صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۸۵۱

بصیرت:از لحاظ بین المللی کسی که دو پاسپورت دارد، دو شخص محسوب می شود و این کار یعنی استفاده از دو پاسپورت صادره از دو کشور مختلف درست نیست. تروریست های بین المللی که اکثرا تحت حمایت آمریکا و اسرائیل هستند، هر کدام ده ها پاسپورت جعلی دارند. برای مثال با پاسپورت خاورمیانه ای خود به کشوری ورود پیدا کرده، می کشند و سپس با پاسپورت آمریکایی یا اروپایی خود خارج می شوند.
در بیستم ژانویه گذشته بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی درحالی که تحمل دو شکست سنگین در جنگ های 33 روزه و 22 روزه را نداشت و از سوی دیگر توسط قاضی گلدستون نیز به عنوان جنایتکار جنگی معرفی شد، فرمان ترور محمود المبحوح یکی از اعضای ارشد جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را صادر کرد. تروریست ها که از عوامل سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) بودند، هر کدام به تنهایی ده ها گذرنامه جعلی فرانسوی، آلمانی، استرالیایی، ایرلندی و چند ملیت دیگر داشتند! این گذرنامه ها توسط موساد و برخی کشورهای غربی که تروریست ها را به خوب و بد تقسیم می کنند! صادر شده بودند.
در ماجرای عبدالمالک ریگی رئیس گروهک تروریستی موسوم به جندالله همین داستان تکرار شد. این گروهک های تروریستی داخلی معمولا اسامی اسلامی برمی گزینند تا ساده لوحان را فریب دهند که اتفاقا تفکر آنان برخاسته از مذهب اسلام است و آنها جهاد کرده اند!! درحالی که پشت انتخاب همین اسامی هم توطئه ای نهفته است. غرب به سرکردگی آمریکا و اسرائیل در تعاریف مغرضانه خود تروریست ها را به دو دسته خوب و بد تقسیم کرده اند. تروریست خوب از نگاه آنها کسی است که مواضع ضداستکباری و ضدغربی ندارد. تروریست هایی که در این تعریف می گنجند، اغلب با ایجاد وحشت سعی در ضربه زدن به جهان اسلام دارند و مورد حمایت همه جانبه استکبار قرار می گیرند. عبدالمالک ریگی رئیس گروهک جندالشیطان وقتی برای سفر به امارات و قرقیزستان از گذرنامه افغانستانی که آمریکایی ها تهیه کرده اند، استفاده می کند، چه مفهومی دارد؟!
جمهوری اسلامی بزرگترین قربانی تروریسم
به دهه اول انقلاب برگردیم. اگر منصفانه نگاه کنیم هیچ حکومتی به اندازه جمهوری اسلامی ایران از تروریسم ضربه نخورده است. در دهه اول انقلاب گروهک تروریستی منافقین با حمایت مستقیم استکبار بهترین عناصر پایه گذار انقلاب را به شهادت رساندند تا به خیال خودشان کمر نهال انقلاب را خم کنند. به نظر می رسد تروریسم یکی از شیوه های سنتی استکبار است که طی ده ها سال این شیوه تغییری نکرده و فقط گروهک ها نام عوض کرده اند.
برای تروریسم بیش از صد تعریف متنوع در کتاب ها و سایت های غربی وجود دارد.
سید نظام الدین موسوی مدیر مسئول روزنامه جوان و کارشناس مسائل سیاسی پیرامون تعریف واژه تروریسم توضیح می دهد: «مثل تعریف ایسم ها که وارداتی هستند، مفهوم تروریسم هم ریشه در ایدئولوژی غربی ها دارد.
در جمهوری اسلامی که شالوده اش تفکر اسلامی است، ترور پایه و اساسی ندارد. اخیرا فرهنگستان زبان فارسی معادل واژه ترور را دهشت افکنی قرار داده است.
بعد از انقلاب فرانسه دوره ای بود که بسیاری از سیاستمداران کشته شدند و از این دوره خونبار به دوره ترور یاد می شود. بنابراین همه چیز این داستان غربی است و برای ما قابل پذیرش نیست.»
وی با ورق زدن تاریخ سیاسی ایران به اولین دوره استفاده از ترور بر علیه آزادیخواهان ومبارزین ضداستکبار در ایران اشاره کرده و می گوید: «در صدر مشروطیت انجمن زیرزمینی نجات به سرکردگی تقی زاده شکل گرفت. تقی زاده غرب زده و خودباخته ای بود که صراحتاً می گفت باید از فرق سر تا نوک ناخن پا فرنگی شویم!! قتل شیخ فضل الله و بعدها سیدعبدالله بهبهانی کار همین انجمن بود.»
موسوی تأکید دارد که مبنای مبارزات انقلاب جوانمردانه بوده و حتی حضرت امام خمینی(ره) به استفاده از چنین شیوه هایی هرگز معتقد نبودند. وی ادامه می دهد: «اوایل دهه 50 نمایندگان مجاهدین خلق که بعدها به منافقین مشهور شدند- داستان انتخاب اسامی فریبنده آن زمان هم بوده است- در نجف به نزد امام (ره) می روند و زور را به عنوان یکی از شیوه های به ثمر رساندن انقلاب پیشنهاد می دهند. امام(ره) بعدها فرمودند: از همان روز متوجه شدم این ها مشکل دارند!
همین گروه با گذشت زمان گرایش مارکسیستی پیدا کردند و تفاسیر چپ گرایانه از نهج البلاغه داشتند! بنابراین بنیانگذار انقلاب به هیچ وجه به مشی منافقین اعتقادی نداشتند.
مشی ایشان جوانمردانه، مبارزه علمی و متصل به توده های مردم بود. وقتی ترور در تشکیلات منافقین باب شد، حتی در درون خودشان و به بهانه پالایش نیروها دست به ترور و حذف نیروهای مذهبی درون تشکیلات زدند. شهید شریف واقفی و شهید لبافی نژاد از افرادی بودند که قربانی مشی ناجوانمردانه تروریسم در درون تشکیلات منافقین شدند.»
این کارشناس مسائل سیاسی به اعتقاد امام(ره) بر سر لوحه قرار دادن قانون اشاره کرده و می گوید: «معمولاً در دنیا وقتی انقلابی صورت می گیرد، سال ها بعد قوانین تغییر می کنند، اما امام(ره) بلافاصله به فکر تدوین و تصویب قانون اساسی افتادند و این نشان می دهد به قانون و نظم پایبندی کامل داشتند. همین گروهک های منافقین بعد از پیروزی انقلاب حاضر نشدند اسلحه هایشان را تحویل دهند و به فکر تدارک انبار اسلحه در خانه های تیمی و حتی دانشگاه افتادند. و در نهایت چند هفته ای از پیروزی انقلاب نگذشته بود که حملات تروریستی بر علیه انقلاب آغاز شد. بعضی ها ادعا می کنند چون جمهوری اسلامی به این جریان ها میدان نداد و فضای باز سیاسی نبود، این گونه عمل کردند، در حالیکه این گروهک از ابتدا و قبل از پیروزی انقلاب خط مشی تروریستی داشتند. حتی درون خودشان دست به تسویه تروریستی زدند. جمع آوری اسلحه و نیز هدف قراردادن نیروهای متفکر انقلابی توسط این هانشان می دهد که همه چیز از قبل هدفمند بوده است.»
نوک پیکان تروریسم
به سمت اندیشمندان اسلامی
با گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی هنوز هم استکبار از همان شیوه سنتی ترور استفاده می کند و انتظار دارد نتیجه هم بگیرد. در ایران نوک پیکان ترورها بیشتر متوجه شخصیت های علمی، فرهنگی و آگاه سازان جامعه است. شهادت استاد علی محمدی در همین اواخر گواه این ادعاست. حتی نویسنده روزنامه کیهان پیام فضلی نژاد که تنها جرمش آگاه سازی بوده است، مورد ضرب و شتم با اسلحه سرد قرار می گیرد. اخیراً سن و جایگاه مطرح نیست. فضلی نژاد فقط سی سال دارد. یک نویسنده جوان که تنها مقاله و کتاب می نویسد، اما چون تفکر ضداستکباری دارد باید حذف شود.
چه بسیار خانواده های انقلابی که همین امروز هم فرزندانشان قربانی تروریسم می شوند. آخرین بار برادری که خودش از نیروهای انقلابی بسیج بود و در جبهه فرهنگی و جنگ نرم شبانه روز کار می کند، از پشت تلفن بغض نشکفته اش را فرو داد و اینچنین گفت: «من تنها یک برادر داشتم که آن هم ترور شد و تقدیم انقلاب کردیم.»
چه می توان پرسید؟ پرسشی که جوابش را همگان می دانند. برادرت چطور ترور شد؟ نه... سکوت کردم. اکثر ترورهای جهان اسلام و به ویژه ترورهای نیروهای انقلاب اسلامی به جرم تفکر ضداستکباری شان صورت می گیرد. آنها خود از ابتدا شهادت را آرزو کرده بودند و امروز که به این آرزو در سنگرهای مبارزه دست یافته اند، بی ادعا، در سکوت و مظلومانه پر می کشند.
موسوی مدیر مسئول روزنامه جوان می گوید: «در دهه اول انقلاب نیز ترور متفکرین انقلابی در دستور کار قرار داشت. یک زمانی هست که نیروهای نظامی و دولتی ترور می شوند، اگرچه همان هم جنایت است، ولی به هر جهت می گوییم ترور در قشری صورت گرفته که احتمالش می رود، اما ترور یک متفکر و اندیشمند حقیقتاً ناجوانمردانه است. شهادت شهید مطهری و شهید مفتح هدفمند و ناجوانمردانه طرح ریزی شد. چنین گروه هایی با گذشت زمان در ردیف منفورترین چهره های دنیا قرار می گیرند. گروهک منافقین چنین وضعی را دارد. آنها حتی به ملت خودشان هم خیانت کردند و با صدام که هیچ انسانی تاییدش نمی کند
- حتی مخالفین انقلاب- هم پیمان شدند!! بنابراین چهره نفاق به زودی برملا می شود و اگرچه از دست دادن اندیشمندان ضربه بزرگی بود، ولی جریان سازی انقلاب متوقف نشد و همین ضربات هم برکات خفیه الهی را به همراه داشت.»
تروریست ها با چه هدفی و در کجا
تربیت می شوند؟
حتما فیلم عبدالمالک ریگی را دیده اید. وقتی چاقو را زیر گلوی سرباز می گذارد، نفس در سینه تماشاگر حبس می شود. شتک خون بر دیواره ها و زمین اطراف، جویبار خون مظلومی ست که معلوم نیست به چه جرمی قربانی شده است؟ این حکایت تکراری جنایت همه ظالمان تاریخ است. نقل می کنند گروه ریگی برای تربیت نیرو آموزش هایی داشته که برگرفته از آموزش های شکنجه گران اسرائیلی بوده است. آنها افرادی را وارد یک اتاق دربسته می کرده اند و با قمه و چاقو به جان حیوانات زبان بسته می انداخته اند. این گونه سادیسم کشتن در ذهنیتشان نهادینه می شد! عروسک های استکبار در نمایش ترور و خشونت اسامی متفاوتی دارند و تراژدی های متفاوتی را رقم زده اند. از صدام گرفته تا القاعده و طالبان، از عبدالمالک ریگی گرفته تا گروه های تروریستی قومیت گرا. این درد را چطور می توان تسکین داد و نادیده گرفت؟!
مونا شرفخانی یک عراقی مقیم ایران هنوز هم وقتی از جنایات صدام می گوید، اشک در چشمانش حلقه می زند. سه برادر او توسط حزب بعث صدام ربوده و اعدام شده اند. مادرش بعد از 15 سال هنوز چشم انتظار بازگشت پسرانش بوده است. تصورش را بکنید بعد از 15 سال دفتری پیدا می شود که اسامی این سه بردار در آنها ثبت شده و روبرویشان نوشته اند: اعدام!! چند روز بعد مادر منتظر هم فوت می کند.
در افغانستان هزاران زن بی سرپرست بازمانده شوهرانی هستند که قربانی تروریسم (طالبان) شده اند. زن افغانی روی تخت بیمارستان برایم گفت: «ده سال است که منتظر شوهر مفقودالاثرم هستم. با سه فرزند نه می توانم سرپرستی مرد دیگری را قبول کنم و نه اصلا این انتظار خاتمه یافتنی است.» در سرزمین های اشغالی هم که قصه ترور نیروهای مبارز هر روز و هر ساعت به گوش می رسد. عروس ها و جوان هایی که برای آزادی سرزمین شان و دفاع از نسل های بعدی دست به عملیات انتحاری می زنند، تروریست می خوانند، اما تروریست های موساد با انواع و اقسام زندان ها و شکنجه ها برحق جلوه داده می شوند!
در حوادث اخیر بعد از انتخابات نیز فکر می کردند با کشته سازی و وحشت آفرینی راه به جایی می برند، اما هوشیاری ملت ما مهر باطل بر همه خیالات خام زد.
حمایت آشکار استکبار
از بزرگترین گروه های تروریستی دنیا
اسماعیل کوثری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی نیز معتقد است اگر بخواهیم از عملیات تروریستی منافقین در دهه اول انقلاب صحبت کنیم، باید ساعت ها سند جنایات اتفاق افتاده را ورق زد. وی می گوید: «منافقین بعد از پیروزی انقلاب با جابه جایی مکانی و نقل مکان به خاک عراق سعی کردند در غرب و جنوب کشور هم پیمانانی را برای خودشان تربیت کنند و با هدایت آنان مسئولین و افراد وفادار به نظام را از بین ببرند.
شهید لاجوردی، شهید صیاد شیرازی و در این اواخر شهید شوشتری فرمانده منطقه جنوب توسط همین افراد به شهادت رسیدند. این گروه ها که یا تروریست قومی و یا مذهبی (نه مذهبی منطبق بر اسلام) هستند، اکثرا اسامی فریبنده ای دارند. مثلا گروهک تروریستی جندالله که در اصل جندالشیطان بود. این گروهک نه تنها مسئولین نظام را مورد ترور قرار می داد، بلکه از مردم عادی هم نمی گذشت. چون تنها هدفش ایجاد رعب و وحشت و ناامنی در خاک جمهوری اسلامی بود. برای مثال در تاریخ 25/12/84 گروهک ریگی با راه بستن بر اتوبوسی، بیست و چند نفر را به بی رحمانه ترین شکلی به شهادت رساند و در جاده بم- کرمان ایجاد ناامنی شدید کرده بودند.»
وی ادامه می دهد: «این گروه طبق اظهاراتی که داشته اند مورد حمایت مستقیم آمریکائیان بوده اند. الان در خاک عراق و افغانستان مگر نه این که ارتش آمریکا داعیه گسترش امنیت را دارد، اما آنها طالبان را به طالبان خوب و بد تقسیم کرده اند- طالبان موافق آمریکا و بالعکس- و حتی علنا از بزرگترین گروه های تروریستی دنیا حمایت می کنند. در چنین شرایطی برخی کشورهای منطقه چون عربستان نیز تروریست پرور شده اند. بنابراین آمریکا نه تنها تروریسم را از بین نبرده، بلکه گسترش داده است.»
وی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات اخیر ایران می گوید: «روش استکبار زیاده خواهی است، لذا از خشن ترین راه ها برای تامین منافع خود استفاده می کنند. بعد از انتخابات اخیر برخی افراد با پیروی از شیوه دنیاطلبی در وادی استکبار افتادند. اما خوشبختانه با درایت و مدیریت رهبر معظم انقلاب که بسیار حساب شده عمل کردند، همه چیز ختم به خیر شد.»
از کوثری سوال می کنم: «آیا جریان تروریسم که متوجه ایران اسلامی است، دوباره مثل دهه اول انقلاب اندیشمندان را نشانه گرفته است؟» وی پاسخ می دهد: «روش ها تغییر نکرده و بر همان اساس است. البته چون نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ما هوشیارتر از دهه اول انقلاب هستند- دهه اول به دلیل مسئله جنگ همه چیز تحت الشعاع قرار گرفته بود- عملیات های تروریسمی اغلب عقیم باقی می ماند. به شهادت رساندن دانشمندان و اندیشمندان اتفاقا چهره واقعی استکبار و عواملش را رسوا می کند. این گونه نه تنها چرخ انقلاب از حرکت باز نمی ماند، بلکه با آشکار شدن حقایق تندتر به پیش می رود.»
 

گالیا توانگر
 

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات