صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۹۴۹۶۲
در گفتگوی اختصاصی با نماینده جریان اصولگرا در مجلس شورای اسلامی مطرح شد
علیرضا کوهکن اشاره: مدتی است که در جامعه شناسی سیاسی جریانات اجتماعی ایران تغییری رخ داده است. جریانات سنتی سیاسی چپ و راست تغییراتی کرده اند و جریان سیاسی جدیدی به نام «اصولگرایی» سر برآورده و توانسته مقبولیت زیادی در میان مردم به دست آورد. برای بررسی علت این امر، خدمت دکتر حسین مظفر از فعالان جریان اصولگرایی، وزیر اسبق آموزش و پرورش و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی رسیدیم. آنچه می خوانید مشروح گفتگوی ما با ایشان است.

* تعریف شما از اصولگرایی چیست؟
** اگر بخواهیم یک تعریف جامع از اصولگرایی داشته باشیم باید بگوییم که اصولگرایی ابتناء عمل و رفتار و کردار یک فرد براساس مولفه ها و شاخصه های اصولی و مبنایی است یعنی در حقیقت تنظیم رفتار، کردار، شخصیت و موضع گیری افراد براساس یک سری از مبانی و آرمان ها را اصولگرایی می نامیم.
* در جامعه سیاسی ایران جناح بندی های مختلفی از قبل وجود داشت. علت طرح گفتمان اصولگرایی در کنار این گروه بندی ها چه بود؟
** اولا جناح های چپ و راست موجود در جامعه ایران ماهیت حقیقی خود را از دست داده اند ثانیا برای جلوگیری از آفت های جناح بندی های کاذب در جامعه نیاز به انجام اقدامی فراجناحی تحت عنوان اصولگرایی پیدا شده و جناح هایی که به آنها چپ اطلاق می شد اندیشه و آرمان و موضعگیری آنها متفاوت بود با آنچه حزب چپ براساس آن شکل گرفته بود. احزاب راست نیز به همین وضع مبتلا شده بودند. این جناح بندی ها و مرزبندی ها مربوط به فرهنگ بومی ما نیست بلکه واژه های وارداتی از غرب است که نمی تواند در فرهنگ ما جایی پیدا کند. بدین جهت مخدوش شدن مرزهای چپ و راست و آسیب هایی که از این نوع مرزبندی در سطح جامعه ما مطرح شده باعث شد، بحث اصولگرایی مطرح شود. این اصولگرایی یک نحله فکری یا گروه سیاسی نیست. به عبارت بهتر اصولگرایی متعلق به طیف سیاسی خاصی نیست. اصولگرایی به معنی بنیادگرایی و تحجرگرایی هم نیست. بلکه در حقیقت اصولگرایی یک مفهوم فرهنگی و معرفتی است در بستری اندیشه ای و فکری که رفتار و گفتار انسان را فراتر از وابستگی های حزبی مطرح می کند و مولفه ها و شاخصه هایی در آن وجود دارد که می تواند فراتر از احزاب معمولی انسان های طرفدار این شاخصه ها را دور هم جمع کند در حقیقت اصولگرایی انسان های طرفدار آن را از یک طیف سیاسی خارج می کند و به طیف فرهنگی و معرفتی تبدیل می کند.
* به نظر شما علت طرح بحث اصولگرایی توسط رهبر معظم انقلاب چه بود و ایشان چه شاخصه هایی را برای اصولگرایی تعیین نمودند؟
** علت طرح اصولگرایی جلوگیری از آسیب های وارده به طرفداران جناح های مصطلح بود از جمله این آسیب ها عدم پایبندی به تفکر جناحی که متعلق به آن هستند بود برداشت های شخصی از بحث احزاب سبب چند پارگی جامعه، ملتهب شدن و زدگی نخبگان سیاسی شد این وضعیت نیازمند تغییر مرزبندی ها و جلوگیری از آسیب ها بود لذا بحث اصولگرایی مطرح شد تا مرزبندی ها و جناح بندی های کاذب و جعلی اصلاح شود و روند مطلوب تری را پیدا کند.
شاخصه اول اصولگرایی دین گرایی و اسلام گرایی است زیرا که ما در بستر اندیشه دینی صحبت می کنیم. طبیعی است که اصولگرایی یکی از مهمترین مولفه های آن که هویت آن راتعیین می کند دین گرایی و اعتقاد به مبانی دینی در برداشت ها، موضعگیری ها و در رفتارها است.
