برخلاف گذشته که قدرت در انحصار دولت تصور میشد و مفروض آن بود که این دولت است که صرفاً بهصورت یکجانبه و از بالا به پایین به جامعه اعمال قدرت میکند، در رویکردهای نوین در تحلیل قدرت از وجود قدرت در سطح جامعه و اعمال قدرت از پایین به بالا سخن گفته میشود. از اینرو، در این رویکردها، وجود دولت قوی منوط به کیفیت رابطه آن با جامعه و نیروهای اجتماعی است؛ یعنی در صورتی که دولتها قادر به جلب حمایت و همراهی آحاد شهروندان باشند و دولت از سرمایه اجتماعی کافی میان شهروندان برخوردار باشد، قوی تلقی شده و میتواند در اداره جامعه کارآمد باشد. بنابراین، امروزه توفیق دولتها در اداره جامعه، منوط به همراهی و پشتیبانی شهروندان از دولتهاست.
با توجه به آنچه گفته شد، راز توفیق و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در برخی حوزهها و انباشته شدن برخی مسائل در حوزههای دیگر را میتوان توضیح داد و در همین زمینه، یکی از مهمترین دلایل توفیق جمهوری اسلامی در فایق آمدن بر فشارهای خارجی و خنثی کردن توطئههای مختلف دشمنان را میتوان درک کرد.
اتکا به حمایتهای مردمی
گزارهای که توضیح داده شد، بهخوبی در مدیریت اغتشاشهای دیماه بهکار بسته شد؛ به این ترتیب که مدل مدیریت این اغتشاشها اینگونه بود که بعد از آنکه دشمن در میدان تلفات بسیاری به کشور وارد کرد و عزیزان ما را به شهادت رساند، مردم با حضور خود در راهپیمایی ۲۲ دیماه، آتش اغتشاش را خاموش کردند. درواقع، اگر مردم در ۲۲ دیماه به میدان نمیآمدند، شاید حجم و شدت خسارتهای دشمن بسی بیشتر از این میشد. به عبارتی، برای تأمین امنیت و دفع آتش اغتشاش دشمن، اگرچه نیروهای نظامی و امنیتی در میدان حضور داشتند و جانفشانی کردند، اما تنها زمانی که مردم به میدان آمدند، آتش این اغتشاشها خاموش و مدیریت شد؛ یعنی اگر مردم در حمایت از امنیت کشور و حافظان آن به میدان نمیآمدند، هم مدیریت کار دشوار میشد و هم هزینهها و خسارتهای مواجهه با اغتشاشها، بسی فراتر میرفت.
به همین سیاق، شرط اساسی مواجهه قدرتمندانه با دشمنانی که اکنون با متراکمسازی فشارها و تهدیدها در میدانهای اقتصادی، نظامی و رسانهای ایران و ایرانیان را تهدید میکنند، آن است که علاوه بر حفظ و ارتقای قابلیتهای دفاع نامتقارن، ظرفیتهای مردمی هم به میدان بیاید و با نمایش وحدت و انسجام ملی، به دشمن سیلی زده شود؛ زیرا مهمترین متغیر تعیینکننده امکان حمله دشمن به ایران، وضعیت داخلی ایران است؛ به این ترتیب که اگر دشمن احساس کند که با حمله به ایران، مردم ایران با او همراهی میکنند یا حداقل نسبت به سلطه خارجی و دخالت بیگانگان در ایران بیتفاوت میمانند، حتماً ضربه خواهد زد.
به همین دلیل است که رهبر معظم انقلاب نیز حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن را مایه یأس دشمن دانستند و فرمودند: «قدرت ملی بیش از آنکه وابسته به موشک و هواپیما باشد وابسته به اراده و ایستادگی ملتهاست... همچون قضایای مختلف گذشته، باز هم با نشان دادن قدرت ملی یعنی اتحاد، قدرت فکر و اراده و انگیزه و ایستادگی خود در برابر وسوسهها، دشمن را مأیوس کنید؛ چرا که تا دشمن مأیوس نشود، دست از آزار و اذیت برنمیدارد».
