صبح صادق >>  صفحه آخر >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۸  ، 
کد خبر : ۳۸۸۶۸۵

یادمان

خورشید خاوران

اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد

از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد

عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم

با امتی ز داغ امام شهید کرد

ما را که عشق خامنه‌ای بود جرم‌مان

زین داغ نزد طعنه‌زنان، روسفید کرد

دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی

این بار تیغ، اراده‌ی حبل‌الورید کرد

در سوگ او امام زمان ناله می‌کند

آن‌سان که در مصیبت شیخ مفید کرد

پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش

آری مراد، عزم وصال مرید کرد

موی جوان در آینه بنگر که شد سپید

از مویه‌ها که در غم پیر فقید کرد

جانم فدای قامت سروش که خصم را

در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد

نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز

آتش روان به خرمن خصم پلید کرد

با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح

نزدیک‌تر به ساحل و صبح امید کرد

خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی

بر باختر عذاب خدا را شدید کرد

قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید.

زیرا جحیم، غرش «هل من مزید» کرد

افشین علا

عبای مهربان

با آن عبای مهربان از پیش ما رفتی‌ای تا ابد دردت به جان، از پیش ما رفتی

آخر کجا رفتی؟ بگو آخر کجا رفتی؟

آرام، تنها، بی‌صدا پیش خدا رفتی؟

با خود نگفتی: عاشقانت بی‌تو میمیرند؟

با خود نگفتی: نیستی دلشوره میگیرند؟

دیشب تو را خیلی صدا، خیلی صدا کردیم

وقتی خبر آمد تو رفتی، گریه‌ها کردیم

باید عزاداری کنیم امسال با غم‌ها

دیگر نمی‌آییم پیش تو محرمها:

هر شب محرم پای تو ما گریه می‌کردیم

با آه جانفرسای تو ما گریه می‌کردیم

تو ذکر می‌گفتی میان روضه و یکریز

با ذکرگفتن‌های تو ما گریه می‌کردیم

در فاطمیه اشکهایت اوجِ ماتم بود

با ذکر یازهرای تو ما گریه می‌کردیم‌ای اشکهایت آسمان‌ای اشکهایت نور

با گریه کردن‌های تو ما گریه می‌کردیم

حالا جهان‌ای شعر غمگین اشک می‌ریزد

بی‌تو خیابان «فلسطین» اشک می‌ریزد

هم‌چون عقیق تو همیشه راه تو سرخ است

انگشتر العزه لله تو سرخ است‌ای کاش ما جای تو در آوار می‌ماندیم‌ای کاش می‌مردیم و از داغت نمی‌خواندیم

رضا یزدانی

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات