صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۸۷۰
پایگاه بصیرت / علی احمدی

ارتش آمریکا به منزله یکی از بزرگ‌ترین ساختار‌های نظامی جهان، رویکردی کاملاً حساب‌شده و ساختارمند در زمینه تربیت نیروی انسانی دنبال می‌کند. نگاهی دقیق به معماری آموزشی این کشور نشان می‌دهد، پنتاگون و نیرو‌های مسلح این کشور، هرگز «زمان» را در فرآیند تربیت افسر و سرباز دست‌کم نگرفته‌اند. در حالی که تصویر رایج از نظام آموزشی آمریکا بر دانشگاه‌های بزرگ نظامی، مانند «وست‌پوینت» یا «آکادمی نیروی دریایی آناپولیس» متمرکز است، واقعیت آن است که ستون فقرات تربیت نیرو‌های مسلح در این کشور، در مدارس متوسطه نظامی شکل می‌گیرد. مؤسساتی نظیر «آکادمی نظامی ولی فورج» در پنسیلوانیا، «آکادمی نظامی نیویورک» و «آکادمی نظامی هارگریو» در ویرجینیا، دهه‌هاست که به عنوان پایگاه‌های تربیت نسل جوان برای نیرو‌های مسلح عمل می‌کنند. این مدارس که به وست‌پوینت‌های کوچک معروف هستند، نشان می‌دهند آمریکا برای حفظ برتری نظامی خود، راهبرد «تربیت پیش از جذب» را سرلوحه قرار داده است؛ یعنی پیش از آنکه یک افسر به طور رسمی جذب نیرو‌های مسلح آمریکا شود در مدارس نظامی این کشور به شکل حساب شده تربیت شده و پس از اثبات توانمندی‌های خود رسماً جذب ارتش آمریکا یا دیگر سازمان‌های دفاعی و امنیتی این کشور می‌شود. مؤلفه‌های کلیدی این تجربه را می‌توان در چند محور تحلیل کرد. نخست، «برنامه درسی تلفیقی» است. در مدارس نظامی آمریکا، دانش‌آموزان تنها دروس علمی را نمی‌آموزند؛ بلکه برنامه‌های آموزش نظامی در کنار آموزش‌های تحصیلی پیشرفته، دانش‌آموز را برای ورود به دانشگاه‌های برتر و همچنین دانشکده‌های نظامی آماده می‌کند. دوم، «نهادینه‌سازی انضباط خودجوش» است. برخلاف سیستم‌های بازدارنده که در سنین بزرگسالی اعمال می‌شود، در مدارس نظامی آمریکا، انضباط به مثابه یک ارزش درونی و ابزاری برای خود‌کنترلی ترویج می‌شود. سوم، «تمرکز بر مهارت‌های نرم و رهبری» است. پژوهش‌ها و مطالعات انجام شده بر روی مدارس نظامی آمریکا نشان می‌دهد بیش از ۵۰ درصد فرماندهان ارشد ارتش آمریکا، سابقه تحصیل در مدارس نظامی یا کالج‌های نظامی اولیه را داشته‌اند. این آمار گویای آن است که محیط مدرسه نظامی، بستری ایده‌آل برای کشف و پرورش استعداد‌های مدیریتی است که در مدارس معمولی نادیده گرفته می‌شوند. اما نکته‌ای که برای کشورمان باید در کانون توجه قرار گیرد، «بُعد اقتصادی و کارآمدی» این مدل است. آمریکا با سرمایه‌گذاری روی نوجوانان، هزینه‌های سنگین آموزشی در سطوح عالی، یعنی دانشگاه‌های افسری را کاهش می‌دهد. فارغ‌التحصیل مدرسه نظامی، پیش از ورود به دانشگاه افسری، مهارت‌های بدنی، تیراندازی، تاکتیک‌های اولیه و کار تیمی را فرا گرفته است؛ بنابراین، زمان آموزش در سطح دانشگاه صرفاً به آموزش‌های تخصصی و راهبردی اختصاص می‌یابد. این «تقسیم کار آموزشی» موجب می‌شود تا نیرو‌های مسلح در زمان بحران، با سرعت بیشتری نیروی آماده و کارآمد جذب کنند. به طور کلی تجربه آمریکا برای کشورمان و خاصه نهاد‌هایی مانند فراجا که به دنبال احیای مدارس نظامی هستند پیامی روشن دارد و آن، اینکه برای رقابت در سطح جهانی و به‌روز نگه داشتن نیرو‌های مسلح، نباید انتظار داشت که تمام مؤلفه‌های شخصیتی یک فرمانده یا افسر کارآمد، تنها در دانشگاه افسری شکل بگیرد. آمریکا دریافته است که برتری نظامی در گرو پرورش نسل‌های بعدی از دوران نوجوانی است و این درسی ارزشمند برای هر کشوری است که به دنبال امنیت پایدار و توسعه منابع انسانی راهبردی است.