تحولات پرشتاب در غرب آسیا پس از آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، موازنه ژئوپلیتیک منطقه را دستخوش تغییرات کرده است. اکنون، پس از منع تردد از تنگه هرمز، نگاه تحلیلگران به دومین شاهراه حیاتی انرژی جهان، یعنی تنگه بابالمندب دوخته شده است؛ گذرگاهی باریک، اما استراتژیک که بسته شدن آن میتواند اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد. تنگه بابالمندب که یمن را از جیبوتی و اریتره جدا میکند، تنها ۲۶ کیلومتر عرض دارد و شاهراه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند است. حدود ۱۵ درصد از تجارت جهانی دریایی، ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهان و نزدیک به ۱۰ درصد از صادرات دریایی نفت خام از این مسیر انجام میشود. هر سال بیش از ۲۰ هزار کشتی از آن عبور میکنند؛ کشتیهایی که بسته شدن این مسیر را معادل قطع شریان حیاتی تجارت جهان میدانند.
اکنون همزمان با بسته ماندن تنگه هرمز، تحلیلگران نسبت به استفاده احتمالی ایران از ظرفیت متحدانش در یمن هشدار دادهاند. انصارالله یمن، شاخه جنوبی محور مقاومت، در جریان جنگ غزه با انجام بیش از صد حمله به کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونی، توانایی خود را در هدف قرار دادن این تنگه حیاتی نشان داده و در دو بار درگیری با آمریکاییها، آنها را ناکام گذاشته است. هرچند تاکنون وارد اقدام مستقیم در بحران جدید نشدهاند، اما هشدار برخی از مقامات کشورمان درباره «گسترش کارزار دریایی» همه نگاهها را متوجه صنعا کرده است. کارشناسان از این ابزار به عنوان کارت فشار راهبردی یاد میکنند که در صورت تشدید درگیری با آمریکا، به کار گرفته خواهد شد و علاوه بر ۲۰ درصد نفت جهانی تنگه هرمز، ۱۰ درصد دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد. بستهشدن بابالمندب، به ویژه همزمان با انسداد هرمز، تبعاتی سنگین برای اقتصاد جهان خواهد داشت و اثرات آن در اقتصاد جهانی ضریب چند برابری خواهد گرفت. در سطح ژئوپلیتیک نیز، ادامه این وضعیت توان بازدارندگی آمریکا در تضمین امنیت گذرگاههای آبی را به چالش میکشد؛ موضوعی که به گفته منابع بینالمللی، ساختار قدرت واشنگتن را بیش از پیش زیر سؤال خواهد برد. در مجموع، منابع اطلاعاتی غربی و منطقهای بر این باورند که ایران فعلاً ترجیح میدهد بابالمندب را به عنوان اهرم فشار در انتظار حفظ کند، اما هرگونه اقدام نظامی بیشتر از سوی آمریکا میتواند این گذرگاه را وارد بحران عملیاتی کند. به این ترتیب، دریای سرخ در حالی به صحنهی آمادهباش تبدیل شده که جهان بیم آن دارد این بار، بحران انرژی به قلب بازارهای جهانی سرایت کند.
از طرفی، کارت دیگر کریدوری ایران، کریدور عرب-مدیترانه (IMEC) است که آمریکا و رژیم صهیونی با فشار سیاسی و استفاده از پیمان ابراهیم، سعی بر گره زدن منافع متحدان خود از جمله هند و کشورهای عربی خلیجفارس داشت. حالا ضربات ایران به مبادی ورودی و خروجی حائز اهمیت این کریدور یعنی بندر جبلعلی و حیفا، علاوه بر ایجاد اختلال در امنیت تجاری، رویای کریدوری آمریکایی-صهیونی برای غرب آسیا را به باد داده است.