وقایع تاریخی معاصر ایران، به ویژه در سال ۱۳۲۹ نشان میدهد، آمریکاییها مصمم بودند که مناطق نفتخیز ایران را به نوعی از چنگ انگلیسیها خارج کنند و با کمک جریان جدیدی که در ایران به نام «ناسیونالیسم ایرانی» مطرح شده بود، به انحصار خودشان درآورند، اما ترفند آمریکاییها با موانعی روبهرو شد که به شرح زیر است:
۱- در تاریخ ۲۶ تیرماه سال ۱۳۲۸، الحاقیهای به قرارداد ۱۹۳۳ اضافه شد که به قرارداد «گسـ گلشاییان» معروف شد. افزون بر آن، کمیسیون نفت به ریاست «دکتر محمد مصدق» در ۳۰ خرداد با هدف بررسی و اظهارنظر درباره این لایحه تشکیل شد. در ۲۰ مهر ماه، مجلس، دولت رزمآرا را به دلیل دفاع از قرارداد الحاقی استیضاح کرد؛ اما در ۲۷ مهرماه به دلیل فشارهای سیاسی و حمایت نمایندگان طرفدار انگلیس، مجلس درباره استیضاح دولت رأی به سکوت داد.
۲- مرحوم آیتالله کاشانی نیز برای جلوگیری از تصویب قرارداد نفت در مجلس، اعلامیهای خطاب به ملت ایران درباره ملی کردن نفت صادر کرد. پس از انتشار این اعلامیه، اجتماع بزرگی از مردم در مسجده شاه سابق (امام خمینی فعلی) برپا شد.
۳- رزمآرا، نخستوزیر وقت شاه در مجلس با گستاخی تمام و بیاعتنایی بر تصویب قرارداد الحاقی پافشاری کرد و در پاسخ به کمیسیون نفت در ۱۲ اسفند ۱۳۲۹ گفت: «ایران یک آفتابه هم نمیتواند بسازد تا چه برسد به اداره صنعت عظیمی همچون صنعت نفت.»
۴- اتفاق مهم دیگری که در روز ۱۶ اسفند سال ۱۳۲۹ رخ داد، این بود که وقتی رزم آرا برای شرکت در مجلس ختم آیتالله فیض روانه مسجد شاه شده بود، به محض ورود هدف گلولههای آتشین «شهید خلیل طهماسبی» قرار میگیرد. آیتالله کاشانی در مصاحبهای در این باره گفت: «این عمل به نفع ملت ایران بود و این گلوله و ضربه عالیترین و مفیدترین ضربهای بود که به پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد.»
۵- گلوله شهید خلیل طهماسبی آنچنان کارآیی داشت که دیر هیچیک از نمایندگان وابسته به انگلیس جرئت مقاومت در برابر ملی شدن صنعت نفت را نداشتن. در نهایت، روز ششم اردیبهشت ۱۳۳۰ «حسین علا» نخستوزیر وقت استعفا میدهد و مجلس به نخستوزیری دکتر محمد مصدق ابراز تمایل میکند. در روز ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق نخستوزیر شد و آیتالله کاشانی حمایت خود را از ایشان اعلام داشت.