صبح صادق >>  تاریخ >> صفحه تاریخ
تاریخ انتشار : ۰۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۸۴۳
رسوایی‌های آمریکا در تاریخ معاصر ایران‌ـ ۵
پایگاه بصیرت / سید مهدی حسینی

در تقویم تاریخی معاصر ایران وقایعی در هفته آخر تیر ماه ۱۳۳۱ رخ داد، از جمله ۳۰ تیرماه آن سال که یک نقطه عطف و تعیین‌کننده به شمار می‌آید. دولت ملی پس از ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت و با صدور حکم نخست‌وزیری دکتر محمد مصدق شروع و مشغول به اداره امور کشور شد؛ اما پس از ۱۳ ماه اوضاع عمومی کشور به گونه‌ای رقم خورد:

۱ ـ مصدق خواستار عهده‌دار شدن وزارت جنگ بود. به این بهانه در روز اول هفته آخر تیرماه سال ۱۳۳۱ به طور ناگهانی استعفای خود را تسلیم محمدرضا شاه کرد و شاه هم بی‌درنگ فرمان نخست‌وزیری احمد قوام را صادر کرد. ۲ ـ احمد قوام که یکی از مهره‌های آمریکایی شاخص بود، خیلی سریع با صدور اعلامیه شدیدالحنی آزادی‌های سیاسی را محدود کرد و با ایجاد رعب و تهدید سعی کرد مراکز حساس پایتخت، را به تصرف نیرو‌های نظامی در آورد. ۳ ـ مردم به رهبری آیت‌الله کاشانی به سرعت عکس‌العمل نشان دادند و مخالفت شدید خودشان را با نخست‌وزیری قوام اعلام کردند. آیت‌الله کاشانی با صدور اعلامیه‌ای مردم را به مبارزه تشویق کرد و خطاب به قوام نوشت: «به دست آوردن قدرت و سلطه گذشته محال است.» ۴ ـ روز ۲۸ تیرماه شاه، حسین علاء را که وزیر دربار وقت بود، به خانه آیت‌الله کاشانی فرستاد و تا وی را به هر بهانه‌ای وادار به سکوت کند. آیت‌الله کاشانی پاسخ تندی به وزیر دربار شاه گفت. ۵ ـ یکی از خبرنگاران از آیت‌الله پرسید: اگر قوام کنار نرود شما چه تصمیمی می‌گیرید؟ در پاسخ در حالی که با یک حرکت شدید روی صندلی دو زانو نشست و فرمود: «به خدای لایزال اگر قوام نرود اعلام جهاد می‌کنم و خودم کفن پوشیده با ملت در پیکار شرکت می‌نمایم.» پس از این موضع‌گیری قاطع در ۳۰ تیر بازار تعطیل شد و مردم به خیابان‌ها ریختند. ۶ ـ به دستور قوام مردم به گلوله بسته شدند. از طرفی هم حسن ارسنجانی که کارگزار احمد قوام بود، به خانه آیت‌الله کاشانی رفت و از سوی قوام پیام برد که جناب اشرف [یعنی شاه]انتخاب شش وزیر را در اختیار حضرت آیت‌الله می‌گذارند. آیت‌الله کاشانی در پاسخ در نامه‌ای نوشت: «به عرض اعلی‌حضرت برسانید، اگر در بازگشت دولت مصدق تا فردا اقدام نفرمایید، دهانه تیز انقلاب را با جلوداری شخص خودم متوجه دربار خواهم کرد.» ۷ ـ سرانجام در اثر مقاومت مردم رای دربار درهم شکست و شاه با تلخی به برکناری قوام تن داد. بار دیگر مصدق با فداکاری مردم مسلمان به رهبری روحانیت در حالی که سمت وزارت جنگ را به دست آورده بود، بر مسند نخست‌وزیری جای گرفت.