صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۸۹۱۸۵
مروری بر یادداشت روزنامه‌های یکشنبه ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۴
در حالی که اشتباه محاسباتی ایالات متحده آمریکا درباره واکنش‌های جمهوری اسلامی کاملاً آشکار شده و توان تهاجمی آمریکا با ضربات متعدد و توسعه‌یافته در عرصه‌های دریا و هوا آسیب دیده و این کشور عملاً توانایی خود را برای عملیات زمینی گسترده در منطقه غرب آسیا از دست داده، تلاش این کشور بر حفظ فضای اقتدار و ابهت پوشالی‌اش، به شکست انجامیده است.

دست برتر ایران در پانزدهمین روز جنگ

محمد ایمانی

1)جنگی که بانیان آمریکایی و صهیونیستی آن خیال می‌کردند ظرف 48 ساعت با پیروزی به پایان می‌رسانند، به روز پانزدهم رسیده است. هدف نتانیاهو و ترامپ از این جنگ چه بود و دو هفته بعد کجا ایستاده اند؟ پاسخ مختصر همان است که «شایِل بن افرایم» روزنامه ‌نگار یهودی آمریکایی نوشت: «خلاصه، طبق جلسات توجیهی محرمانه: 1) تغییر رژیم در ایران غیر ممکن است. 2) نابودی برنامه هسته‌ای غیر ممکن است. 3) آمریکا هیچ ایده ‌ای ندارد که چگونه تنگه هرمز را باز کند. چه فاجعه‌ای!».
هدف ترامپ و نتانیاهو چه بود؟ نابودی برنامه هسته‌ای و انتقال تمام مواد به خارج از کشور، نابودی توان نظامی بازدارنده ایران، مرعوب کردن توده‌های مردم و گشودن معبر پیشروی در خیابان، براندازی از طریق ترور سران به ویژه رهبر انقلاب ظرف 48 ساعت، و نهایتا زهر چشم گرفتن از همه کشورها، اعم از متحد و مستقل (از اروپا و شیخ نشین‌های خلیج‌فارس تا چین و روسیه) تا به باج خواهی‌های فزآینده در قالب دو پروژه «آمریکای بزرگ» و «اسرائیل بزرگ» تن بدهند.
دو هفته بعد، تقریبا تمام اجرای این نقشه بر عکس به اجرا در آمده و مقاومت ایران، روایتی وارونه را پدید آورده است.
2) دو شرور بانی جنگ، دو بار به فاصله هشت ماه ادعا کردند توان نظامی ایران را نابود کرده‌اند و حال آن که ایران در پایان هفته دوم جنگ، شدیدترین و دردناکترین ضربات را ظرف همین ایام اخیر بر حریف وارد کرده است. ترامپ به فاکس نیوز گفت: «توانستیم حدود 90 درصد موشک‌های ایران را نابود کنیم‌‌، ما خیلی جلوتر از برنامه هستیم و هیچ وقت به ذهن مان نرسیده که این‌قدر پیشرفت کنیم»! اما چگونه می‌شود برنامه موشکی ایران را یک بار کاملا نابود کرد و دفعه دوم مدعی نابودی 90 درصدی آن شد، در حالی که همین موشک‌ها، پایگاه‌های آمریکا در هفت کشور را با موفقیت کامل شخم زده‌اند و می‌شود در این اماکن، کشاورزی کرد؟! بر اساس گزارش روزنامه نیویورک ‌تایمز، حداقل ۱۷ سایت نظامی، دیپلماتیک و پدافند هوائی آمریکا آسیب دیده‌ است. دست کم شش فروند هواپیمای سوخت رسان آمریکا در عراق و عربستان، در حملات ایران و متحدانش منهدم شده‌اند. به گزارش خبرگزاری بلومبرگ به نقل از برآورد‌های اسرائیل: «تعداد لانچرها (موشک‌اندازهای) ایران، با وجود یک هفته حملات هوائی بی‌ وقفه، ثابت مانده است». ویل شرایور، تحلیلگر آمریکایی هم می‌گوید: «سامانه‌‌های پدافندی تاد واقعاً به ته خط رسیده ‌اند. ما در حال تماشای واپسین روزهای سامانه‌ای هستیم که عملکردی نا امید‌کننده و رقت ‌انگیز داشتند».
3) مجموعه ارزیابی‌های اطلاعاتی و نظامی، از ته کشیدن بانک اهداف آمریکا و اسرائیل، و روی آوردن به حملات کور و جنایتکارانه حکایت می‌کند. دو جنایتکار بین‌المللی، در حالی که ادعای آزادی مردم ایران را داشتند،۴۲ هزار و ۹۱۴ واحد غیر نظامی‌ را بمباران کرده و چند هزار شهروند غیر نظامی (از جمله 170 دانش‌آموز در یک مدرسه) را در کنار رهبر انقلاب و برخی فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رساندند. اما نظام همچنان قدرتمند است و حمایت مردمی از آن هم به شکل چشمگیری (بر خلاف محاسبه دشمن) افزایش یافته است. مردم، دو هفته است با زبان روزه و با وجود بمباران و موشکباران، کف خیابان هستند و برای دفاع از اسلام و ایران و نظام، سینه سپر کرده‌اند. حماقت دشمن در ترور ناجوانمردانه رهبر شجاع کشورمان، خون تازه در رگ‌های انقلاب جاری کرد و به عبارتی، انقلاب جوان شد. حالا «راز زیمت»، رئیس برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل می‌گوید: «ایران همچنان یک دولت کارآمد و فعال است و نشانه ‌ای از فروپاشی دیده نمی‌‌شود.» همچنین، خبرگزاری رویترز به نقل از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا خبر داد: «با وجود حملات اسرائیل و آمریکا، جمهوری اسلامی در معرض خطر فروپاشی نیست و نظام رهبری در کشور تا حد زیادی دست ‌نخورده باقی مانده است. انسجام رهبری حاکمان ایران با وجود ترور رهبر پیشین حفظ شده است». همچنین «یوست هیلترمن»، از مدیران گروه بین‌المللی بحران می‌گوید: «درک دقیق انگیزه‌ ترامپ برای حمله به ایران، کاری احمقانه است. اما اقدامات او نشان می‌‌دهد که استراتژیست‌های نظامی آمریکا، همچنان قدرت ناسیونالیسم ایرانی دارند را درک نکرده اند».
4) ضرباتی که در این دو هفته به آمریکا و اسرائیل وارد شد، با همه مهابتش، هنوز ناشی از تیزی نوک خنجر است. ایران و متحدانش هنوز به طور کامل، راهبرد جنگ منطقه‌ای را به اجرا نگذاشته‌اند. هنوز تولید نفت در منطقه کاملا متوقف نشده و تنگه باب المندب بسته نشده است. با این همه، طلیعه راهبرد ایران، کابوس را، تا عمق جبهه دشمن کشانده است. بنابر گزارش روزنامه گاردین، فقط ۷۷ کشتی در ماه مارس از تنگه هرمز عبور کرده‌اند، در حالی که از اول تا یازدهم مارس سال گذشته، ۱۲۲۹۱ کشتی از تنگه عبور کرده بودند». لاف اسکورت کشتی‌های دیگر کشورها از سوی آمریکا به سرعت رنگ باخت، وقتی چند نفتکش آمریکایی مورد اصابت قرار گرفت و هیچ کاری از ناوگان و نیروهای آمریکا برنیامد. وقتی هدف جنگ عملی نشود و به صخره سخت اصابت کند، معلوم است که به سمت طرف جنگ افروز کمانه می‌کند. جیم مک‌ گاورن، نماینده کنگره آمریکا گفته است «ما ۹.۵ میلیارد دلار هزینه کردیم تا خامنه‌ای کهنسال را با خامنه‌‌ای جدید و جوان‌تر جایگزین کنیم». نیوت گینگریچ، رئیس سابق مجلس نمایندگان هم گفت: «اگر آمریکا نتواند تنگه هرمز را باز نگه دارد، این جنگ به زودی شکست ایالات متحده خواهد بود». در این میان، جیک سالیوان مشاور پیشین امنیت ملی اذعان می‌کند: «از همان ابتدا واضح بود که ایران، عرضه انرژی را درتنگه هرمز قطع و قیمت انرژی را افزایش خواهد داد. با این حال، به نظر می‌رسد از کار ایرانی‌ها گیج و سردرگم شده‌‌ایم و هیچ پاسخی به آن نداریم».
5) نیروی دریایی آمریکا، درخواست اسکورت کشتی‌ها را رد کرده و «کریس رایت» وزیر انرژی گفته است: «اسکورت‌ با کشتی ‌های جنگی قابل انجام نیست». در بزرگی کابوس همین بس که روزنامه یدیعوت آحرونوت می‌نویسد: «مین‌‌های ایران، کابوس هستند. ایران ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین دریایی دارد و رهگیری آنها بسیار دشوار است». جیمز استاوریدیس، فرمانده عالی سابق ناتو هم هشدار داد: «ایران می‌‌تواند طی چند روز، تنگه هرمز را به جهنم دریایی تبدیل کند و با هزاران مین، این تنگه را که مسیر حیاتی تجارت و انرژی است، ببندد».
تحلیلگران فراوانی، از سردرگمی و درماندگی دولت ترامپ در اثر محاسبات غلط می‌گویند:
- آلستر کروک، عضو سابق سرویس جاسوسی انگلیس: ترامپ در دام افتاده است. آمریکا برای پاسخ نظامی پیچیده ایران آماده نبود.
- فارن افرز: دولت ترامپ، از هرج و مرج در بازارهای نفت غافلگیر شده‌ است. ایران در تنگه هرمز، دست برتر را دارد و آمریکا هیچ گزینه خوبی ندارد.
- سی‌ان‌ان: دولت ترامپ، تأثیر جنگ ایران بر تنگه هرمز را دست کم گرفت و نتوانست پیامدهای نامطلوب را در نظر بگیرد. مقامات نظامی آمریکا به نمایندگان صنعت انرژی اعلام کرده ‌اند برخلاف در دهه ۱۹۸۰ نمی‌توانند کشتی‌‌ها را اسکورت کنند.
- اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی سابق پنتاگون: هیچ کس تا کنون چنین ضربه امنیتی به آمریکا نزده و به پایگاه‌هایش حمله نکرده بود. ایرانی‌ها ما را گام به گام زمینگیر کردند. پنج رادار سامانه‌های تاد که چشمان ما برای هشدار زودهنگام بودند، کاملا نابود شدند. میزان نابودی زیر ساخت‌های آمریکا در این جنگ، بی‌سابقه است.
- نشریه آلمانی هندلس ‌بلات: جنگ علیه ایران، عملیات شکست حماسی است. رویکرد ترامپ به ته خط رسیده و با گذشت هر روز، آشکار‌تر می‌ شود که هیچ برنامه ‌ای ندارد.
- گاردین: فقدان برنامه و هدف مشخص جنگی در دولت آمریکا باعث هرج ‌ومرج شده و می‌‌تواند ارتش آمریکا را برای دهه‌‌ها زمینگیر کند.
- فایننشال تایمز: نوع و شدت دفاع ایران، آمریکا را غافلگیر کرده است. آمریکا در آغاز جنگ، مهماتی برابر با چندین سال از ذخایر نظامی خود را مصرف کرد و سوزاند. کاهش سریع ذخایر از جمله موشک تاماهاک، فشار بر ترامپ را افزایش داده است.
- شبکه MSNBC: ترامپ تازه دارد می‌‌فهمد که نمی‌‌توان همزمان هم با ایران جنگید و هم قیمت انرژی را پایین نگه داشت.
- نشریه هیل: زمان به نفع ایران است و ترامپ در باتلاق جنگ گرفتار شده است.
- اکونومیست: ایران مصمم است شرایط پایان جنگ را خود تعیین کند
6) حالا خیلی‌ها در آمریکا، هشدار ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش را به یاد می‌آورند که چند روز قبل از شروع جنگ، به ترامپ هشدار داد (و به رسانه‌ها درز کرد): «حمله به ایران می‌‌تواند منجر به بستن تنگه هرمز شود. ذخائر تسلیحاتی و پدافندی آمریکا برای جنگ ادامه دار با ایران، ناکافی است و می‌تواند به قیمت جان نظامیان ما تمام شود». گزارش اخیر وال استریت ژورنال می‌گوید: «پنتاگون نگران است که در صورت تلاش برای باز کردن تنگه هرمز، ناوهای نظامی نیز همراه نفتکش ‌ها هدف قرار بگیرند‌. مشاوران ترامپ از او می‌ خواهند راهی برای خروج از جنگ بیابد، اما او فاقد برنامه ‌است».
7) شرایط در رژیم صهیونیستی، هم بهتر از وضعیت آمریکا نیست. وزارت بهداشت رژیم، ضمن سانسور تلفات انسانی، مدعی شده که 3007 صهیونیست زخمی شده‌اند. نشریه گلوبس دیروز با لحنی عصبانی نوشت: «سامانه لیزری «پرتو آهنین» که قرار بود از ما در برابر تهدیدات محافظت کند، کجاست؟ این سامانه نتوانست حتی در برابر پهپادهای حزب ‌الله عملکرد قابل قبولی ارائه دهد؛ چه رسد به موشک‌های بالستیک ایران که سرعت و قدرت تخریب‌شان بسیار فراتر از توان این سامانه است». رسانه‌‌های صهیونیستی می‌گویند «تقریبا نیمی از اسرائیلی‌‌ها در حال تلاش برای فرار هستند، در حالی که نیمی دیگر در پناهگاه‌ها زندگی می‌‌کنند». همزمان با انفجار‌های بزرگ و روزانه در تاسیسات نظامی و امنیتی و انرژی حیفا و تل‌آویو، شبکه ۱۲ اسرائیل گفت: «ایران هر بار با شلیک چند موشک موفق می‌شود جبهه داخلی اسرائیل را به آشوب بکشاند»
8) گزارشگر بی‌بی سی دیروز گفت: «هیچ خبری از خسارات موشک‌‌های ایرانی در اسرائیل نداریم. اداره سانسور ارتش، محل فرود موشک‌ها را اسرار نظامی تلقی می‌کند. فقط می‌دانیم که در حملات دیروز به تل‌آویو 65 نفر مجروح شده ‌اند. اسرائیلی ‌ها دیشب نخوابیدند. انفجار‌های پی ‌در پی آسمان را روشن کرد، آن‌قدر شدید که صدا در سراسر شهر پیچید. خستگی و فشار روانی را می‌‌توان در چهره افراد دید. موشک‌‌ها از تمام لایه‌‌های دفاعی گذشتند، خسارت زدند، و حتی آژیر هشدار هم به صدا درنیامد. نگرانی در میان مقامات اسرائیلی این است که این وضعیت تا کی ادامه دارد و آیا آمریکا تا پایان کنار آن‌ها می‌ ماند یا نه؟».
9) یائیر گولان، معاون سابق رئیس ستاد ارتش اسرائیل، دیروز در سخنانی آمیخته به عصبانیت و اضطرار گفت: «وزیر دفاعی که می‌‌گوید جنگ، محدودیت زمانی ندارد، هیچ درکی از امنیت ندارد. جنگ به محدودیت زمانی نیاز ندارد، به استراتژی خروج و وزیر دفاعی نیاز دارد که دلقک نباشد. اما دو سال و نیم است که دولت نتانیاهو فقط در یک چیز مهارت دارد؛ گشودن جبهه و گیر افتادن در آنها. در این میان، اسرائیلی‌ها بین زنگ خطر و پناهگاه زندگی می‌‌کنند». ارزیابی روزنامه یدیعوت آحارونوت هم قابل تامل است: «ایران، شکست ‌ناپذیر است. مقامات به جای ارائه گزارش واقعی از جنگ، ما را با کلیشه‌‌ها بمباران می‌‌کنند. آیا جای تعجب دارد که اعتماد خود را از دست داده‌ ایم؟ دشمنی که در برابر ما ایستاده، مقاوم و شکست ‌ناپذیر است. این جنگ و رنجی که متحمل می‌شویم، بیهوده است».
10) زمام جنگ، از دست ترامپ و نتانیاهو در رفته است. این واقعیت را خیلی‌ها مانند روزنامه انگلیسی تلگراف اذعان دارند: «ترامپ به شدت در مورد توانایی ایران برای ایجاد اختلال در عرضه نفت اشتباه کرد. ترامپ، کنترل ابزارهایی را که او را قادر می‌‌ساخت جنگ در خاورمیانه را طبق شرایط خود پایان دهد، از دست داده است. جنگ با ایران، آن‌قدر بزرگ شده که ترامپ دیگر نتواند زمان و چگونگی پایان آن را تعیین کند». روزنامه‌هاآرتص هم در این زمینه نوشت: «ما جنگ را آغاز کردیم اما هیچ ایده ‌ای نداریم که چرا؟ یا چگونه پایان خواهیم داد؟ جای تعجب نیست که گیج شده‌ایم. دوران سرخوشی‌ تمام شده. اگر ترامپ هم آتش بس دهد، ایران نمی‌پذیرد. ما وارد یک جنگ شکست خورده شده ایم».
11) در جنگ اراده‌هاست، اراده کدام طرف بر کرسی نشسته و چیره شده است، آمریکا و اسرائیل، یا ایران؟ دو هفته است که هیچ کشتی و نفتکشی اجازه عبور از تنگه هرمز را ندارد، مگر به اجازه محدود ایران؟ آمریکا ناتوان از نجات پایگاه‌ها و نیروها و کشتی‌های خود است، چه رسد به اسکورت دیگران. ناو لینکلن با هیاهو به منطقه آمد و بی‌سر و صدا، به هزار کیلومتر دورتر از سواحل ایران‌گریخت. زمان به عقب برنخواهد گشت. دیگر خبری از سخاوتمندی ایران که اجازه می‌داد هر شناوری بی‌دریغ از آب‌های سرزمینی او عبور کنند، به پایان رسیده است. اکنون مالک تنگه هرمز، در حال اعمال حکمرانی در خلیج‌فارس است. تعبیر ژنرال مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، تاریخی بود که گفت: «دنیا و حتی من فکر نمی‌کردیم ایران در مقابل تمام توان آمریکا و اسرائیل و پس از ترور آیت‌الله، بتواند بیش از ۲ روز دوام بیاورد. بیش از ۵۰ سال زحمت کشیده شد تا پایگاه‌های سنتکام در خاورمیانه تقویت شود و اینها همگی از بین رفته است. اکنون برخلاف نقشه ما، دنیا چیز دیگری را می‌ بیند. ترامپ، تصویر آمریکا در دنیا -دارایی که برای آن خیلی هزینه کرده بودیم- را بر باد داد».
12) این‌گونه نیست که آمریکا فقط موفق نشده اهداف جنگ را عملی کند، بلکه به ماقبل جنگ جهانی دوم پرتاب شده و انگاره «ابرقدرت بلا منازع و شکست ناپذیر» را در هم شکسته است. به قول نشریه آتلانتیک، بدیهیات در حال انتقام گرفتن از ترامپ هستند: «وقتی رؤسای جمهور گذشته از جنگ با ایران پرهیز می‌کردند، فقط از یک انتخاب سخت طفره نمی‌ رفتند؛ بلکه به خاطر دلایل واضحی که درگیری می‌‌تواند به یک مارپیچ خطرناک تبدیل شود، منصرف شده بودند. وقتی از ترامپ پرسیده می‌‌شود مرحله بعد چه اتفاقی می‌افتد، فقط می‌تواند چندین پاسخ متناقض را در یک جمله ارائه دهد! او با بیان اهداف غیر قابل دستیابی (تسلیم بی‌قید و شرط، تغییر رژیم)، به دشمنانش این فرصت را داده که اعلام پیروزی کنند. او بدیهیات را نادیده گرفت و به جنگ با آنها رفت و اکنون بدیهیات، به دنبال انتقام از او هستند. دولت ترامپ با این تصور وارد تقابل شد که به خاطر برتری نظامی، به سرعت تهران را وادار به عقب ‌نشینی خواهد کرد. اما واقعیات‌ میدان نشان داد این محاسبه ساده‌ انگارانه بوده است. نتیجه این اشتباه راهبردی، در دست و پا زدن و لفاظی ترامپ نمایان شده است. آنچه در خلیج‌فارس می‌‌گذرد، نشان می‌‌دهد که ایران در این جنگ، ابتکار عمل را دارد و معضلات زیادی را پیش روی واشنگتن قرار داده است که ترامپ، پاسخی برایشان ندارد».

در فرامتن جنگ چه رخ داده است؟

مصطفی قربانی

علاوه بر دست برتر ایران در میدان رویارویی با جبهه دشمنان امریکایی-صهیونیستی، فراتر از واقعیت‌های میدانی و مبتنی بر آنها، در حوزه فرامتن هم تاکنون دستاورد‌های قابل‌توجهی حاصل شده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از:
۱. هیمنه امریکا را در هم شکسته و افول آن را سرعت بخشیده‌ایم: امریکا نه‌تنها دیگر قدرت فیصله بخشی به منازعات را ندارد، بلکه اساسا امکان تفوق بر رقبا را ندارد. 
۲. کاستی‌های مدل توسعه اعراب را به‌خوبی نشان داده‌ایم: بدون اقتدار دفاعی و با امنیت عاریتی، بحث از توسعه اقتصادی عبث است.
۳. ابزار تهدید نظامی را از دست دشمنان خارج کرده و برخلاف تحولات ۲۰۰ سال اخیر ایران، دیگر دشمنان با تهدید نظامی نمی‌توانند مسیر تحولات و سرنوشت ایران را تعیین کنند.
۴. در همین زمینه، نقش اقتدار دفاعی در حفظ ایران و پایه‌گذاری ایران قوی به‌خوبی مشخص شده است. در همین زمینه، به‌راستی که دوگانه موشک-گفتمان و هر چیز دیگری، چقدر پوچ بود و به تعبیر امام شهیدمان چه حرف مطالعه نشده‌ای بود!
۵. مشخص شد که عمل کردن به برخی نسخه‌ها در داخل که حتی خلع سلاح موشکی را لازمه تعامل با دنیا می‌داند، می‌توانست چه خسارت‌های بزرگی برای ایران در پی داشته باشد.
۶. اهمیت خوداتکایی و گذار از آستانه وابستگی به‌ویژه در حوزه دفاعی مشخص شد: مشخص شد که برخلاف پروپاگاندای دشمنان، بعد از انقلاب چه ساخت قدرت مستحکمی در ایران ایجاد شده است. 
۷. در رقابت تکنولوژیک با غرب، فاصله را به طرز قابل قبولی جبران کرده‌ایم: تکنولوژی دفاعی ایران اکنون در تراز یک ابرقدرت است و نشانه آن هم درماندگی جبهه امریکایی-صهیونیستی در ایجاد توازن در برابر ایران در میدان نظامی است. مبتنی بر تجربه توسعه اقتصادی در غرب، پیشرفت در تکنولوژی دفاعی می‌تواند زمینه‌ساز جهش اقتصادی شود. 
۸. مرز وطن‌دوستی و مزدوری مشخص شد: روشن شد که امثال شهرام همایون سلطنت‌طلب که هیچ صنمی هم با جمهوری اسلامی ندارد، چقدر شرافتمندتر از برخی سلبریتی‌ها و شاهزاده پیرکودک پهلوی هستند که نه تنها در برابر جنایت‌های امریکا لبشان دوخته شده، بلکه از ترامپ به‌خاطر جنایتش در حمله به ایران تشکر کردند. 
۹. حافظان واقعی ایران از مزدوران دشمن مشخص شدند: مشخص شد که امثال پهلوی و طرفدارانش برای رسیدن به قدرت حتی حاضر به نابودی ایران هستند و در مقابل، آحاد مردم و فرزندان ملت در نیرو‌های مسلح حاضرند تا پای جان برای ایران بمانند. 
۱۰. اتکا به مردم به‌عنوان مهم‌ترین رکن قدرت نظام بار دیگر اهمیت تعیین‌کننده خود را نشان داد و تعبیر امام شهیدمان ثابت شد که ملت متحد می‌تواند بر هر چالشی فائق آید. 
۱۱. عدم‌اعتماد به امریکا در ۴۷ سال گذشته به باوری تبدیل شد که تصور آن، بلافاصله تصدیقش را در پی دارد. 
۱۲. بالاخره مشخص شد که آزادی و دموکراسی امریکایی از مسیر موشک، پهپاد، خون، جنایت و کشتار بی گناهان می‌گذرد: این است سراب آزادی امریکایی!

مصادیق نقض حقوق بشر در حمله به ایران

نیما گلیاری

حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران نقض آشکار حقوق بین‌الملل بوده و می‌تواند کل منطقه را در معرض خشونتی گسترده و فاجعه‌بار قرار دهد.
حمله به ایران، در حالی که مذاکرات همچنان ادامه داشته، از منظر حقوق بین‌الملل اقدامی کاملاً غیرقانونی و مصداق «تجاوز» محسوب می‌شود.
در همین رابطه گزارشگران سارمان ملل عنوان کرده اند که ایالات متحده و اسرائیل باید از گسترش جنگ‌ها و تصور قرار داشتن فراتر از قوانین بین‌المللی دست بردارند.
کارشناسان همچنین نسبت به درخواست آمریکا برای «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران ابراز نگرانی کرده و هشدار دادند که چنین رویکردی می‌تواند به جنگی طولانی و رنج گسترده انسانی منجر شود. در این بیانیه همچنین تلاش‌ها برای تغییر نظام سیاسی ایران و مداخله در حاکمیت این کشور محکوم و تأکید شده است که هیچ‌گونه ادعای نقض حقوق بشر نمی‌تواند توجیهی برای حمله نظامی یا دخالت در امور داخلی یک کشور عضو سازمان ملل باشد.
گزارشگران ویژه سازمان ملل تأکید کردند تنها مردم ایران حق دارند درباره آینده و نظام سیاسی کشور خود تصمیم بگیرند و جامعه بین‌المللی باید به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها احترام بگذارد.
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به برخی حملات صورت‌گرفته در جریان درگیری‌ها، خواستار انجام تحقیقات مستقل درباره احتمال نقض جدی حقوق بشردوستانه بین‌المللی شدند.
از جمله موارد مطرح‌شده، هدف قرار گرفتن مدرسه دخترانه میناب، حمله به پالایشگاه‌های نفتی و نیز تأسیسات شیرین‌سازی آب عنوان شده است.
گزارشگران حقوق بشری سازمان ملل با ابراز تأسف از ناتوانی شورای امنیت در ایفای نقش خود برای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی، خواستار برقراری فوری آتش‌بس میان همه طرف‌ها و همچنین برگزاری یک کنفرانس بین‌المللی صلح برای بررسی آینده منطقه شدند.

پزشکیان، پیشتاز مدیریت بحران جنگ

امیر ستاری

در روزگار حساس و بحرانی کنونی که کشور با تجاوز نظامی مستقیم ایالات متحده آمریکا و اسرائیل مواجه است و جنگی 10 روزه در جریان است، مسعود پزشکیان توانسته با تمرکز کامل بر اصل وظیفه ملی و امنیت کشور، مدیریت اجرائی بی‌سابقه‌ای را به نمایش بگذارد.

در شرایطی که بسیاری از ناظران داخلی و خارجی تلاش می‌کنند بحران جاری را به حاشیه‌ها و تحلیل‌های سطحی محدود کنند، رئیس‌جمهور و هیئت دولت با بی‌توجهی به هرگونه حاشیه‌سازی و تمرکز تمام‌قد بر اصل موضوع، نشان دادند که در بحران‌های بزرگ، کارآمدی، تدبیر و مسئولیت‌پذیری، محور اصلی عمل و تصمیم‌گیری است. تجربه موفق دولت در جنگ ۱۲روزه خردادماه امسال، پیش‌زمینه‌ای شد تا رئیس‌جمهور با دانش عمیق اجرائی و تصمیم‌گیری دقیق، بتواند نه‌تنها امنیت کشور را در برابر تجاوز خارجی تضمین کند، بلکه مسیر مدیریت بحران جاری را با اتکا به برنامه‌ریزی‌های همه‌جانبه و نگاه به رفاه عمومی پیش ببرد. آنچه در این مدت بیش از پیش نمایان شده، اهتمام تمام‌عیار دولت برای حفظ معیشت مردم است.

از تأمین کالاهای اساسی، دارو و خدمات حیاتی تا پیگیری‌های مکرر و شبانه‌روزی برای اطمینان از اینکه جنگ کمترین تأثیر ممکن را بر زندگی روزمره مردم داشته باشد، همه نشان‌دهنده اراده جدی دولت در اولویت‌بندی رفاه شهروندان است. این تلاش‌ها، نمونه‌ای بارز از مدیریت اجرائی هوشمند و جامع است که هم‌زمان امنیت ملی، ثبات اجتماعی و رفاه عمومی را تضمین می‌کند. تمرکز دولت بر مدیریت اجرائی بحران، فارغ از حاشیه‌ها، به‌وضوح در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی، برنامه‌ریزی‌های روزانه و پیگیری‌های مستمر مشاهده می‌شود. رئیس‌جمهور با حضور فعال در جلسات متعدد، بررسی گزارش‌ها و تحلیل دقیق وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور، توانسته است ضمن هدایت تصمیمات اجرائی، اطمینان حاصل کند که کمترین آسیب به تأمین کالاهای اساسی و زندگی مردم وارد شود. در این راستا، هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف، از وزارتخانه‌های مسئول تأمین کالاهای حیاتی تا نهادهای نظارتی و اجرائی، با دقتی مثال‌زدنی انجام می‌شود تا هیچ خلأیی در تأمین نیازهای اساسی مردم باقی نماند. یکی دیگر از ابعاد برجسته مدیریت اجرائی پزشکیان، پیگیری مستمر و بی‌وقفه امور مرتبط با زندگی مردم و معیشت عمومی است. در شرایطی که جنگ جاری می‌تواند فشار روانی و اقتصادی شدیدی بر جامعه وارد کند، دولت با تمرکز بر برنامه‌ریزی دقیق، تقسیم منابع و اولویت‌بندی نیازهای حیاتی، نشان داد که رفاه مردم و تأمین نیازهای اساسی، هم‌تراز با امنیت ملی است و هیچ‌گاه از چرخه تصمیم‌گیری خارج نمی‌شود. توجه به کوچک‌ترین جزئیات و پیگیری لحظه‌به‌لحظه برای اطمینان از دسترسی شهروندان به کالاهای اساسی، خدمات درمانی و دارویی، نمونه‌ای بی‌نظیر از مسئولیت‌پذیری اجرائی و دقت در عمل است که کمتر مدیری توانسته آن را در شرایط جنگی تجربه کند.

 
 

در کنار این توجه به رفاه عمومی، دیپلماسی فعال و هوشمندانه دولت تحت رهبری پزشکیان، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران جاری داشته است. استفاده از کانال‌های دیپلماتیک، ارسال پیام‌های روشن و مستند درخصوص حق دفاع مشروع ایران و تعامل محاسبه‌شده با جامعه بین‌الملل، مانع از تشدید اثرات روانی و سیاسی تجاوز خارجی شده است. این دیپلماسی فعال نشان می‌دهد ایران در شرایط جنگی نه‌تنها به مدیریت داخلی و معیشت مردم اهمیت می‌دهد، بلکه به حفظ جایگاه خود در عرصه جهانی و جلوگیری از تشدید فشارهای بین‌المللی نیز توجه دارد. مدیریت اجرائی پزشکیان تلفیقی از تدبیر، دقت، پیگیری و تمرکز بر رفاه عمومی است که همگان را به همکاری و حمایت از سیاست‌های دولت ترغیب کرده است. این مدیریت توانسته اعتماد عمومی را حفظ کرده و روحیه ملی را تقویت کند. 

مردم می‌بینند که دولت با تمام توان خود، تمام تلاشش را به کار گرفته است تا کمترین اثر منفی از جنگ جاری بر زندگی روزمره آنها وارد شود و این نگاه هم‌زمان به امنیت و رفاه، ارزش واقعی مدیریت اجرائی را نشان می‌دهد. برنامه‌ریزی برای تأمین کالاهای حیاتی و مایحتاج عمومی از دیگر تلاش‌های بارز در جنگ جاری است. وزارتخانه‌های مربوطه با هماهنگی کامل، توزیع کالاهای اساسی را به شکلی انجام داده‌اند که کمترین اختلال در چرخه تأمین و زندگی روزمره مردم ایجاد شود. این اقدامات مستمر، با پیگیری شبانه‌روزی رئیس‌جمهور و هیئت دولت همراه بوده و نمونه‌ای بی‌نظیر از تعهد و دقت در مدیریت اجرائی کشور در شرایط بحران را به نمایش گذاشته است. تمرکز بر دیپلماسی، تلاش برای حفظ معیشت مردم، پیگیری مداوم و توجه به رفاه عمومی، همه مؤلفه‌هایی هستند که مدیریت اجرائی پزشکیان را از هرگونه رویکرد سطحی و مقطعی متمایز می‌کنند. دولت ثابت کرده است که حتی در شرایط جنگ و فشار خارجی، می‌توان هم امنیت ملی را تضمین کرد و هم مراقبت از زندگی روزمره مردم و تأمین نیازهای ضروری را به‌طور کامل انجام داد. همچنین، دولت پزشکیان با ایجاد کانال‌های مؤثر اطلاع‌رسانی و هماهنگی میان نهادها، اطمینان حاصل کرده است که هیچ خلأیی در تأمین کالاهای اساسی، دارو و خدمات عمومی باقی نماند. پیگیری‌های مداوم، جلسات مرتب و تصمیم‌گیری‌های لحظه‌ای، همگی گواهی بر تلاش بی‌وقفه برای حفظ ثبات کشور و رفاه عمومی هستند. این دقت و استمرار در عمل، به‌ویژه در شرایطی که فشارهای روانی، اقتصادی و سیاسی دشمن افزایش یافته، بیش از پیش ارزش و ضرورت مدیریت اجرائی مؤثر را نشان می‌دهد. عملکرد مسعود پزشکیان در جنگ جاری، نمونه‌ای بارز از مدیریت اجرائی خردمندانه، هوشمندانه و جامع است که تمام ابعاد زندگی مردم و امنیت کشور را هم‌زمان در نظر گرفته است. پیش‌دستی در تصمیم‌گیری، پیگیری مستمر امور، توجه تمام‌قد به معیشت مردم و دیپلماسی فعال، همه مؤلفه‌هایی هستند که کارنامه درخشان دولت در روزگار جنگ را شکل داده‌اند.

این مدیریت توانسته است ضمن مقابله با تجاوز خارجی، زندگی مردم را با حداقل آسیب ممکن تضمین کرده و اعتماد عمومی را تقویت کند. در نهایت، این یادداشت تحسینی است بر تلاش‌های بی‌وقفه رئیس‌جمهور و هیئت دولت که با مدیریت اجرائی توانمند، برنامه‌ریزی دقیق و تدبیر خردمندانه، کشور را در شرایط جنگ جاری از هرگونه بحران گسترده و اثر منفی بر زندگی مردم مصون نگه داشته‌اند. ایران در چنین روزگار سختی، نه‌تنها رهبر‌ اجرائی مقتدر و صبوری دارد، بلکه دولتی کارآمد، مسئولیت‌پذیر و متعهد به رفاه عمومی و امنیت ملی در قلب بحران را به نمایش گذاشته است. این تلاش‌ها گواهی است بر اینکه در میدان جنگ جاری، تصمیم‌گیری صحیح، پیگیری مداوم و اولویت‌بندی رفاه مردم، شاخص‌های اصلی موفقیت دولت هستند و رئیس‌جمهور پزشکیان با تمام توان، این اصول را در عمل تحقق بخشیده است.

عباس مقتدایی

در حالی که اشتباه محاسباتی ایالات متحده آمریکا درباره واکنش‌های جمهوری اسلامی کاملاً آشکار شده و توان تهاجمی آمریکا با ضربات متعدد و توسعه‌یافته در عرصه‌های دریا و هوا آسیب دیده و این کشور عملاً توانایی خود را برای عملیات زمینی گسترده در منطقه غرب آسیا از دست داده، تلاش این کشور بر حفظ فضای اقتدار و ابهت پوشالی‌اش، به شکست انجامیده است. واقعیت‌های میدانی حاکی از وارد آمدن آسیب‌های جدی به پایگاه‌های این کشور در منطقه بوده و این در تناقض آشکار با آن نمایش‌های غیرواقعی از قدرت و اقتدار ارتش آمریکاست. هدف قرار گرفتن رادارهای کلیدی آمریکا، عملاً چشم این کشور را در منطقه کور و اقتدار اطلاعاتی و عملیاتی آن را به شدت تضعیف کرده است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران با توسعه و به‌کارگیری موشک‌های جدید خود، توانایی هدف قرار دادن اهدافی را به اثبات رسانده که پیش‌تر تصور حمله به آن‌ها برای آمریکایی‌ها ناممکن به نظر می‌رسید. این دستاورد نشان‌دهنده توانمندی تجهیزاتی و اراده پولادین ایران در دفاع از منافع و امنیت ملی خود است. در چنین شرایطی، رفتارهای کنونی آمریکا از جمله حمله هوایی به جزیره خارک نشان‌دهنده کنش‌های سرشار از خشم و فاقد منطق آن‌هاست. این حملات کور، تنها تلاشی مذبوحانه برای نجات و کسب فرصت بیشتر است.
تنگه هرمز که پیش‌تر نیز سابقه تاریخی مقاومت در برابر تجاوزها را به خود دیده است (مانند تلاش‌های نافرجام صدام)، اکنون به پاشنه آشیل بسیاری از متحدان آمریکا و خود این کشور بدل شده است. موفقیت‌ جمهوری اسلامی در استفاده از این ظرفیت، نتیجه مقاومت هوشمندانه و اقتدار نیروی دریایی ایران است که از توانمندی‌های وسیع و چشمگیری برخوردار است؛ همان نیرویی که ترامپ بارها ادعا کرده آن را کاملاً از بین برده است. روزهای آینده تعیین‌ می‌کنند که زمان اعلام رسمی شکست توسط آمریکا چه موعدی خواهد بود؛ چرا که در عمل، نشانه‌ها حاکی از آن است که واشنگتن شکست را پذیرفته است؛ آن‌ها هرگز تصور نمی‌کردند ایران بتواند به تنهایی در برابر تمام قشون‌کشی‌ها، پایگاه‌های متعدد، حمایت‌های ناتو و پشتیبانی کشورهای عربی مقاومت کند و این همان اشتباه محاسباتی است که آن‌ها اولاً درباره ایران و ثانیاً درباره محور مقاومت، به آن دچار شده‌اند. اکنون روز به روز، آثار این پیروزی برای ملت ایران بیش از پیش آشکار می‌شود و در مقابل، آشفتگی، اضطراب و رفتارهای از سر استیصال آمریکا در حال افزایش است.
از این منظر باید منتظر کنش‌های غیرمنطقی و غیرعقلانی آمریکا باشیم اما پیشاپیش می‌دانیم که این دیوانگی‌ها راه به جایی نخواهد برد و آن‌ها سرانجام تسلیم توان مقاومت و توان کنش نظامی جمهوری اسلامی خواهند شد.

مگر معجزه چیست؟

سیدمحمد بحرینیان
ما در میان مهم ترین و حساس ترین صفحات تاریخ قرار گرفته ایم. ملت ایران در برابر هجوم بزرگترین دشمنان انسانیت و بشریت چنان درخشان ایستاده است که شکوه آن قابل وصف نیست. مانند کسی که از شدت نور، نمی تواند مستقیم به خورشید بنگرد؛ عظمت شکوه و نورانیت ملت ایران قابل درک نیست. آیندگان در مورد این روزها نکته ها و ناگفته ها خواهند گفت اما شاید بتوان در همین روزها و در میانه ماجرا، از اصل و نفس ایستادگی درخشان ملت ایران بگذریم و صرفا به برخی آثارش اشاره کنیم:
یک. ملتی را فرض کنید که تحت شدیدترین رژیم تحریمی تاریخ مکتوب بشر و همچنین در معرض سنگین ترین هجمه رسانه ای و عملیات روانی بوده است. به تک به تک اجزا و عناصر ملی، آیینی، تاریخی و هویتی اش حمله شده، از رهبر و زمامداران تا یکایک مردم کوچه و بازار انواع هجمه را تحمل کرده اند و آنقدر سم به جامعه تزریق شده و ذهن ها  را مسموم کرده که حتی عده ای بازیکنان تیم ملی فوتبال را متعلق به خود نمی دانند و حریف را تشویق می کنند. عده ای از درون و جماعت بیشتری از بیرون با جلادترین و شیادترین رهبران مستکبر و جهانخوار دنیا هم صدا شده اند و روزی نیست که دشمنان قسم خورده و دیرین ملت، مشق تجزیه و نابودی ایران ننویسند. وضعیت تا آنجا پیش رفته که حتی با صراحت از طرح شوم خود نیز سخن
 می گویند. در همین زمانه، رئیس جمهور به طرز غیر قابل باوری از ملت گرفته شده و شهید می شود. با انتخابات، تمام ارکان دولت نو می شوند
 اما دولت جدید، هنوز بر  امور مسلط نشده که سطحی از جنگ با ترور برخی رهبران آغاز می شود. چند ماه بعد، جنگ رسمی با تجاوز خونخوارترین رژیم تروریستی عالم به کشور تحمیل می شود و باعث شهادت تعداد کثیری از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان و مردم عادی می شود. در پایان جنگ با دخالت قوی ترین ارتش دنیا تاسیسات هسته ای بمباران می شود و پس از آن ۸ ماه سایه تهدید بر سر کشور می ماند. هر شبی که به صبح می رسد مردم و نیروهای مسلح منتظر هجوم بیگانگانند. در این میان با تشدید هوشمند فشار اقتصادی و افزایش نرخ ارز، کشور وارد دوره ای از تلاطم اقتصادی می شود که با فراخوان و میدان داری  برخی خائنین به فتنه ای عظیم تبدیل می شود تا بستر جنگ فراهم شود.
در نهایت که حلقه فشار سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی و تبلیغاتی به تنگ ترین حد خود می رسد، جنگ آغاز می شود. نه از مرزها و سربازان بلکه از قلب پایتخت و با ترور رهبر و فرماندهان نظامی.
دو. کدام رهبر؟ شخصی که ۳۷ سال زعامت ملت را بر عهده داشته و در تمام سختی ها و مشکلات کشور و منطقه، پناه و آخرین سنگر بوده است. در جنگ ۱۲ روزه که سطوح عالی فرماندهی به شهادت رسیدند، امید و آرامش ملت با واکنش فوری و قاطع زعیم ملت و جایگزینی چند ساعته فرماندهان نظامی احیا شد. حال در شرایطی که رهبر در میان ما نیست و ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه، رئیس شورای دفاع کشور و وزیر دفاع همگی به شهادت رسیده اند تکلیف چیست؟  دشمنان انتظار داشتند چه بر سر ایران اسلامی بیاید؟!
سه. در چنین شرایطی ملت ایستاد و جانانه مقاومت کرد. جنگ در فقدان رهبری و فرماندهان چنان پیش رفت که هیچ کس در دنیا باور نمی کرد. تا جایی که امام سیدمجتبی خامنه ای در اولین پیام خود تاکید کردند که در روزهای فقدان رهبری، عملا مردم کشور را رهبری کردند. 
چهار. سطور بالا شاید برای سایر ملت ها افسانه به نظر برسد اما برای ملت ایران، عین واقعیت است. واقعیت آن است که در روزهایی که رهبر نبود، خدا بود؛ فرماندهان نظامی نبودند اما خدا بود؛ مشکلات لحظه ای رهایمان نکردند اما خدا بود و خدا همچنان هست و خواهد بود. اگر این معجزه نیست پس چیست؟!

در صورت ادامۀ شرارت ترامپ در خصوص خارک، ایران چه گزینه‌هایی دارد؟
نفت امارات و خاک بحرین روی میز ایران

سیدمهدی طالبی

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بامداد روز گذشته (شنبه 23 اسفند 1404، 14 مارس 2026) از سنگین‌ترین حمله هوایی تاریخ خاورمیانه به جزیره خارک صحبت کرد؛ وجود رگه‌های قوی بزرگ‌نمایی در همین اظهارنظر مشخص بود، زیرا بزرگ‌ترین حمله تاریخ منطقه، نمی‌توانست علیه جزیره‌ای کوچک اجرا شود. در نهایت آنچه منابع محلی تأیید کردند وقوع 15 انفجار بود که برخی مواضع، از جمله اتاقک‌های تخلیه‌شده را هدف قرار دادند. ترامپ ادعا کرد تمام اهداف نظامی را از بین برده و تأسیسات نفتی را باقی گذاشته است. برای فهم آنچه رئیس‌جمهور آمریکا گفته، باید مختصاتی از جوانب به دست آورد. 

 دوگانه شخصیتی ترامپ چیست؟
ترامپ دو ویژگی شخصیتی اصلی دارد؛ غلو و قلدری. او بزرگ‌نمایی و غلو می‌کند تا بتواند چیزی را که مدنظر دارد، به مخاطبان خود بفروشد. این ریشه در سوابق و روحیه شغلی‌اش دارد که یک مشاور املاکی بوده است. دومین ویژگی، قلدری است. قلدر هنگامی که قدرت دارد یا گرفتار است، عربده کشیده و قدرت‌نمایی می‌کند. قدرت‌نمایی او در هر دو وضعیت، یکسان است. صدام نمونه کاملی از یک انسان قلدر بود؛ در زمان قدرت رجز می‌خواند، در زمان اسارت و در دادگاه آن‌ها را تکرار می‌کرد و هنگام اعدام همین‌گونه بود.  
ویژگی‌های ترامپ نشان می‌دهد به دلیل قلدری اگر بتواند سنگین درهم می‌کوبد و اگر نتواند بزند، ادعا خواهد کرد که به طور سنگین بمباران کرده است. باید در واقعیت دید آیا ترامپ در موقعیت توانایی قرار داشته یا در وضعیت محدودیت گرفتار بوده است. 