آنگونه که از فرمودههای معظمله نیز استنباط میشود، شرط خنثیسازی تهدیدهای دشمن و به پایان رسیدن این وضعیت تعلیق یا وضعیت نه جنگ نه صلح و همچنین، از بین بردن امکان حمله دشمن به ایران، آن است که ملت ایران با وحدت و انسجام و نمایش مقاومت و اراده تسلیمناپذیر خود، سیلی محکمی به دشمن بزند تا محاسبات غلط او را در قبال ایران و ایرانیان اصلاح کند که به جای تشدید یا تصاعد فضای فشارها علیه ایران، با زبان تکریم با ملت ایران سخن بگوید.
خنثیسازی فشارهای اقتصادی
نکته مهم دیگر در این زمینه آن است که همانگونه که تأمین امنیت پایدار و خنثیسازی فشارها و تهدیدهای خارجی، همراهی، نقشآفرینی و حضور مردم در میدان است، در حوزه اقتصاد و معیشت نیز باید وضعیت اینگونه باشد تا افقهای روشنی در اقتصاد و معیشت در کشور نمایان شود؛ یعنی مردم در حوزه اقتصاد نیز باید به مسئولان کمک کنند و همانند عرصههای مقابله با اغتشاشگران در داخل کشور و دشمنان خارجی که حضور و پشتیبانی مردم از نظام و مسئولان مایه قدرت و اقتدار کشور است، در حوزه اقتصادی نیز باید با این قبیل حمایتها، امکان رفع آسیبهای اقتصادی و خنثیسازی فشارهای دشمن از ناحیه اقتصاد را برای کشور فراهم کنند.
بهطور طبیعی، با توجه به مشکلات اقتصادی و بهویژه بیثباتی شرایط بازارهای مختلف، منظور آن نیست که آحاد مردم باید ریاضت اقتصادی بکشند، بلکه منظور آن است که برخی کنشهای اقتصادی آسیبزا باید با مراقبت و ظرافت مدیریت شود تا نقطه آسیبپذیری ملی ترمیم و ابزار فشار دشمن خنثی شود؛ زیرا بدون همراهی و پشتیبانی مردم، امکان مدیریت اوضاع اقتصادی و مقابله با فشارهای اقتصادی دشمن، واقعاً دشوار خواهد بود. تجربه حدود دو دهه گذشته نیز مؤید این نکته است.
ممکن است سؤال شود که آحاد جامعه چه باید بکنند که در خنثیسازی فشارهای اقتصادی دشمنان مؤثر باشند؟ به طور مختصر باید گفت وجود آسیبهایی، چون اسراف، تجملگرایی و مصرفزدگی در کشور و سبک زندگی آحاد جامعه، یکی از مهمترین مجراهای آسیبپذیری کشور در برابر فشارها و تهدیدهای اقتصادی دشمن است که جز با همراهی مردم قابلمدیریت نیست و اتفاقاً با رعایت ظرافتهای لازم در این زمینه، بهخوبی میتوان ابزار برخی فشارها را از دست دشمن خارج کرد و امکان مدیریت کارآمد اقتصادی را برای مسئولان تسهیل کرد. علاوه بر این، با مردمیسازی اقتصاد و فراهم کردن زمینههای مشارکت بیشتر و قویتر مردم در اقتصاد میتوان بسیاری از گرههایی که درصدد یافتن راهحلهای آنها در خارج از کشور هستیم، با اتکا به همین ظرفیتهای مردمی حل و رفع کرد.
سخن پایانی
در پایان باید گفت اتکا به حمایتهای مردمی و نقش آفرینی مردم در جمهوری اسلامی ایران در دفع فشارها و توطئههای گوناگون، یکی از مهمترین رازهای توفیق جمهوری اسلامی در عبور از وضعیت دشواری است که همواره دشمنان برای ایران رقم زدهاند. بر این اساس، این مدل باید در مدیریت سایر چالشهایی که اتفاقاً نقطه ضعف و پاشنه آشیل قدرت ملی هستند، بهویژه در حوزه اقتصاد و معیشت بیش از پیش به کار بسته شود.