در پی کشف قاره آمریکا به دست اروپاییان در اواخر سده پانزدهم میلادی، بخشهای وسیعی از آمریکای لاتین تحت سلطه اسپانیا قرار گرفت و در پی آن، تمدنهای باستانی پیشرفتهای، چون مایا، آزتک و اینکا با فجایع عظیمی روبهرو شدند. شهر مکزیکوـ پایتخت امپراتوری آزتکـ در سال ۱۵۲۱ (نه ۱۵۱۵) به تصرف کشیش و فاتح اسپانیایی، «هرنان کورتس» درآمد و این رویداد پایانبخش تمدنی شکوفا بود که نظامهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیچیدهای داشت. همچنین، امپراتوری اینکا در منطقه کنونی پرو در سال ۱۵۳۲ (نه ۱۵۳۰) به دست فرانسیسکو پیزارو تسخیر شد. این تسخیرها تنها فتحهای نظامی نبودند، بلکه آغازگر دورانی از غارت بیرحمانه، نابودی فرهنگها، کشتار جمعی و اسیریگری گسترده بود.
اسپانیاییها با هوس طلا و نقره، بهطور گستردهای معادن مناطق تسخیر شده را بهرهبرداری کردند. بین سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۶۶۰، حدود ۱۸۵ هزار کیلوگرم طلا و ۱۶ میلیون کیلوگرم نقره از آمریکا به اروپا منتقل شد. این جریان گنج، اروپا را شگفتزده کرد و اسپانیا را به قدرتمندترین قدرت سیاسی و اقتصادی قاره اروپا در قرن شانزدهم بدل کرد. با این حال، این ثروتهای غارتشده تنها به اسپانیا محدود نماند؛ بلکه از طریق تجارت، جنگها و وامها، به کشورهای دیگری مانند انگلستان، فرانسه و هلند نیز راه یافت و به رشد سرمایهداری اولیه در اروپا کمک کرد.
در مقابل، جوامع بومی آمریکا که تمدنهایی با دانش نجومی، کشاورزی و معماری پیشرفته داشتند، بهطور کامل در هم شکستند. جمعیتشان به دلیل بیماریهای همهگیری، کار اجباری در معادن و خشونتهای نظامی بهشدت کاهش یافت. فقر، گرسنگی و فروپاشی ساختارهای اجتماعی، میراث طولانیمدت این استعمار خونین بود. حتی امروز، بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین همچنان با پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این دوران سهقرنی دستوپنجه نرم میکنند و به بازگشت به وضعیت پیش از استعمار نزدیک نشدهاند. تخمین زده میشود که در طول سی سده حکومت استعماری، معادل شش میلیارد دلار (بر اساس ارزش طلا و نقره در قرن بیستم) از خاک این قاره بیرون کشیده شده است. رقمی که تنها بخشی از زیانهای جبرانناپذیر تمدنهای بومی را نشان میدهد.