 معادلات محدودکنندۀ آمریکا در خارک 
ترامپ ادعا کرده دستور داده تأسیسات نظامی خارک بمباران و تأسیسات نفتی سالم گذاشته شوند تا قیمت نفت تغییر نکند. در این گفته یک محدودیت آشکار و یک محدودیت، پنهان است. محدودیت آشکار آمریکا در این قضیه، اثرپذیری شدید از قیمت نفت است، به‌گونه‌ای که می‌داند حتی آسیب به تأسیسات نفتی ایران، روی قیمت اثر گذاشته و این کشور را هم زیان‌دیده می‌کند. دومین محدودیت اما پنهان است. ایران تهدید کرده در صورت بمباران تأسیسات نفتی خود، منطقه را به آتش خواهد کشید. این تهدید در برابر تأسیسات زیرساختی برق و آب نیز صادق است. این مسائل نشان می‌دهند ترامپ محدودیت‌های بسیار زیادی برای حرکت به سمت گزینه‌های مختلف دارد و اگر حرکتی صورت می‌گیرد، به شکل دست‌به‌عصاست. 
 اظهارات خلاف واقع
ترامپ در خبری که برای بمباران خارک منتشر کرد، ادعاهای دیگری نیز داشت که در ادامه مورد بررسی قرار گرفته‌اند: 
1-   رئیس‌جمهور آمریکا با ادعای نابودی توان نظامی ایران، خواهان تسلیم نظامیان شده است. ترامپ در طول جنگ بارها این ادعا را تکرار کرده که قوای مختلف ایران از نیروی دریایی، هوایی و موشکی از بین رفته‌اند. برخلاف ادعاهای ترامپ فعالیت نیروهای مسلح ایران تداوم داشته و در مواردی تشدید شده است. این روند نشان می‌دهد نباید اعتباری برای چنین حرف‌هایی قائل شد.  
2-    ترامپ می‌گوید اگر آمریکا بخواهد به هر هدفی در منطقه دست یابد، می‌تواند و ایران قدرت دفاع از حریم هوایی خود را ندارد. این ادعا دروغی آشکار است. بامداد جمعه، با هدف‌گیری کاروانی از هواگردهایی آمریکایی به دو سوخت‌رسان آسیب وارد آمد که منجر به سقوط یک فروند و بازگشت سریع یک فروند دیگر به پایگاه شد. این اتفاق در فاصله دست‌کم 300 کیلومتری خاک ایران رخ داد و عامل آن گروه‌های مقاومت عراقی بودند، همچنین جنگ روزی به خود ندیده که چند پهپاد دشمن در آن ساقط نشده باشند؛ چه اینکه در مواردی جنگنده‌های اف-15 دشمن سرنگون شده‌اند. 
علاوه بر هدف قرار دادن هواگردهای دشمن در آسمان، آن‌ها در پایگاه‌ها هم آماج حملاتند و فایننشنال‌تایمز از آسیب به 5 سوخت‌رسان آمریکایی در عربستان سعودی در پی حملات ایران خبر داده است. 
3-    بمباران اهداف، تنها منحصر به آمریکا و رژیم صهیونیستی نیست، بلکه به طور متقابل، ایران دسترسی مناسبی به آسمان دشمن دارد و می‌تواند با انواع پرتابه‌ها، به اهداف ضربه بزند. در این میان یک برتری مهم تهران، داشتن بانک اهداف است. دشمن عمده بانک اهدافی را که داشته بمباران کرده و در تولید اهداف جدید با مشکل روبه‌روست؛ به همین دلیل می‌کوشد با حرکت به سمت زیرساخت‌ها، عملا جنگی انحرافی راه بیندازد.
ایران بانک اهداف بزرگ‌تری دارد و می‌داند با وقوع سه اتفاق، آسمان دشمن در حال گشوده‌تر شدن است؛ ذخایر رهگیرهای دشمن کاهش‌یافته، رادارها و تجهیزات ارتباطی منهدم شده یا در حال انهدامند و در سوی دیگر، سامانه‌های پدافندی به دلیل فعالیت مداوم، دچار اختلال در عملکرد شده‌اند. 
4-    رئیس‌جمهور آمریکا خارک را «تاج ایران» نامید تا ضربه به آن را مهم‌تر تصویرسازی کند. خارک با نقش 80 تا 90 درصدی در صادرات نفت ایران، به عنوان مهم‌ترین منبع درآمدی کشور، اهمیت بالایی دارد؛ اما تنها تاج ایران در منطقه واقع نشده است. غرب آسیا تاج امپراتوری آمریکاست و بازتاب حضورش در این منطقه که چهارراه جهان است، باعث ادراک از هژمونی این کشور شده است. نگین این تاج در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس است؛ جایی که عمده قوای نظامی آمریکا و منافع اقتصادی این کشور در آن واقع شده است. اگر آمریکا به قول ترامپ به سمت تاج ایران حرکت کند، تاج و نگین امپراتوری جهانی خود را زیر ضربه خواهد دید. این تاج و نگین تاکنون طوری آسیب‌دیده‌اند که در خلال آن بخشی از پایگاه‌های آمریکا در منطقه از چرخه عملیات خارج شده و منافع تجاری‌اش در معرض خطر قرار دارند. 
5-   آمریکایی‌ها اعلام کرده‌اند مصالح جهانی باعث عدم حرکتشان به سمت نابودی تأسیسات نفتی ایران بوده است؛ این ادعا قطعاً صحیح است و نشانگر ناتوانی واشنگتن در بهره‌گیری از چنین گزینه‌ای به شمار می‌رود. 

 چرا ترامپ بزرگ‌نمایی کرد؟ 
رئیس‌جمهور آمریکا به دلایلی نیازمند بزرگ‌نمایی است:
1-   ترامپ فکر می‌کرد با شهادت رهبر انقلاب و جمعی از سران کشور، ایران به سرعت تسلیم خواهد شد، زیرا به طور هم‌زمان پایگاه‌های نظامی اصلی مورد ضربه قرار گرفتند. او و تیمش حتی احتمال دادند امکان دارد ایران حتی در چنین شرایطی مقاومت کند، اما نخواهد توانست بیش از یک یا دو روز مقاومتش را ادامه دهد. حداکثر زمانی که آمریکا برای جنگ تخمین زد، 4 روز بود. بر اساس این برآورد در بهترین شرایط ایران بدون پاسخ، تسلیم می‌شد و در بدترین حالت، تهران در روز چهارم جنگ چاره‌ای جز تسلیم نداشت. این اتفاقات رخ نداده‌اند و حالا جنگ وارد روز شانزدهم شده است؛ 4 برابر حداکثر چیزی که واشنگتن فکر می‌کرد طول بکشد. مهم‌تر آنکه ایران راهبرد خود را جنگ طولانی اعلام کرده و این 16 روز، حداقل روزهای جنگ مدنظرند. ترامپ که در این شرایط گرفتار شده، به‌اصطلاح به این‌طرف و آن‌طرف می‌زند. آنها در شرایطی که جنگ آغاز نشده و آرامش داشتند، تصمیماتی اشتباه گرفتند و حالا که در میانه جنگ و اضطراب ناشی از آن قرار دارند، در تصمیم‌گیری با دشواری‌های بیشتری روبه‌رو شده‌اند؛ بخش مهمی از این دشواری، ناشی از دمدمی‌مزاجی ترامپ است. آمریکا در حین جنگ دریافته اهدافش ناکارآمد بوده و باید دوباره دست به طراحی بزند. در شرایط ناکامی در تحقق اهداف جنگ، بحران‌های دیگری نیز شکل‌گرفته‌اند؛ افزایش قیمت انرژی، کمبود سلاح‌های دقیق و به‌خطرافتادن موازنه‌های جهانی و احتمال تضعیف موقعیت آمریکا در برابر چین و روسیه. 
2-   فرد و طرف شکست‌خورده، دوستانش را از دست می‌دهد. این اتفاق به تدریج درحال رخ دادن برای ترامپ است. زبان‌ها در آمریکا برای شماتت او فعال شده‌اند. دموکرات‌ها پیگیر کار او هستند و از راه‌اندازی جنگ بدون کنگره که مرجع اصلی اعلام جنگ و صلح است، خشمگین شده‌اند.  
3-   ارزیابی‌ها از احتمال موفقیت ترامپ در میان موافقان جنگ نیز منفی است. اولین وزیر دفاع ترامپ در دولت نخستین، ضمن حمایت از جنگ، گفت معتقد است احتمال پایداری ایران در جنگ بیشتر از آمریکا خواهد بود. 
4-   ترامپ با مشکل در مدیریت جنبش ماگا که بدنه اصلی طرف‌داری از وی و هسته سخت مدافعش به حساب می آید، مواجه شده است. یک رئیس‌جمهور دموکرات مشکلات ترامپ را ندارد زیرا بدنه یک پارچه حزب چاره‌ای جز حمایت از او در برابر رقیب ندارند. جنبش ماگا اما صراحت و تندی دارد و احتمال دارد فارغ از مصالح حزبی عمل کند. امروزه در عمل، جنبش ماگا به رهبری ترامپ در ائتلاف با حزب جمهوری‌خواه عمل می‌کند و هیچ‌تضمینی برای تداوم این ائتلاف وجود ندارد؛ چه اینکه در درون خود ماگا نیز نسبت به جنگ نگاه‌های متفاوتی وجود دارد. ترامپ اگر جنگ به‌سرعت پایان می‌یافت با مشکلی در ماگا برنمی‌خورد؛ اما ایران این‌گونه نشد. ترامپ در ونزوئلا چندین ماه و هفته بدون آنکه جنگی پرشدت تلقی شود، به دشمن آسیب زد و در نهایت با عملیاتی 45 دقیقه‌ای، نیکلاس مادورو رئیس‌جمهور این کشور را ربود. جنبش ماگا هرچند از احتمال وقوع جنگ ناخرسند بود، اما سرعت عمل ترامپ و آسیب‌های کم جنگ، مانع از شکل‌گیری مخالفت در آن شد. جنگ ایران اما تمام ظرفیت‌های مرتبط برای فعال‌شدن مخالفت‌های ماگا را در درون خود دارد. این جنگ، جنگی طولانی، با احتمال زمینی شدن، خسارت‌بار، مؤثر بر گرانی قیمت سوخت و پرتلفات است. 
5-   اقدامات چندگانه ترامپ برای کاهش قیمت نفت از آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، ارائه معافیت به طرف‌های نفتی تحریم شده تا درخواست از متحدان برای اعزام نیرو به تنگه هرمز ناکام مانده و قیمت‌ها بار دیگر با عبور از 100 دلار، درحال پیشتازی هستند. 

 معادلات و ضدمعادلات
ترامپ می‌خواهد در برابر معادله‌سازی ایران که تنگه هرمز را مسدود کرده، معادله‌سازی کرده و با جزیره خارک گروکشی کند. راهبرد رئیس‌جمهور آمریکا در این مسیر دیوانه نشان دادن خود و احتمال عبورش از خطوط قرمز است. ترامپ می‌خواهد به ایران بگوید اگر تلاش کند تا وی را در بن‌بست گیر بیندازد، او دست به اقدامی دیوانه‌وار و متهورانه می‌زند که می‌تواند زیان‌های سنگینی برای تهران داشته باشد. ایران اما ضمن ایجاد بن‌بست در برابر ترامپ، به عبارتی «بن‌بست‌های متداخل» و مرحله‌ای در برابر او ایجاد کرده است. اگر ترامپ بخواهد با هدف‌گیری تأسیسات نفتی خارک، بن‌بستی را که در تنگه هرمز دارد بشکند، ایران با ضربه متقابل به تأسیسات نفتی منطقه و محور مقاومت با مسدودسازی تنگه باب‌المندب (تنگه)، بن‌بست‌های مرحله‌بندی شده را در برابر ترامپ می‌گشایند تا او بفهمد با حرکت دیوانه‌وار، راه به جایی نخواهد برد. 

