتصاد ایران پس از انقلاب اشاره دارد: حفظ مقیاس بزرگ اقتصاد ملی به‌رغم تحریم‌ها، کاهش سهم درآمد نفتی و رشد جمعیت، کلید درک این موضوع، در گذار از یک اقتصاد تک‌محصولی و مصرفی وابسته به یک اقتصاد مقاومتی و درون‌زا با تمرکز بر توسعه پایه‌های تولید داخلی نهفته است.

الف) عوامل تداوم مقیاس اقتصادی

1. توسعه پایه‌های تولیدی و صنعتی غیرنفتی:  برخلاف اقتصاد دوره پهلوی که عمدتاً بر درآمد نفت و واردات کالاهای مصرفی استوار بود، انقلاب اسلامی اولویت را بر خودکفایی و توسعه صنایع داخلی قرار داد. ایجاد زیرساخت‌های عظیم صنعتی در حوزه‌هایی مانند فولاد، پتروشیمی، خودروسازی، دارو و غذا، حتی با وجود کارایی چالشی، یک ظرفیت تولیدی عظیم در کشور ایجاد کرده که بخش عمده‌ای از نیازهای داخلی را تأمین می‌کند و پایه محاسبه تولید ناخالص داخلی بر مبنای برابری قدرت خرید (PPP) را تشکیل می‌دهد. این شاخص، قدرت خرید کالاها و خدمات تولیدشده در داخل را می‌سنجد و نسبت به نوسانات ارزی حساسیت کمتری دارد.

2. مقاومت و تطابق بخش نفت: اگرچه سهم درآمد نفتی در بودجه کاهش یافته، اما این بخش کماکان نقش حیاتی دارد. ایران با وجود تحریم‌های شدید، با استفاده از راهکارهایی مانند تجارت با شرکای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خاص و بازطراحی در بازارهای صادراتی، توانسته جریان درآمدهای ارزی خود را تا حد قابل توجهی حفظ کند. هرچند گزارش‌ها حاکی از فروش با تخفیف و چالش‌هایی در این مسیر است. در دوران پهلوی، تمامی تصمیمات کلان نفتی با مشورت و نظارت مستقیم بیگانگان گرفته می‌شد و درآمد آن صرف خرید کالاهای مصرفی و تجملاتی وگسترش صنایع مونتاژ می‌شد.

3. توسعه بازار داخلی و نیروی انسانی: دوبرابر شدن جمعیت، اگرچه یک چالش بزرگ معیشتی است، اما در محاسبات اقتصادی یک بازار مصرفی بزرگ و یک نیروی کار گسترده نیز محسوب می‌شود. این عامل در محاسبه تولید ناخالص داخلی بر مبنای PPP یک مزیت مقیاس محسوب می‌گردد. این در حالی است که در دوره پهلوی، توسعه اقتصادی کم‌شمار و نامتوازن بود و بهره‌مندی از مواهب رشد، عمدتاً در انحصار طبقات خاص و کلانشهرها قرار داشت.

ب) مقایسه تطبیقی با دوران پهلوی

برای درک بهتر این تحول، نگاه مقایسه‌ای زیر گویاست:

 

 

مولفه اقتصادی

وضعیت در اقتصاد دوران پهلوی (وابستگی)

وضعیت در اقتصاد کنونی (مقاومتی و درون‌زا)

منبع اصلی درآمد

وابستگی کامل و تک‌محصولی به نفت و فروش خام آن.

تنوع نسبی؛ اتکا به نفت + تولیدات صنعتی، معدنی و کشاورزی.

کارکرد درآمد نفت

تأمین هزینه‌های مصرفی، خرید کالاهای لوکس و نظامی از خارج.

سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های تولیدی (هرچند با چالش‌های کارایی)

بنیان تولید

اقتصاد مونتاژمحور و وابسته به واردات قطعات و فناوری.

حرکت به سمت اقتصاد دانش‌بنیان و تولید داخلی بسیاری از قطعات و کالاهای اساسی.

ثبات در تهدید

شکنندگی بالا؛ اقتصاد با اولین شوک نفتی (۱۹۷۳) دچار آشفتگی و تورم افسارگسیسته شد.

تاب‌آوری نسبی؛ حفظ ساختار اقتصادی به‌رغم تحریم‌های حداکثری و جنگ اقتصادی.

گفتمان حاکم

وابستگی و مصرفگرایی تحت نظارت مشاوران خارجی.

استقلال، خودکفایی و اقتصاد مقاومتی با تأکید بر تولید

 

در جمع‌بندی و تحلیل نهایی باید گفت حفظ جایگاه ایران در میان اقتصادهای بزرگ جهان بر مبنای PPP، هرچند با چالش‌های جدی معیشتی همراه بوده، اما نشان‌دهنده تحقق نسبی یک راهبرد کلان است. این راهبرد، مبتنی بر جایگزینی تدریجی پایه‌های تولید داخلی به جای واردات محض و حفظ حداکثری توان صادراتی نفت در سخت‌ترین شرایط بوده است. این مدل، در تضاد کامل با الگوی شکننده، مصرفی و کاملاً وابسته دوره پهلوی قرار دارد که ثروت ملی را به جای تبدیل به زیرساخت مولد، صرف مصرف زودگذر می‌کرد. بنابراین، این تداوم مقیاس اقتصادی، حاصل اراده معطوف به خوداتکایی و قدرت تطابق بخش‌های مختلف اقتصاد در شرایط فشار است.

منبع: پرسمان سیاسی شماره 23

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات