«کوبا» بزرگترین جزیره آنتیل بزرگ، نزدیک به چهار سده زیر سلطه استعمار اسپانیا بود. این دوران طولانی، نه تنها ساختار اقتصادی، بلکه ترکیب جمعیتی و سرنوشت سیاسی این سرزمین را برای همیشه دگرگون کرد. در طول ۴۰۰ سال حاکمیت اسپانیا، اقتصاد کوبا بر چهار پایه اصلی کشاورزی، معدن، و صادرات شکر، قهوه و تنباکو به اروپا و بعدها به آمریکای شمالی استوار بود. نیروی کار این صنایع را ابتدا بردگان آفریقایی تأمین میکردند که به اجبار به جزیره آورده شده بودند. آماری گویا از سال ۱۸۱۷ نشان میدهد، از مجموع ۶۳۰ هزار نفر جمعیت کوبا، ۲۹۱ هزار نفر سفیدپوست، ۱۱۵ هزار نفر سیاهپوست آزاد و ۲۲۴ هزار نفر سیاهپوست برده بودند؛ رقمی که بیانکننده عمق نظام بردهداری در آن دوران است.
از سده نوزدهم، موج مبارزات آزادیخواهانه در کوبا آغاز شد و تا پایان همین قرن ادامه یافت. با وجود جنگهای چریکی و قیامهای مردمی، اسپانیا توانست این شورشها را سرکوب کرده و سلطه استعماری خود را حفظ کند؛ اما در پشت صحنه، قدرت دیگری در حال رصد کردن تحولات بود: ایالات متحده آمریکا.
آمریکا بارها رسماً اعلام کرد خواهان الحاق کوبا به خاک خود است. این خواسته در سالهای پایانی قرن نوزدهم و همزمان با اوجگیری مبارزات مردم کوبا علیه اسپانیا، شکل جدیتری به خود گرفت. در آن سوی میدان، اسپانیا که از بحرانهای پیاپی به ستوه آمده بود، به فکر اعطای خودمختاری تدریجی به کوبا افتاد، اما واشنگتن این راهکار را نمیپسندید؛ چراکه آمریکا به دنبال بهانهای بود تا اسپانیا را یکسره از منطقه بیرون کرده و خود جایگزین آن شود.
سرانجام در فوریه ۱۸۹۸، درگیری کوتاهی میان آمریکا و اسپانیا رخ داد. اسپانیا که توانایی رویارویی با نیروی نوظهور آمریکایی را نداشت، ناگزیر به میز مذاکره نشست و از پاپ درخواست میانجیگری کرد. نتیجه این کشمکش، معاهده پاریس در ۱۰ دسامبر ۱۸۹۸ بود؛ پیمانی که شرایطی سخت و ناگوار را بر اسپانیا تحمیل کرد. مهمترین بند آن، واگذاری کوبا و مناطق اطراف به ایالات متحده بود.
با امضای این معاهده، پس از ۴۰۶ سال، حاکمیت استعماری اسپانیا بر کوبا برای همیشه پایان یافت. البته این پایان کار نبود و پردهای نوین از استعمارِ نوین گشوده شد. آمریکا عملاً کنترل کوبا را در دست گرفت و این سلطه تا زمان پیروزی انقلاب ضد دیکتاتوری در سال ۱۹۵۹، به مدت ۶۱ سال ادامه یافت.