ایران با بستن تنگه هرمز چگونه معادلات جنگ و مناسبات انرژی دنیا را به سود خود تغییر داد

تنگه معادله‌ساز

آمریکایی‌ها تا این مرحله از جنگ دست‌کم درباره ۳ چیز غافلگیر شده‌اند:
الف- حجم پاسخ‌های ایران و وقوع سریع جنگ منطقه‌ای
ب- ذخایر موشکی و پهپادی ایران
ج- بسته شدن تنگه هرمز
اگرچه هر ۳ موضوع در معادلات جنگ تاثیر بسیار زیادی دارد اما می‌توان مساله هرمز را مهم‌ترین و موثرترین نگرانی و معضل آمریکا در جنگ دانست. بسته شدن تنگه هرمز توانست به سرعت تبعات جنگ را جهانی کند. قیت نفت به سرعت و حتی بیش از پیش‌بینی‌ها افزایش یافت. در هفته اول جنگ، قیمت هر بشکه نفت به ۱۱۰ دلار رسید.‌ ترامپ از طریق برخی اقدامات غیر واقعی و توسط شبکه دلالی توانست برای چند روز قیمت نفت را کاهش دهد اما بازار بلافاصله به وضعیت طبیعی خود بازگشت و در روز چهاردهم جنگ، هر بشکه نفت به ۱۰۴ دلار رسید. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند در صورت تداوم جنگ و بسته ماندن تنگه هرمز، قیمت هر بشکه نفت ممکن است تا ۲۰۰ دلار هم برسد. نشریه اکونومیست پیش‌بینی کرده اگر انسداد تنگه هرمز یک ماه طول بکشد احتمال رسیدن قیمت هر بشکه نفت به ۲۱۵ دلار وجود دارد. فشارهای جهانی به ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز نیز روز به روز افزایش می‌یابد. طی روزهای اخیر، مقامات اروپایی چندین‌بار با ترامپ درباره توقف جنگ و چاره‌جویی برای تنگه هرمز گفت‌و‌گو کرده‌اند. مقامات اروپایی البته همزمان با ابراز نگرانی درباره انسداد تنگه هرمز، بر این موضوع نیز تاکید کرده‌اند که قصدی برای ورود به جنگ برای بازگشایی تنگه هرمز ندارند. این موضع اروپا از آن جهت اتخاذ شده است که آنها بر اساس واقعیات جنگ و معادلات میدانی جنگ دریافته‌اند بازگشایی تنگه هرمز راه‌حل نظامی ندارد و آنها با هر میزان نیروی نظامی نمی‌توانند باعث بازگشایی این تنگه شوند. از همین رو، برخی منابع رسانه‌ای گزارش داده‌اند برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه اخیرا مذاکراتی با ایران انجام داده‌اند تا تهران اجازه دهد برخی کشتی‌ها و نفتکش‌های آنها از تنگه هرمز عبور کنند. هند نیز از جمله کشورهایی است که طی روزهای اخیر مذاکراتی با ایران انجام داده است تا ایران اجازه دهد برخی نفتکش‌های آن کشور از تنگه هرمز عبور کنند. وضعیت اکنون به گونه‌ای است که کشورها تقریبا تسلط ایران بر تنگه هرمز را پذیرفته‌اند و در حال رایزنی با ایران هستند تا بر اساس توافقات فی‌مابین، مجوز تردد نفتکش‌ها و کشتی‌های خود از تنگه هرمز را بگیرند.
ایران گفته بود
طی ماه‌های اخیر و قبل از آغاز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، مقامات ایرانی بارها هشدار داده بودند در‌ صورت تجاوز به ایران، تنگه هرمز مسدود خواهد شد. با توجه به موقعیت جغرافیایی تنگه‌ هرمز و نقش ایران در تامین امنیت این تنگه، مقامات جمهوری اسلامی هشدار داده بودند در صورت وقوع جنگ علیه ایران، این تنگه استراتژیک خود به خود مسدود خواهد شد. با این وجود آمریکایی‌ها در محاسبات خود نسبت به واکنش ایران، دچار خطای بزرگی شدند.‌ ترامپ بر اساس برآوردهای قبلی، تصور می‌کرد با وجود حمله به ایران، جمهوری اسلامی همچنان امنیت عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز را تامین می‌کند. با این وجود در همان روز نخست جنگ، تنگه هرمز مسدود شد. این نخستین غافلگیری ترامپ در جنگ بود. ترامپ در همان روز نخست جنگ فهمید هشدارهای ایران درباره جنگ کاملا واقعی و معتبر بود. ایران از همان ساعات ابتدایی جنگ اراده خود برای انجام تهدیدات و هشدارهایش را ثابت کرد. این نکته تاثیر بسیاری بر اصلاح برآوردهای آمریکایی‌ها درباره جنگ داشت. شاید ترامپ تصور می‌کرد به واسطه تبعات جهانی بسته شدن تنگه هرمز و احتمال واکنش نظامی بسیاری کشورها از جمله اروپایی‌ها، ایران هرگز دست به این اقدام نخواهد زد اما با وجود این برآوردها تنگه هرمز مسدود شد تا ترامپ بفهمد این بار فرق می‌کند و عزم و اراده ایران برای تغییر معادلات موجود با آمریکا در این جنگ، جدی است.
آمریکای مستأصل
یک مرور کوتاه بر واکنش‌ها و اقدامات آمریکا درباره مسدود شدن تنگه هرمز نشان می‌دهد ترامپ هیچ طرح و برنامه‌ نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد. به محض مسدود شدن تنگه هرمز، ترامپ ابتدا منکر موضوع و مدعی شد عبور و مرور از تنگه هرمز همچنان برقرار است. با این وجود یک روز بعد مدعی شد ناوها و کشتی‌های نظامی آمریکا آماده اسکورت نفتکش‌ها و کشتی‌ها در تنگه هرمز هستند اما ۲ روز بعد وزارت جنگ آمریکا اعتراف کرد این کشور نمی‌تواند کشتی‌ها را اسکورت کند. در این میان توئیت وزیر انرژی آمریکا نیز بیشتر از قبل استیصال کاخ سفید درباره تنگه هرمز را آشکار کرد. کریس رایت ابتدا در توئیتی مدعی شد اولین کشتی با اسکورت آمریکا از تنگه هرمز عبور کرد اما کمی بعد توئیت خود را پاک کرد؛ اقدامی که باعث شد وال‌‌استریت ژورنال بنویسد: توئیت پاک‌شده وزیر انرژی آمریکا لرزه‌ دیگری به بازارهای نفت وارد کرد.
رایت یک روز پس از این ماجرا در گفت‌و‌گویی اعتراف کرد آمریکا امکان اسکورت کشتی‌ها و نفتکش‌ها برای عبور از تنگه هرمز را ندارد. این ماجرا باعث شد این گزاره تثبیت شود که آمریکا امکان بازگشایی تنگه هرمز را از طریق اقدام نظامی ندارد.  پس از تثبیت این موضوع، ترامپ‌ تلاش کرد از طریق معادله‌سازی، ایران را وادار به بازگشایی تنگه هرمز کند.‌ او ابتدا ایران را تهدید کرد نیروگاه‌های برق را هدف قرار خواهد داد. البته این معادله‌سازی بسیار زود بی‌اثر شد. ایران در برابر این تهدید ترامپ، تاکید کرد در صورت حمله به نیروگاه‌های برق خود، با حمله متقابل به نیروگاه‌های برق در کشورهای منطقه و رژیم صهیونیستی، همه منطقه را به تاریکی و خاموشی خواهد برد. با توجه به واقعیت‌های میدان جنگ و توانایی ایران در انجام این واکنش، بلافاصله این معادله‌سازی ترامپ خنثی شد. نهایتا او روز جمعه با عقب‌نشینی از این تهدید گفت فعلا برنامه‌ای برای هدف قراردادن نیروگاه‌های برق ایران ندارد. البته ترامپ چند ساعت بعد در توئیتی نوشت ارتش آمریکا مقرها و مراکز نظامی ایران در جزیره خارک را هدف قرار داده است. ترامپ در ادامه به مراکز و منابع نفتی جزیره خارک اشاره و تهدید کرد اگر تنگه هرمز باز نشود ممکن است این منابع را هدف قرار دهد. این‌بار ترامپ با تهدید جزیره خارک تلاش کرد یک معادله با تنگه هرمز ایجاد کند. البته این معادله نیز بی‌فایده است. تنها چند دقیقه پس از این موضع ترامپ، جمهوری اسلامی اعلام کرد در صورت هر نوع تهاجم علیه منابع و مراکز نفتی ایران در جزیره خارک، همه تاسیسات نفتی در منطقه را که آمریکایی‌ها در آنها مشارکت داشته و دارند مورد هدف قرار می‌دهد. این تهدید ایران بلافاصله در رسانه‌های آمریکایی بازتاب گسترده‌ای یافت. به اعتقاد کارشناسان، تهدید هدف قرار دادن منابع نفتی خارک نمی‌تواند با تنگه هرمز معادله بسازد، زیرا ایران می‌تواند در واکنش به این اقدام احتمالی آمریکا تاسیسات نفتی کل منطقه و رژیم صهیونیستی را نابود کند. موضوع دیگری که آمریکا تلاش کرد از طریق آن یک معادله جدید با تنگه هرمز بسازد، تهدید حمله زمینی و اشغال جزایر ایرانی بود. شامگاه پنجشنبه به وقت ایران، پنتاگون با اعزام یک ناو هواپیمابر آبی - خاکی به همراه ۲۲۰۰ تفنگدار به منطقه غرب آسیا موافقت کرد. پیش از آن نیز ترامپ در چند نوبت از احتمال حمله زمینی به ایران خبر داده بود. این تهدید ترامپ و تصمیم پنتاگون باعث شد این فرضیه شکل بگیرد که ارتش آمریکا درصدد است با اشغال برخی جزایر ایرانی، جمهوری اسلامی را وادار به بازگشایی تنگه هرمز کند.‌ با این حال واقعیات میدانی جنگ نشان می‌دهد این تهدیدات صرفا یک عملیات روانی در راستای فشار بر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز است، چرا که در‌ عمل، وضعیت به گونه‌ای است که آمریکا امکان نزدیک کردن تجهیزات و نیروهای خود به مرزهای ایران را ندارد. انصراف آمریکا از اسکورت کشتی‌ها در تنگه هرمز نیز بر اساس همین واقعیت صورت گرفت. حمله موشکی ایران به ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن نشان داد ایران مترصد انهدام تجهیزات استراتژیک آمریکا در منطقه است. قابلیت‌های موشکی و پهپادی ایران به‌ گونه‌ای است که به راحتی امکان زیر ضرب بردن تجهیزات و نیروهای آمریکایی در منطقه را دارد. به همین خاطر است که سنتکام قبل از آغاز جنگ اقدام به خارج کردن بخش زیادی از نیروهای خود از منطقه کرد. روز جمعه نیز اعلام شد ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خاطر نگرانی از هدف قرار گرفته شدن توسط ایران، فاصله خود از مرزهای ایران را به قدری زیاد کرده است که از منطقه عملیاتی علیه ایران خارج شده است. این واقعیات نشان می‌دهد اساسا آمریکا نه‌تنها امکان حمله زمینی به جزایر و مرزهای ایران را ندارد، بلکه حتی نمی‌تواند تجهیزات و نیروهای خود را به خاک ایران نزدیک کند. بنابراین تهدیداتی مانند اشغال جزایر ایرانی نیز نمی‌تواند با ماجرای بسته شدن تنگه هرمز معادل‌سازی کند.
مجموع این گزاره‌ها نشان می‌دهد اکنون ترامپ نه می‌تواند تنگه هرمز را بازگشایی کند و نه توان ایجاد معادله با این تنگه را دارد. یعنی از یک سو نه خودش می‌تواند تنگه هرمز را باز کند و نه می‌تواند تهدید معتبر ایجاد کند که ایران را ناگزیر به بازگشایی تنگه کند.
این تنگه بسته می‌ماند
به اعتقاد کارشناسان بسته شدن تنگه هرمز مهم‌ترین و موثرترین پاسخ ایران به جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. این اقدام جدا از مواهب اقتصادی که برای ایران به ارمغان آورده، تاثیر بسیار زیادی‌ بر معادلات جنگ گذاشته است. به همین خاطر است که رهبر معظم انقلاب در نخستین پیام خود خطاب به رزمندگان ایران تاکید کردند تنگه هرمز باید همچنان بسته بماند. بسته شدن تنگه استراتژیک هرمز باعث شده فشار کشورها بر ترامپ برای متوقف کردن جنگ افزایش یابد. کشورهای اروپایی و منطقه، اکنون که متوجه شدند ارتش آمریکا توان بازگشایی این تنگه را ندارد، تلاش می‌کنند به طرق مختلف، ترامپ را تخت فشار قرار دهند تا جنگ را متوقف کرده و مذاکرات برای بازگشایی تنگه هرمز آغاز شود. در حال حاضر یک‌‌پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و حدود یک‌پنجم گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. مؤسسه «آی‌اف‌اُ» تخمین زده است حدود ۶.۲ درصد واردات نفت خام اتحادیه اروپایی و ۸.۷ درصد واردات گاز طبیعی مایع این اتحادیه از تنگه هرمز عبور می‌کند. از ابتدای بسته شدن تنگه هرمز تاکنون، قیمت هر بشکه نفت حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است. بر اساس پیش‌بینی کارشناسان بازار انرژی، در صورت انسداد تنگه هرمز تا یک ماه دیگر، ممکن است قیمت هر بشکه نفت به بالای ۲۰۰ دلار نیز برسد. اینها اعداد و ارقامی است که نشان می‌دهد اقتصاد جهانی تا حد زیادی وابسته به وضعیت امنیت تنگه هرمز است. این موضوع باعث می‌شود اکنون تبعات جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، سایر کشورها را در بر گیرد. به همین خاطر ترامپ بشدت تحت فشار است تا جنگ را متوقف کند. این فشارها در روزها و هفته‌های آینده تشدید خواهد شد؛ فشارهایی که باعث می‌شود ترامپ بدون آنکه آورده‌ای از جنگ با ایران داشته باشد، ناگزیر شود آن را متوقف کند. جدا از امتیازاتی که انسداد تنگه هرمز در میدان جنگ نصیب ایران می‌کند، این اقدام در حوزه اقتصادی نیز برای ایران ثمربخش است. طی روزهای اخیر برخی کشورهای اروپایی، همچنین آسیایی و منطقه، مذاکرات با ایران برای دادن مجوز عبور از تنگه هرمز را آغاز کرده‌اند. در همین ارتباط فایننشال تایمز از مذاکرات فرانسه و ایتالیا با ایران خبر داده است. هند نیز یکی از کشورهایی است که اخیرا با ایران وارد مذاکره شده تا ۳ کشتی تجاری و نفتکش متعلق به این کشور از تنگه هرمز عبور کند. پاکستان و برخی کشورهای عربی منطقه نیز وارد مذاکره با ایران شده‌اند. این مذاکرات نشان می‌دهد این واقعیت که امنیت تنگه هرمز تنها توسط ایران تامین می‌شود، تثبیت شده و به همین خاطر ایران در ازای تأمین و تضمین این امنیت، از مواهب اقتصادی متنوعی برخوردار خواهد شد. از سوی دیگر، تثبیت اینکه امنیت تنگه هرمز توسط ایران تامین و تضمین می‌شود، باعث می‌شود از این به بعد، مناسبات اقتصادی جدیدی در حوزه انرژی در منطقه و حتی دنیا ایجاد شود. تنگه هرمز از این به بعد نه‌تنها یک اهرم امنیتی است، بلکه یک امتیاز اقتصادی نیز برای ایران به حساب می‌آید. به عنوان نمونه، هند در ازای عبور چند کشتی خود از تنگه هرمز، ۳ نفتکش بزرگ ایران را که چندی پیش در بنادر این کشور توقیف شده بودند آزاد کرده است. در کنار این موضوع، مناسبات اقتصادی و انرژی ایران با کشورهای منطقه متاثر از همین موضوع خواهد شد. بخش زیادی از نفت و گاز منطقه از تنگه هرمز عبور می‌کند. به همین خاطر اثبات تامین و تضمین عبور و مرور این منابع مهم از تنگه هرمز توسط ایران باعث می‌شود مناسبات ایران با این کشورها تغییر کند و مناسبات جدیدی ایجاد شود. این معادله نه فقط با کشورهای منطقه، بلکه با سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای اروپایی نیز ایجاد خواهد شد. ایران در همه ۴۷ سال گذشته بدون آنکه امتیازی دریافت کند، امنیت عبور و مرور از تنگه هرمز را تامین کرده است. در واقع بخش زیادی از اقتصاد و ثروت کشورهای منطقه به واسطه تامین امنیت تنگه هرمز از سوی ایران به وجود آمده است، بدون اینکه ایران از مواهب این موضوع برخوردار شود. قطعا از این به بعد و حالا که حکام منطقه متوجه شده‌اند نه آمریکا، بلکه ایران است که امنیت تنگه هرمز را تامین و تضمین می‌کند، باید اقتصاد ایران نیز از همه منافع صادرات نفت و گاز منطقه از این تنگه مهم بهره‌مند شود. همین‌طور سایر کشورها بویژه اروپایی‌ها نیز باید این واقعیت را بپذیرند. نظام سلطه در ۴۷ سال گذشته در حالی که ایران امنیت تنگه هرمز را تامین می‌کرد، صنعت نفت ایران را بارها و بارها مورد تحریم قرار داد. در‌ واقع، در حالی که ایران امنیت واردات نفت و گاز اروپا از خلیج فارس را تامین و تضمین کرده است، با اعمال تحریم‌های ناعادلانه و ظالمانه، نفت ایران تحریم شد. شرایط به گونه‌ای شد که ایران نمی‌توانست نفت بفروشد اما امنیت فروش نفت دیگر کشور‌های منطقه و همین‌طور امنیت خرید نفت اروپا را تامین می‌کرد. این وضعیت شامل آمریکا نیز می‌‌شود. آمریکا بزرگ‌ترین خریدار نفت دنیاست. سال ۲۰۲۵، ۵۱ درصد نفت آمریکا از کشورهای اوپک خریداری شده است که بخش بزرگی از آن از کشورهای حاشیه خلیج فارس تامین شد. بنابراین تثبیت تامین امنیت تنگه هرمز توسط ایران، تاثیر بسیار زیادی بر معادلات و مناسبات میان ایران و آمریکا دارد. برخی منابع خبری گزارش داده‌اند ایران طی روزهای اخیر اجازه عبور و مرور کشتی‌ها از تنگه هرمز را به این شرط صادر کرد که معاملات محموله نفت با یوآن انجام شود، نه با دلار. جدا از این موضوع، تثبیت تامین امنیت تنگه هرمز توسط ایران، دست‌کم باعث می‌شود آمریکا نتواند مانند گذشته و به راحتی ایران را تحریم کند. 
اینها واقعیاتی است که نشان می‌دهد شرایط دیگر به گذشته باز نخواهد گشت. انسداد تنگه هرمز هم تاثیر مستقیم بر وضعیت و معادلات جنگ می‌گذارد و هم دریچه‌ای است به ایجاد مناسبات جدید امنیتی و اقتصادی بین ایران و منطقه و دنیا.
ایران نشان داده است درباره تنگه هرمز دیگر به گذشته باز نخواهد گشت. ایران در همه ۴۷ سال گذشته با خویشتنداری، از این امتیاز مهم و استراتژیک خود استفاده نکرد. حالا اما با توجه به طرح شرورانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه موجودیت و تمامیت ارضی ایران، جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است با ملموس کردن واقعیات ژئوپلیتیک خود، مناسباتی واقعی در منطقه و دنیا ایجاد کند.