صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۸۷۹۰

«محرمعلی آهنگریان» آزاده ای که از سال 58 به مدت 11 سال در اسارت رژیم عراق بود نقل می کند:حجت الاسلام سیدعلی اکبر ابوترابی اخلاقی عالی داشت و حتی در زمان اسارت در اردوگاه شاهد بودم که نیروهای بعثی به رغم اعمال شکنجه های جسمی و روحی طاقت فرسا در مورد ایشان، برای وی احترام خاصی قائل بودند.

آقای ابوترابی ضمن دعوت اسرا به صبر و استقامت به آنها هشدار می داد تا ضمن تقویت روحیه ، خود را از آسیب پذیری ناشی از ضربات روحی و جسمی دشمن حفظ نمایند. ایشان دائما روزه بودند و نماز شب می خواندند و برخوردهای انسانی و اخلاقی شان با سربازان و نیروهای عراقی حاضر در اردوگاه تاثیر بسیار مثبتی برآنان گذاشته بود.

پس از آزادی حاج آقا ابوترابی از یک سروان عراقی که به تازگی به عنوان یکی از فرماندهان اردوگاه (رمادی 9) تعیین شده بود، شنیدم که می گفت:«من تازه متوجه شده ام که چه شخصیت بزرگی از پیش ما رفت و ما از اخلاق و معلومات ایشان استفاده نکردیم.

«سید حسن موسوی» یکی دیگر از آزادگانی که مدت 8 سال و نیم در عراق اسیر بوده می گوید: به جرات می توان گفت که آقای ابوترابی با چند دقیقه صحبت کردن، اسرایی را که از همه چیز و همه جا مایوس و ناامید شده بودند دگرگون می کرد.دلداری های ایشان به اسرا در آن شرایط نامطلوب و طاقت فرسا از هر دارویی شفابخش تر بود.

«اسماعیل بامیان» آزاده دزفولی که مدت 10 سال در عراق اسیر بوده می گوید: در یکی از روزهای دوره اسارت در سال 61 یکی از مسئولان صلیب سرخ که به اردوگاه رمادیه آمده بود، می گفت: من در بازدیدهای مختلف از اردوگاه های اسرا در دیگر کشورهای جهان شاهد روانی شدن و یا خودکشی تعدادی از اسیران جنگی بوده ام، ولی در اردوگاه های اسیران ایرانی متوجه شدم که اغلب آنان از روحیه بسیار قوی و بالایی برخوردارند و به جای مطرح کردن مشکلات خود از مسایل و مشکلات مردم فلسطین وافغانستان می گویند. آقای ابوترابی در پاسخ وی گفت: روحیه اسرای ایرانی ناشی از انس و آشنایی با افکار و آرمان های والای امام خمینی و مکتب اسلام و امامان شیعه است. به گفته وی، حتی نمایندگان صلیب سرخ و فرماندهان عراقی نیز تحت تاثیر رفتار و صلابت آقای ابوترابی قرار می گرفتند.

«عبدا... سرابی» آزاده ای که مدت هشت سال و نیم در عراق اسیر بوده، درباره تاثیر شخصیت حجت الاسلام ابوترابی بریکی از نمایندگان صلیب سرخ گفت: یکی از نمایندگان صلیب سرخ به نام «میشل» که هر 54 روز یکبار برای بازدید و گرفتن آمار اسرا به اردوگاه می آمد، بسیار مودبانه در کنار آقای ابوترابی می نشست و غرق در سخنان ایشان می شد.

وی افزود: ماموریت این شخص دو سال طول کشید و پس از آن دیگر خبری از او نشد. روزی در اردوگاه از یکی اساتید زبان فرانسه که مترجم «میشل» بود درباره وی سوال کردم و آن استاد گفت: دیگر به میشل اجازه آمدن به اردوگاه را نمی دهند زیرا او مسلمان و شیعه شده است.

این آزاده گفت: آن استاد که مترجم اردوگاه نیز بود نامه ای از میشل به من نشان داد که با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع شده بود. میشل در نامه خود نوشته بود: من تحت تاثیر راهنماییهای آقای ابوترابی به ایران رفته و پس از خواندن کتابهای شهید مطهری، نزد علامه طباطبایی رفتم و اکنون افتخار می کنم که یک شیعه هستم.

این آزاده که بسیار متاثر بود، افزود: میشل در یکی از دیدارهایش از اردوگاه موصل 4 به یکی از مترجمان گفته بود، من نمی دانم آقای ابوترابی چه ویژگی داردکه وقتی دست آدم را در دست خود می گیرد، گویی قلب انسان در مشتش گرفته است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات