تقویم تاریخی انقلاب اسلامی نشان میدهد، گروهک تروریستی منافقین هرگاه در هر زمان و مکانی فرصتی به دست آورد، به ملت ایران خیانت و جنایت کرد. در این مختصر به یک نمونه که این گروهک در ماههای پایانی سال ۱۳۶۱ مرتکب شد، اشاره میشود. در عملیات «والفجر مقدماتی» از ابتدا تا انتها، یعنی در مدت شش روز بارها خیانت و جنایت این گروهک تروریستی در منطقه دیده شد. در هنگام شناسایی منطقه در حد فاصل پاسگاه طاووسیه تا رشیدیه یک مسیر خوب برای عشایر محلی به نام «درب دیه» قرار داشت که مورد استفاده دو گروه خاصی قرار میگرفت: یکی عشایر بومی و دیگر افراد فرصتطلب. عشایر برای عبور دامهایشان و افراد فرصتطلب برای قاچاق کالا از این محور استفاده میکردند. در زمان جنگ نیز منافقین با استفاده از همین محور به خاک عراق رفت و آمد میکردند. راه منافقین از این گذر زود لو رفت؛ چون حدود ۱۰ نفر از نیروهای اطلاعات عملیات در کمین دشمن گرفتار شدند و در این درگیری پنج نفر از آنها شهید شدند و بقیه به اسارت درآمدند. تلویزیون رژیم بعثی حاکم بر عراق هم برای تضعیف روحیه رزمندگان اسلام همان شب اقدام به پخش تصاویر آنها کرد. چهره زشت نفاق در لو رفتن این محورها که با زحمت و تلاش بسیار شناسایی میشد، نقش پررنگی داشت. منافقین و نیروهای مزدور در ناکامی والفجر مقدماتی نقش بارزی داشتند؛ به گونهای که یکی از منافقین با نفوذ در بین نیروهای اطلاعات و عملیات، کالکها و اطلاعات محورهای عملیاتی را به دست آورده و به رژیم متجاوز بعثی حاکم بر عراق پناهنده شده بود. با این خیانت دشمن بعثی در منطقه هوشیار شد و نسبت به تقویت نیروهایش و افزایش موانع اقدام کرد. علاوه بر آن، عصر آن روزی که گردان کمیل از «درب دیه» حرکت کرد و به جایی به نام «تک درخت» رسید، در حالی که فرمانده تیپ عمار برای این گردان در حال صحبت کردن بود، از لابهلای نیروها یک گلوله آرپیجی به سوی آسمان شلیک و منفجر شد. در واقع این اقدام نوعی علامت دادن به دشمن بود و معلوم بود که برنامهریزی شده بود. به عبارتی، در جاهای مختلف و در شرایط خاص خوش خدمتی منافقین به بعثیها مشاهده شد. برای نمونه، دیگر در زمانی که میرفت پیروزی رزمندگان تثبیت شود، ناگهان در صف رزمندگان در حال پیشروی وضعیتی پیش میآمد که شعار «دستور رسیده عقبنشینی کنید» سر داده میشد یا سعی در ایجاد هرج و مرج داشتند؛ در حالی که فرماندهان در نزدیکی خاکریز دشمن بودند، آتش دشمن به روی رزمندگان گشوده میشد و با اینکه فرمانده تیپ عمار سعی میکرد از طریق بیسیم با فرمانده گردانها ارتباط برقرار کند، دشمن نفوذی توانسته بود ارتباط بیسیمها را مختل کند یا اخبار غلط از پشت بیسیمها داده میشد. برای نمونه، شخصی از پشت بیسیم خودش را «برادر همت» معرفی میکرد و دستور عقبنشینی به همه یگانها میداد. در حالی که رزمندگان و فرماندهان یگانهای رزم با صدای شهید همت شنیده بودند، میفهمیدند که صدای منافق است.