1. ایجاد زنجیره ارزش یکپارچه و مقاوم در برابر تحریم؛ پیش از انقلاب، رویکرد غالب در صنایع وارداتمحور و مونتاژ بود. حتی در صنعت خودروسازی، تولید به معنای واقعی وجود نداشت و اغلب به مونتاژ قطعات وارداتی محدود میشد. این مدل، اقتصاد را به شدت در برابر نوسانات خارجی آسیبپذیر میکرد.انقلاب اسلامی با اولویتدادن به صنایع مادر، این منطق را وارونه کرد. امروز صنایع استراتژیک مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی، یک زنجیره ارزش درونزا ایجاد کردهاند. به عنوان مثال، شرکت فولاد مبارکه نه تنها نیاز صنایع داخلی را برطرف میکند، بلکه بیش از ۹۰ درصد نیاز فولادی یک غول صنعتی مانند ایرانخودرو را نیز تأمین مینماید. این همکاری از سطح خرید و فروش فراتر رفته و به یک شراکت استراتژیک ملی برای تحقیق و توسعه، ارتقای کیفیت و داخلیسازی هرچه بیشتر تبدیل شده است. هدف، رسیدن به خودکفایی کامل در تأمین نیازهای صنایع پیشرفتهتر است. این شبکه درونی، اقتصاد را در برابر تحریمها و فشارهای خارجی مقاوم ساخته است.
2. جهش در اشتغالزایی و مهارتآفرینی؛ این صنایع بزرگ، بهعنوان موتورهای اصلی اشتغال عمل میکنند. به اعتراف کارشناسان، صنایع استراتژیک هم مشاغل مستقیم زیادی ایجاد میکنند و هم دهها هزار شغل غیرمستقیم در بخشهای پایین دستی، تأمین قطعات، حملونقل و خدمات مرتبط به وجود میآورند. برای نمونه، صنعت پتروشیمی با توسعه واحدهای متعدد در سراسر کشور، به ویژه در مناطق محروم، هزاران فرصت شغلی با ارزش افزوده بالا ایجاد کرده است. این روند، در تضاد کامل با وضعیت پیش از انقلاب است که تمرکز صنایع در چند نقطه خاص و وابستگی به واردات، فرصتهای شغلی محدودی پدید میآورد. امروز، نیروی انسانی متخصص تربیت شده در این صنایع، خود به یک سرمایه ملی بیبدیل تبدیل شده است.
3. افزایش ارزش افزوده و خلق ثروت ملی؛ گذر از فروش مواد خام به تولید کالاهای نهایی و صادرات محصولات با فناوری بالاتر، قلب این تحول است. برای مثال، ایران با تولید سالانه بیش از ۳۰ میلیون تن فولاد، در زمره ۱۰ کشور برتر تولیدکننده فولاد جهان قرار گرفته است. این جایگاه، حاصل توسعه هدفمند صنایع فولاد از ابتدای انقلاب است. این صنعت، ارزش افزوده سرشاری از سنگ آهن داخلی ایجاد و آن را به کالایی راهبردی و صادراتی تبدیل کرده است. به همین ترتیب، صنعت پتروشیمی با تبدیل گاز و میعانات گازی به محصولات با ارزشی مانند پلیمر، کود و محصولات شیمیایی، سهم عمدهای در خلق ثروت و ارزآوری غیرنفتی دارد.
4. مقایسه گویا با دوران پیش از انقلاب؛ برای درک عمق این تحول، مقایسه زیر گویاست:
|
شاخص |
وضعیت پیش از انقلاب (دوره پهلوی) |
وضعیت فعلی (پس از انقلاب اسلامی) |
|
خودروسازی |
محدود به مونتاژ چند مدل خودروی خارجی با درصد پایین قطعهسازی داخلی. |
تولید سالانه حدود ۱ میلیون دستگاه خودرو (در سالهای اوج)، با زنجیره تأمین گسترده داخلی و برنامهریزی برای خودکفایی در مواد اولیه. |
|
فولاد |
تولید ناچیز (کمتر از ۱ میلیون تن در سال) و وابستگی شدید به واردات. |
تولید بیش از ۳۰ میلیون تن در سال و قرارگیری در جمع ۱۰ کشور برتر جهان.
|
|
پتروشیمی |
ظرفیت تولید محدود و اولیه. |
تبدیل شدن به دومین صنعت بزرگ بورسی کشور با ارزش بازار حدود ۲۳۳۰ هزار میلیارد تومان و صادرات به دهها کشور جهان. |
|
الگوی توسعه |
واردات کالای نهایی و مصرف درآمدهای نفتی |
توسعه صنایع مادر، ایجاد زنجیره ارزش داخلی و حرکت به سمت اقتصاد دانشبنیان. |
بنابراین، پروژههای بزرگ ملی، با تغییر الگوی توسعه از مصرف وارداتی به تولید زنجیرهای، بنیان اقتصاد ایران را دگرگون کردهاند. این صنایع، با ایجاد شبکهای به همپیوسته از تولید، اشتغال و نوآوری، نه تنها نیازهای اساسی کشور را تأمین میکنند، بلکه با ایجاد ارزش افزوده بالا، ثروتی ماندگار و غیرنفتی خلق کردهاند. این مسیر، که مبتنی بر خوداتکایی و مقاومت اقتصادی است، عینیت بخشیدن به شعار «استقلال» در عرصه اقتصاد و صنعت میباشد و پایهای اساسی برای تحقق «تمدن نوین اسلامی» فراهم آورده است.