صبح صادق >>  دین >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۳۰۹
پایگاه بصیرت / سیدحسین خاتمی خوانساری

یکی از ریشه‌های مهم سر فرود آوردن انسان‌ها و ملت‌ها در برابر ظالمان و مستکبران، دلبستگی افراطی به دنیاست؛ دلبستگی‌ای که گاه در قالب محبت به ثروت، قدرت، مقام، امنیت ظاهری یا حتی شهرت بروز می‌کند. قرآن کریم بار‌ها هشدار می‌دهد که دنیا محل ماندن نیست و تکیه‌گاه امنی برای انسان به شمار نمی‌آید؛ اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که انسان، بقای خود را در گرو حفظ همین داشته‌های ناپایدار می‌بیند. خداوند می‌فرماید: «وَما الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ»؛ زندگی دنیا چیزی جز کالای فریبنده نیست. با این حال، بسیاری از انسان‌ها به همین متاع فریبنده دل خوش می‌کنند و حاضر می‌شوند برای حفظ آن، عزت و آزادی خود را واگذار کنند.

ترس از دست دادن دنیا، انسان را به نقطه‌ای می‌رساند که گمان می‌کند برای ماندن در قدرت، ثروت یا حتی یک زندگی معمولی، باید رضایت مستکبران را جلب کند! اینجاست که رابطه‌ای نابرابر شکل می‌گیرد؛ رابطه‌ای که در آن مستکبر نه شریک می‌خواهد و نه هم‌سطح، بلکه مطیع و وابسته می‌طلبد. قرآن این حقیقت را به‌روشنی بیان می‌کند: «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ»؛ آنان دوست دارند تو کوتاه بیایی تا آنان نیز کوتاه بیایند؛ اما این کوتاه آمدن پایانی ندارد. تجربه تاریخ نشان داده است، هر جا مقاومتی وجود نداشته، تحقیر و سلطه تشدید شده است.

مستکبران تنها زمانی از تهدید و تحقیر دست برمی‌دارند که احساس کنند طرف مقابل توان ایستادن روی پای خود را دارد. آیه «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» دقیقاً به همین منطق اشاره دارد؛ سستی نکنید و اندوهگین نشوید، اگر ایمان داشته باشید شما برترید. برتری‌ای که قرآن از آن سخن می‌گوید، برتری اخلاقی، ایمانی و اراده است، نه وابستگی به قدرت‌های ظاهری، اما وقتی ایمان تضعیف می‌شود، جای آن را ترس پر می‌کند و ترس، انسان را به اطاعت کورکورانه می‌کشاند.

ظالمان برای تثبیت سلطه خود، بیش از هر چیز روی ذهن‌ها کار می‌کنند. آنان می‌کوشند این باور را القا کنند که بدون تکیه به آنان، زندگی ممکن نیست؛ بدون حمایت آنان، اقتصاد فرو می‌پاشد؛ بدون رضایت آنان، امنیت از بین می‌رود. این همان «بردگی مدرن» است؛ بردگی‌ای که با زنجیر آهنین نیست؛ بلکه با زنجیر باور‌ها شکل می‌گیرد. امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرماید: «لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَقَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً»؛ بنده دیگری نباش، در حالی که خدا تو را آزاد آفریده است. (نهج‌البلاغه، نامه ۳۱) بسیاری از انسان‌ها آزادی الهی خود را فراموش می‌کنند و داوطلبانه به بندگی صاحبان قدرت تن می‌دهند.

یکی از ابزار‌های مهم مستکبران، وعده‌های پوچ است. وعده رفاه، توسعه، امنیت و آینده بهتر؛ وعده‌هایی که در عمل یا محقق نمی‌شوند یا بهای سنگینی دارند. قرآن درباره این فریب می‌فرماید: «یَعِدُهُمْ وَیُمَنِّیهِمْ وَما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلَّا غُرُوراً»؛ وعده می‌دهد و آنان را در آرزو نگه می‌دارد، اما وعده شیطان جز فریب نیست. مستکبر نیز همین نقش را بازی می‌کند؛ وعده می‌دهد تا طرف مقابل را وابسته نگه دارد و مانع از آن شود که به توان درونی خود تکیه کند.

مشکل از جایی عمیق‌تر می‌شود که انسان حتی باور استقلال را از دست می‌دهد. نه‌تنها مستقل نیست، بلکه فکر کردن به استقلال را هم غیرممکن می‌داند. این همان نقطه‌ای است که مستکبر به هدف خود رسیده است؛ زیرا انسانی که به توانمندی خود باور ندارد، هرگز قیام نخواهد کرد. قرآن درباره فرعون می‌گوید: «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ»؛ فرعون قومش را خفیف و حقیر کرد، پس او را اطاعت کردند. تحقیر ذهنی، مقدمه اطاعت عملی است.

این باور غلط که «برای دوام آوردن باید از مستکبران اطاعت کرد» ساخته دست همان نظام سلطه است، اما متأسفانه گاهی از درون وجود برخی انسان‌ها و برخی کشورها، حتی کشور‌های اسلامی نیز تقویت می‌شود. وقتی انسان‌ها دنیا را هدف نهایی خود قرار می‌دهند، طبیعی است که برای حفظ آن به هر طنابی چنگ بزنند. در حالی که قرآن راه دیگری نشان می‌دهد: «مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً»؛ هر کس عزت می‌خواهد، بداند که همه عزت نزد خداست. عزتی که از غیر خدا طلب شود، سرانجام به ذلت می‌انجامد.

در نگاه اسلامی، مستکبر هیچ‌گاه اجازه نمی‌دهد کسی در کنار او قدرتمند و مستقل شود. او دیگران را تا جایی بالا می‌کشد که نردبان صعود خودش باشند، نه بیشتر. به همین دلیل، تکیه به مستکبر نه‌تنها امنیت‌آور نیست، بلکه انسان و ملت‌ها را در چرخه‌ای از وابستگی و تحقیر گرفتار می‌کند.

در نهایت، ریشه اطاعت از مستکبران را باید در ترکیب ترس از دنیا و ضعف ایمان جست‌و‌جو کرد. هر جا ایمان به وعده‌های الهی تقویت شود، ترس فرو می‌ریزد و انسان جرئت ایستادن پیدا می‌کند. قرآن وعده می‌دهد: «وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت می‌کند. این کفایت، یعنی بی‌نیازی از تکیه بر ظالمان. تا زمانی که انسان‌ها باور نکنند می‌توانند بدون مستکبران زندگی کنند، رشد یابند و عزتمند باشند، چرخه سلطه ادامه خواهد داشت. اما لحظه‌ای که این باور شکسته شود، معادله قدرت نیز دگرگون می‌شود. در کل هیچ انسان نباید به هیچ مستکبر و ظالمی برای به دست آوردن قدرت، ثروت، شهرت و... روی بیاورد؛ زیرا مستکبر هیچ گاه نمی‌خواهد و نمی‌تواند رشد کسی را سبب شود. بسیاری از قدرت‌طلبان و دنیا دوستان با اطاعت از مستکبران به‌دنبال جلوگیری از سقوط‌شان بودند، اما با دست همان مستکبر سقوط کردند!