شاخصه دوم اصولگرایی، حق گرایی است که در اصولگرایی شاخصه بسیار مهمی است. در احزاب مصطلح این شاخصه خیلی معنی و مفهومی ندارد چون در این احزاب حق آن است که گروه و طیف سیاسی او می گوید. اما اصولگرایی معتقد است افراد اصولگرا بر مبنای حق باید قضاوت کنند و حق معیار و ترازوی قضاوت او باشد و حق را با گروه و حزب خود نسنجد. بلکه همه چیز را با معیار حق بسنجد. این اعتقاد سبب می شود که اگر نزدیک ترین دوست او خلاف حق عمل کند، او را تایید نکند و اگر مخالف اندیشه او حق بگوید، آن را تایید کند. این شاخصه مهم متاسفانه در جریان حزب گرایی ما مفقود است، بزرگنمایی های کاذب و کوچک نمایی های غیرمنصفانه به خاطر طرفداری از گروه خود یا مخالفت با گروه مخالف حزب خود سبب قربانی شدن حق شده و هواداری به عنوان یک اصل تلقی شود.
سومین مولفه اصولگرایی احساس مسئولیت و دردمندی است. یک انسان اصولگرا، انسان منزوی و ساکت نیست که دیگران برای او سرنوشت تعیین کنند بلکه خود در تعیین سرنوشت خود سهیم است و جامعه را پویا و زنده نگه می دارد. انسان اصولگرا می خواهد که همه مردم درباره مسائل جامعه احساس مسئولیت کنند و مشارکت داشته باشند.
مولفه چهارم اصولگرایی، اعتقاد به تلفیق حقیقتگرایی و واقع بینی است انسان ها دو طیف هستند، بعضی آرمانگرای محض هستند بدون توجه به واقعیات و بعضی دیگر واقع گرا هستند، بدون توجه به حقایق. هر دو اینها اشتباه می کنند.
فرد اصولگرا تلفیقی از این دو را می پذیرد. از یک سو به آرمان ها توجه دارد که به او جهت، پویایی و امید می دهند و از سوی دیگر به واقعیت ها توجه می کند تا با برنامه ریزی از این واقعیت ها و مشکلات عبور کند لذا فرد اصولگرا را می توان حقگرای واقع بین دانست.
شاخصه پنجم اصولگرایی اعتدال است. انسان اصولگرا افراط و تفریط نمی کند. در کردار و رفتار و در موضعگیری ها دارای انصاف و معتدل است.
شاخصه ششم اصولگرایی، شایسته سالاری است. انسان اصولگرا معتقد است که در گزینش مسئولان که در بخش های مختلف فعالیت می کنند بایستی شایسته سالاری حاکم باشد. احزاب موجود نامزدهای خود را هر چند ناشایست باشند معرفی می کنند اما در اصولگرایی ممکن است که یک حزب حاکم باشد اما همیشه شایسته سالار است و افرادی را انتخاب می کند که جزء شایسته ترین و توانمندترین افراد از لحاظ اخلاقی و مدیریتی باشند تا بتوانند مسئولیت را به درستی به مقصد برسانند.
شاخصه هفتم اصولگرایی، ترجیح منافع عمومی و منافع ملی بر مصالح گروهی، حزبی و شخصی است. البته احزاب دارای اهدافی هستند که اعضای آن سعی در تحقق آن اهداف دارند اما همیشه باید فعالیت حزب در چارچوب مصالح نظام و مصالح عمومی باشد بدترین شیوه سیاست ورزی ترجیح منافع گروهی، حزبی و شخصی و قربانی کردن منافع عمومی است. فعالیت های انسان اصولگرا در چارچوب مصالح ملی و مرزهای قانونی نظام خود تنظیم می شود.
شاخصه هشتم اصولگرایی ساده زیستی است. فرد اصولگرا باید به نحوی عمل کند که با مردم فاصله نداشته باشد و همراه و در کنار مردم و در خدمت آنها و مانند آنها زندگی کند. کسی که در زندگی غرق در ثروت باشد طبعا نمی تواند درد دیگران را احساس کند و برای جامعه تلاش کند. فرد اصولگرا قبل از اصلاح جامعه ، به اصلاح خود می پردازد.نگاه اصولگرایی خودسازی را در کنار جامعه سازی مطرح می کند. طبیعی است کسی که نتواند خودسازی کند، نمی تواند جامعه خود را بسازد.
شاخصه نهم اصولگرایی، روحیه خدمتگزاری به مردم است. هدف از مسئولیت ها و به دست گرفتن قدرت ارائه خدمت است و قدرت و مسئولیت وسیله ارتزاق و سوءاستفاده نیست قدرت ابزاری برای حل مشکلات مردم و خدمت به آنها تلقی می شود. فرد اصولگرا تمام تلاش خود را انجام می دهد، تا صادقانه به مردم خدمت کند.
شاخصه دهم اصولگرایی، استفاده صحیح از قدرت است. استفاده صحیح از قدرت سبب اصلاح جامعه و نظام می شود.
شاخصه آخر اصولگرایی، آزاداندیشی و تحول خواهی و تحول گرایی است. آزاداندیشی به این معنی که فرد اصولگرا هرگز دچار تحجر و جمود نمی شود. اصولگرایی به معنای بنیادگرایی نیست بلکه به معنای اعتقاد به اصالت ها و هویت ها به عنوان سکو و معنا و در عین حال نوآوری ها و مقتضیات زمان و مکان است. اصولگرا فقط با اصالت ها متناسب و با مقتضیات زمان موضعگیری می کند. اصولگرا اصلاح طلب است اما اصلاح طلبی او هم خوانی با اصول او دارد و اصلاح طلبی او با هویت دینی او هم خوانی دارد.
*با توجه به سوابق احزاب چپ و راست بعد از انقلاب اسلامی آیا اصولگرایی تلاشی برای تعریف جدیدی از جریانات سیاسی با توجه به ارزش های انقلاب است؟
** اصولگرایی دریچه جدیدی به سوی سیاست ورزی حکیمانه در ایران شده است چون آن زمان که سیاست ورزی در جناح بندی ها اصل قرار گرفت این سبب از دست دادن فرصت ها و افزایش نزاع ها و کشمکش ها و دلسردی مردم و نخبگان شده بود. طرح گفتمان اصولگرایی یک بازیابی حکیمانه در روش های سیاست ورزی درست در جامعه شد و این نشانه بینش رهبر معظم انقلاب است که به گفته ایشان می توان انسان هم اصولگرا و هم اصلاح طلب باشد و امید و نشاط جدید در حوزه سیاست ایجاد کند. البته اصولگرایی الزاماتی دارد مانند بازنگری در جناح بندی های جعلی و ادبیات سیاسی نخبگان که باید اصلاح شود. تحمل و مدارای افراد طرفدار نظام افزایش یابد و در قالب گفتمان اصولگرایی باید از بداخلاقی های سیاسی پرهیز شود باید این گفتمان، گفتمان عمومی جامعه شود و برای آن فرهنگ سازی شود.
* علت اقبال مردم به جریان اصولگرایی چه بود؟
** مردم احساس کردند که دریچه جدیدی با این گفتمان در سیاست ایجاد می شود و تنش های سیاسی جامعه کاهش می یابد.
* علت تشتت اصولگرایان بعد از انتخابات چه بود؟
** یک بحث تجمع بر محور مبانی و اصول است و بحث دیگر سلائق است. افراد بر محور اصول و مبانی جمع می شوند اما سلائق یکی نمی شود. چون اختلاف سلائق خود باعث رشد و نمود می شود و سلائق راه های تحقق اصول است لذا هر سلیقه ای و راهی طرفداری پیدا می کند. اگر اصولگرایی صادقانه، حق گرایانه، حکیمانه و متناسب با ارزش ها باشد سبب نزدیکی این سلائق به هم می شود. اثر دیگر آن در سیاست است که گروه ها باید از موارد جزئی و سلیقه ای شخصی دست بردارند و در عوض به یک سری اهداف بزرگتر نائل شوند. لذا اصولگرایان باید سلائق جزئی خود را در مسیر سلائق جمعی هدایت کنند تا به اهداف خود برسند.
* به نظر شما وضعیت اصولگرایان در انتخابات آینده چگونه خواهد بود؟
** اولا ما انتظار داریم اصولگرایان برای سالم سازی فضای عمومی جامعه و آماده سازی مردم برای رأی دادن به تفاهم و هم اندیشی برسند. ثانیا برای حضور و مشارکت گسترده مردم در انتخابات تلاش کنند. ثالثا اهتمام ورزند تا به یک وحدت رویه و لیست واحد برسند تا تبلیغات متمرکز شود که این امر نیازمند گسترش گفتمان اقناعی آنها در جامعه است تا با آگاه سازی مردم به موفقیت برسند.
* آینده جریان اصولگرایی از نظر شما چگونه است؟
** آینده این جریان بسته به عملکرد آنها دارد. مردم به ایده ها و آرمان هایی که به عنوان شعار توسط جریانات مطرح شده رای می دهند و نه به افراد. جریان اصولگرایی باید بتواند اهداف اعلام شده خود را محقق کند. وقتی مردم ببینند که دولت اصولگرا کار و تلاش زیادی می کند، مشکلات آنها را احساس می کند، با همکاری مجلس شورای اسلامی فضای سیاسی جامعه را سالم می سازد و از تنش ها اجتناب می کند و ثمرات خدمتگزاری آنها نمود پیدا کند. بیشتر به سوی آنها گرایش پیدا می کنند. اما اگر آثار عدم موفقیت آنها پیدا شود و یا اختلافات آنها سبب آزار روحی و روانی جامعه شود مردم از آنها رویگردان می شوند. مردم با احزاب و با عنوان آنها پیمان نبسته اند بلکه با شیوه عملکردهایی پیمان بسته اند که در راستای تحقق اهداف نظام و ایجاد آرامش و رفاه باشد.
در مجموع من در شرایط فعلی مردم را حامی جریان اصولگرا می دانم خصوصا اینکه جریان اصلاحات هنوز عملکرد و اندیشه های خود را ارزیابی نکرده و به بازسازی خود نپرداخته است.
* با تشکر از وقتی که در اختیار هفته نامه صبح صادق گذاشتید.
** من هم از شما و دست اندرکاران این نشریه تشکر می کنم و برای شما آرزوی موفقیت دارم.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات