صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۵۳۳۸۱
«پذیرایی ساده» یک فیلم نمادگرایانه است که کارگردان تلاش کرده حرف های خود را در پس نشانه هایی بزند. فیلمی فراواقعی که ماجراهای آن چندان سران مخاطب ایرانی ملموس نیست. روایت فیلم بیشتر مبتنی بر وهم است و مخاطب باید با تفکر و تعمق در داستان -هرچند که در فیلم چیزی به نام داستان به معنای واقعی وجود ندارد- لایه های پنهان آن را واکاوی کند تا به مفاهیم خاصی دست باید. در واقع، این اثر...

اختصاصی بصیرت:ماهیتی پوچگرایانه با تقلید از فیلم های جشنواره های اروپایی نمونه ای از سینمای متفرعن روشنفکری زده بی اعتنا به مردم!حدود بیست، بیست و پنج سال از هشدارهای سید شهیدان اهل قلم درباره سینمای به اصطلاح روشنفکری می گذرد. هشدارهایی که در آن زمان از سوی مدیریت فرهنگی چندان مهم انگاشته نمی شد و از طرف اغلب اهالی سینما نیز نوعی تابوشکنی و توهین به مقدسات پنداشته می شد، اما آنچه شهید آوینی در خشت خام می دید، پس از گذشت سال ها از شهادت او، همان بلا بر سر سینمای ما فرو آمد و در اثر غلبه انگاره های شبه روشنفکرانه، سینمای ما سال به سال به عقب برگشت. تجلی عینی سخنانی چون؛ «سینمای ایران گرفتار بحران هویت است و این بحران به این دلیل ایجاد شده که سینما، از مردم و غایات فرهنگی مقدس آنان دور است»، «سیاست های سینمایی وزارت ارشاد نشان می دهد که آنان فیلم فارسی را مصداق ابتذال می شناسند اما از ابتذالی که در سینمای متفرعن روشنفکری زده بی اعتنا به مردم وجود دارد غافلند» و ... امروز در سینمای ایران و بحران های پی درپی آن خودنمایی می کند.
این روزها فیلمی در سینمای ما اکران شده که نمونه ای است از «سینمای متفرعن روشنفکری زده بی اعتنا به مردم» به تعبیر شهیدآوینی؛ فیلم «پذیرایی ساده» به کارگردانی «مانی حقیقی» درواقع نوعی تقلید هزارباره از فیلم های جشنواره ای پسند اروپایی است. فیلمی که کارگردان و بازیگران و زبان و جغرافیای آن، ایرانی است؛ اما هیچ اثری از فرهنگ و هویت ایرانی در آن دیده نمی شود. از همان فیلم هایی است که جماعت برج عاج نشین را مفتون خود می سازد و به دلیل نمادها و استعاره های متراکم و فضای بی زمان و بی مکانش، اثری اندیشمندانه جلوه می کند.«پذیرایی ساده» روایت زن و مرد جوانی است که با خودروی خود به مناطقی کوهستانی و سرد می روند و در میان مردم فقیر و حاشیه نشین این منطقه، بسته هایی پول را توزیع می کنند. آنها در ابتدا، شمایلی خیرانه دارند، اما رفته رفته به هیولاهایی تبدیل می شوند که بابت پرداخت این پول ها، از دریافت کنندگان شان تقاضاهای عجیب و غریبی مثل دادن جنازه نوزاد خود را دارند و...
«پذیرایی ساده» یک فیلم نمادگرایانه است که کارگردان تلاش کرده حرف های خود را در پس نشانه هایی بزند. فیلمی فراواقعی که ماجراهای آن چندان سران مخاطب ایرانی ملموس نیست. روایت فیلم بیشتر مبتنی بر وهم است و مخاطب باید با تفکر و تعمق در داستان -هرچند که در فیلم چیزی به نام داستان به معنای واقعی وجود ندارد- لایه های پنهان آن را واکاوی کند تا به مفاهیم خاصی دست باید. در واقع، این اثر بیش از آنکه متکی بر قصه و کشمکش های دراماتیک باشد به فضاسازی تکیه دارد. به همین دلیل هم در راضی کردن مخاطب ناموفق است. «پذیرایی ساده» اساساً ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند را ندارد و باید آن را یک فیلم کوتاه دانست که به زمانش آب بسته شده است!فیلم «پذیرایی ساده» نیز مانند اغلب فیلم های شبه روشنفکرانه سال های اخیر ایران - که با تقلید از فیلم های جشنواره ای اروپایی ساخته می شوند- ماهیتی پوچگرایانه و مأیوس کننده دارد. براساس آنچه در این فیلم پدیدار شده، همه چیز بر مدار بیهودگی و «هیچ» قرار دارد؛ تابلویی است از یک دنیای منجمد و بی معنا. رویکرد اصلی فیلم، تخاصم و تخریب یکی از عناصر فرهنگ بومی ایرانی است. در این فیلم، کاریکاتوری از همیاری به دیگران و آنچه در رسوم ملی ما خیرات خوانده می شود، ترسیم شده است. از یک طرف، پخش کننده های کیسه های پول بین مردم، موجوداتی ترسناک و بی احساس و سرد به نمایش درآمده اند و از طرف دیگر، گیرندگان پول که فقرا و مستضعفان هستند، موجوداتی ماقبل انسانی به تصویر کشیده شده اند. در فیلم به جای برانگیختن همدلی بیننده فیلم با فرودستان، نوعی حس تنفر و دشمنی با ضعیفان به مخاطب القا می شود.
نکته قابل تأمل این است که «پذیرایی ساده» با وجود ژست سنگین روشنفکرانه و زاویه نگاه عاقل اندرسفیه خود به مردم و جامعه، برای ایجاد جذابیت به همان ابزارها و روش های رایج در فیلم های عامه پسند آویزان شده است. رابطه نامتعارف زن و مرد، آرایش غلیظ، اشارات و کنایه های جنسی، نمایش پی درپی استعمال سیگار از سوی شخصیت زن و خشونت لجام گسیخته ای که بر فیلم سایه افکنده، از جمله تمهیداتی است که در این فیلم برای جلب توجه مخاطب به کار رفته است.
این هم از وضع سینمای ماست که هر کس در آثارش بیشتر بر نفیر بی هویتی بدمد و شدیدتر بر طبل خودبزرگ بینی و تحقیر مردم بکوبد، برای، پایگاه های خبری اینترنتی، مجله ها و منتقدان سینمایی عزیزتر می شود. این جریان ها توقع هم دارند که مردم به استقبال این سینما و فیلم هایش بروند. دائم هم به جامعه آدرس غلط می دهند که بحران های سینما به دلیل ممیزی و نظارت و اعتراض حزب اللهی ها به ابتذال است! غافل از اینکه، اغلب منتقدها و رسانه های سینمایی، جارچی و مبلغ سینمای منفصل از مردم هستند. نمی توان سلایق را محکوم کرد و گفت هیچ کس حق ساخت فیلم جشنواره ای ندارد، اما واقعیت این است که امثال «پذیرایی ساده» تأثیری جز افزودن بحران های سینما و وسیع تر کردن گسل میان مخاطب و هنر هفتم را ندارند.

نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات