صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۳۱۶۵۷۹
رکود دولت رکود می‌آورد-نشانه‌هايی از صدور انقلاب-اقتدار در تنگه، رهایی در جبل‌الطارق-4 نکته درباره «گام بزرگ» در مبارزه با فساد-سياست جديد ترامپ
رکود دولت رکود می‌آورد
کیهان: تا چند روز دیگر، دولت وارد هفتمین سال فعالیت خود از مجموع فرصت 8 ساله می‌شود. واقعیت و چالش پررنگ در این چند سال، «رکودزدگی» دولت است. یک میز، حداقل چهار پایه دارد و البته در میزهای بسیار بزرگ، تعداد پایه‌ها بیشتر می‌شود تا بتواند میز را به شکل متوازن نگه دارد. مسئولیت‌ها و تکالیف دولت نیز چند بُعدی است و نمی‌توان همه مسئولیت‌های بیست و چند وزارتخانه و معاونت ریاست جمهوری در حوزه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی را بر دوش یک پایه، یعنی وزارت خارجه گذاشت و این وزارت را هم به نوعی منقبض کرد که صرفا متولی توافقی پایمال شده توسط غرب باشد. برخی مدیران دولتی، پانزده ماه پس از ابطال برجام توسط طرف اصلی آن (کدخدای اروپایی‌ها به تصریح آقای روحانی)، همچنان بر سر جنازه نشسته‌اند گویا که قرار است معجزه‌ای رقم بخورد و مرده زنده شود تا پس از آن به جای همه مسئولیت‌های تدبیر و تلاش، برای اقتصاد ما معجزه کند!
برجام مرده، چون قرار بود مبتنی بر تعامل دو طرفه باشد. برجام حتی اگر سفره مردم را رنگین و معیشت آنها را فراخ کرده بود -که برعکس این عمل کرده- اکنون وجود خارجی ندارد. اما برخی دولتمردان همچنان اصرار دارند ماهیت برجام را وارونه روایت کنند و بر فراز یک دوقطبی مصنوعی، موج سواری ترتیب دهند.
این هویت تک بعدی به حدی غلیظ است که اگر برجام را (فارغ از مفید یا خسارت‌بار بودن) از کارنامه شش ساله دولت برداریم، تقریبا هیچ چیزی ته سبد باقی نمی‌ماند. این رکودزدگی حادّ، پدیده‌ای کم نظیر است. آنچه به عنوان رکود تورمی به اقتصاد ما سر ریز شده، آورده همین بی‌عملی یا سوء رفتار مفرط است. به تعبیر برخی چهره‌های همسو، دولت روحانی با اعلام توافق -و نه حتی نقض و ابطال آن توسط غرب- به پایان رسید؛ چرا که برنامه و ایده دیگری نداشت. این بی‌تحرکی، موجب کاهندگی و تحلیل رفتن نیروها و توانمندی‌های ملی می‌شود.
یک سال قبل، به خاطر سوء مدیریت، ۱۸ میلیارد دلار از ذخایر ارزی حیف و میل شد؛ هم ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رانت را نصیب رانت خواران ساخت و هم تورم را به زندگی مردم و فضای کسب و کار سر ریز کرد. اما برخی محافل، ضمن لوث کردن این خسارت بزرگ می‌گویند شد که شد، یک ریسک مدیریتی بود و نباید دست و دل مدیران ذی‌ربط را با احضار به دادگاه لرزاند(!)
 
نشانه‌هايی از صدور انقلاب
رسالت: در سال ۵۸ و در اوج ناآرامي هاي داخلي، بي نظمي ها، نبود سازماندهي درست نيروهاي نظامي، تهديد خارجي و ده‌ها مسئله و بحران ديگر،‌ شايد خوش بين ترين تحليلگران هم تصور نمي‌کردند که انقلاب اسلامي مردم ايران، در بهترين شرايط بتواند بقاي خود را تضمين کند، اما همان زمان، بنيان‌گذار کبير انقلاب اسلامي، با عبور از موضوع تثبيت انقلاب، از صدور انقلاب اسلامي سخن مي‌گفتند. آن مرد الهي، نه تنها از ضرورت و امکان صدور انقلاب به کشورهاي ديگر سخن مي‌گفت، بلکه تأکيد مي‌کرد که انقلاب ما تا همين جاي کار هم صادر شده است.
تا امروز، يعني تا چهل سالگي انقلاب اسلامي، کمتر سياستمدار و دولتمردي در دنيا پيدا مي شود که نام خميني کبير را نشنيده باشد، اما باور دارم روند تحولات به سمتي پيش مي رود که در سده بيست و يکم، عموم ملت ها و به ويژه ملت هاي مسلمان، عميقا با تفکر و منش و اسلام ناب مد نظر آن عزيز سفر کرده آشنا شوند، شيوه مبارزه او را تنها نسخه نجات بخش خود بدانند و چه بسا، بسياري از ملت هاي مسلمان، به واسطه تمسک به ريسمان الهي که او معرفي کرده، از سلطه استکبار جهاني و دست نشاندگانش نجات يابند.
اتفاقات عراق، سوريه، لبنان، فلسطين، بحرين و يمن، نمونه هايي از صدور انقلاب اسلامي است. در نيجريه و سودان و مصر و حتي در عربستان سعودي، روز به روز بر ارادتمندان مکتب خميني کبير افزوده مي‌شود. اين فهرست، روز به روز بلندتر مي شود، حاميان و متحدان منطقه اي ايران اسلامي به عنوان محور مقاومت در برابر استکبار، روز به روز هم از لحاظ کمي بيشتر و گسترده تر و هم از نظر کيفي، عميق تر و قوي تر مي شوند. اين در حالي‌است که مثلا شيخ زکزاکي، رهبر شيعيان نيجريه، تنها دو بار در جواني با امام خميني ديدار کرده و با دريافت نوري از پير جماران، تا همين امروز، خود را مريد ايشان قلمداد مي کند و براي او در نيجريه، صدها هزار و بلکه ميليون ها هوادار تربيت کرده است. شهيد حسين بدرالدين هم که در ديدار روز گذشته هيئت انصارالله يمن، مورد تمجيد رهبر معظم انقلاب قرار گرفته اند،جريان مشابهي دارد. او در ايام حيات امام خميني،‌ براي آشنايي با مکتب او، به قم سفر کرد و به يکي از مريدان امام تبديل شد. همان که جانشينانش، در ملاقات ديروز، ولايت امام خامنه‌اي را امتداد خط پيامبر اسلام (ص) و ولايت اميرالمؤمنين (ع) دانستند و مواضع حيدري و علوي معظم له را امتداد مکتب امام خميني برشمردند. اين قرن، بدون شک، قرن خميني کبير است.
اقتدار در تنگه، رهایی در جبل‌الطارق
جوان: لندن در چهلمین روز توقیف نفتکش حامل سوخت ایران در جبل‌الطارق، سیگنال‌های سیاسی متفاوت از قبل مخابره می‌کند. اولین ساعات بامداد دیروز بود که مؤسسه رهگیری خطوط کشتیرانی «تنکر تراکرز» از ارسال سیگنال تغییر مقصد نفتکش توقیف شده ایرانی به سمت مراکش خبر داد، گزارشی که ابتدا با تردید‌هایی روبه‌رو شد، اما موضع‌گیری معاون سازمان بنادر و کشتیرانی ایران نشان داد که سیگنال‌های ارسالی نفتکش گریس -۱ با سیگنال‌های سیاسی که از لندن و تنگه جبل‌الطارق ارسال می‌شود، همخوان است. جلیل اسلامی، معاون دریایی سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران، از علاقه بریتانیا برای آزادسازی کشتی ایران خبر داده و گفته که «اسنادی بین دو کشور مبادله شده که به آزادسازی این کشتی کمک می‌کند.» اسلامی به جزئیات بیشتری در این باره اشاره نکرده، ولی تأکید کرده که با توجه به رایزنی‌های دولت جمهوری اسلامی ایران پیش‌بینی می‌کند در آینده بسیار نزدیک نفتکش «گریس» با پرچم ایران به فعالیت خود در آب‌های بین‌المللی ادامه دهد. سخنان این مقام ایرانی که صبح دیروز ابراز شد، گمانه‌زنی‌ها درباره آزادی نفتکش ایرانی را بیشتر کرد تا جایی که یک مقام وزارت امور خارجه انگلیس با گفتن اینکه انجام تحقیقات درباره نفتکش گریس‌-۱ «بر عهده دولت محلی جبل‌الطارق است و مقامات منطقه جبل‌الطارق باید در مورد آن تصمیم‌گیری کنند» اولین سیگنال‌های تغییر مسیر لندن در بحران نفتکش‌ها را به جهان خارج مخابره کرد.
ناظران می‌گویند که هزینه‌های ادامه توقیف نفتکش ایرانی برای انگلیسی‌ها در حال افزایش است، به خصوص که ایران با فاصله کوتاهی بعد از توقیف گریس-۱ نفتکش امپرو را توقیف کرد. از این گذشته دولت بوریس جانسون، نخست‌وزیر جدید بریتانیا که با چالش بزرگی مانند برگزیت دست و پنجه نرم می‌کند، به دنبال این است تا با حل مشکل توقیف نفتکش امپرو به سایر مشکلات داخلی از جمله مسئله برگزیت بپردازد. نشنال اینترست چندی قبل با اشاره به تضعیف نیروی دریایی انگلیس نوشت: «بریتانیای کبیر روزگاری نیروی دریایی شگفت‌انگیزی داشت. ناو‌های جنگی آن کشور دارای اسامی‌ای مانند اولتیماتوم یا ضرب‌الاجل، شجاع و غیرقابل توصیف بودند. ناوگان دریایی بریتانیا بیش از آنکه باعث ایجاد حس غرور ملی در میان بریتانیایی‌ها شود باعث کسب اطمینان و تضمین تأمین منافع بریتانیا می‌شد».
در حالی که به نوشته نشنال اینترست، امروز ناوگان دریایی بریتانیا تنها به ۱۹ ناوگان جنگی سطحی حاضر در آب تقلیل یافته است که نیمی از آن‌ها در حال نگهداری هستند و همچنین فقط ۱۰ زیردریایی در آب فعال دارد، این نتیجه عدم سرمایه‌گذاری متناوب در حوزه دفاعی بریتانیا است. این نشریه می‌نویسد: «نتیجه این سرمایه‌گذاری ناموزون آن است که بریتانیا و سایر کشور‌های غربی امروز با کمترین قابلیت و توانایی حفاظت از منافع خود مواجه هستند و تقریباً هیچ توانایی‌ای در جلوگیری از رفتار نظامی که اخیراً در خلیج‌فارس از سوی ایران دیده‌ایم ندارند.» نشریه آلمانی دی ولت نیز نوشته است: «پس از آنکه ایران یک تانکر نفتی انگلیسی را در خلیج فارس به فاصله چند مایل دریایی از کشتی جنگی انگلیسی ربود و آن را به بندر‌عباس منتقل کرد، لندن متوجه شده که تقریباً هیچ گزینه‌ای برای مقابله با ایران ندارد؛ بنابراین مهم‌ترین موضوع این است که لندن راه‌حلی پیدا کند تا وجهه خود را حفظ نماید، اما در عین حال به بحران بین‌المللی کنونی در یکی از مهم‌ترین تنگه‌های جهان بیش از پیش دامن نزند.»
4 نکته درباره «گام بزرگ» در مبارزه با فساد
خراسان: سرانجام در یک دستورالعمل مصوب و نهایی شده در کشور، به موضوع حمایت از افشاگران فساد و تشویق آنان پرداخته شد تا در آغاز یک حرکت بزرگ برای مقابله با فساد و البته پیشگیری از آن قرار بگیریم. این موضوع در ماده 19 دستورالعملِ تشکیل مجتمع تخصصی ویژه رسیدگی به جرایم اقتصادی که دیروز از سوی قوه قضاییه ابلاغ شد، مورد تاکید قرار گرفته است و مقرر شده، طی سه ماه دستورالعمل های مربوط تدوین شود.
این در حالی است که حدود یک سال پیش و زمانی که پیگیری های مکرری برای قانونی شدن حمایت از افشاگران فساد داشتیم، عمدتا بر لزوم عزم قوه قضاییه بر این موضوع تاکید می شد و برخی کارشناسان، حتی، کم کاری این قوه در تدوین لوایح و تغییرات قانونی در جرم انگاری برخی اقدامات افشاگرانه را از موانع قانونی شدنِ حمایت از افشاگری فساد یا همان سوت زنی می دانستند. اکنون اما در نقطه ای قرار گرفته ایم که این قوه و ریاست آن پیشگام این موضوع شده است.
ایجاد بستری برای افشای فساد توسط مردم، خبرنگاران، کارمندان، نهادهای مردمی و افراد مستقل و حمایت از آن ها در برابر مخاطراتِ این اقدام، نه تنها باعث افشای بسیاری از مفاسد خرد و کلان می شود، بلکه، یک عامل پیشگیرانه بسیار قوی است. در این جا بنای تفسیر این موضوع را نداریم، فقط این را فرض کنید که یک مدیرِ دولتی یا خصوصی در هنگام تصمیم به هر عمل مجرمانه ای، بیم آن را داشته باشد که کارمند، منشی، مشاور و حتی طرف معامله و همدست و همکار او ممکن است یک افشاگر فساد باشد. در صورت تصویب قانون حمایت از افشاگران و تشویق آن ها، افراد نه تنها ترس از توبیخ و اخراج و ... به دلیل افشای فساد نخواهند داشت بلکه انگیزه بالایی هم برای به نتیجه رساندن آن و دریافت پاداش مربوط خواهند داشت.
در برخی تجربیات افشاگری در خارج از کشور، موارد جالبی قابل رصد است، مثلا: برخی افراد بعد از افشاگری و دریافت پاداش مربوط، شاهد یک تحول بزرگ در زندگی مالی خود بودند. در مواردی یکی از همکاران گروه مفسد، ترجیح داده است که افشاگری کند و بعد از طی دوره محکومیت خود، از زندگی سالم با پاداش سوت زنی خود لذت برده است. در مواردی نیز گروه ها یا شرکت هایی شکل گرفته اند که کارشان کمک و ارائه مشاوره حقوقی به افشاگران برای به نتیجه رساندن گزارش خود در خصوص وقوع فساد بوده است.
سياست جديد ترامپ
صبح نو: ماه آگوست و سپتامبر، ترامپ به‌صورت جدی وارد فاز دیپلماسی با ایران خواهد شد. ترامپ پس از آزمایش دو فاز تحریم و نظامی که نتوانست نه تبدیل به اعتراض اجتماعی در ایران شود و نه موجب عقب‌نشینی ایران، در فاز جدید باردیگر به‌سراغ دیپلماسی خواهد رفت. دلیل آن کاملا واضح است: واردشدن ترامپ با این وضعیت به انتخابات آمریکا دست پایین را درمقابل نامزد دموکرات‌ها به او خواهد داد. او نه توانسته سیاست تغییر رژیم را دنبال کند و نه توانسته آشوب اجتماعی را تولید. تهدید نظامی هم به‌هیچ‌وجه اعتباری نزد حکومت و جامعه ایران ندارد. در چنین شرایطی، با‌توجه‌به مردودشدن دیگر گزینه‌ها، تنها یک گزینه باقی می‌ماند و آن گزینه حرکت ترامپ به‌سوی کاهش تحریم‌ها در ازای مذاکره مستقیم است. ترامپ به‌شدت نیازمند طرف مستقیم‌ شدن با دکترروحانی پس از تحریم دکترظریف است. این‌گونه است که فاز جدید سیاست آمریکا درمقابل ایران متمرکز به دیپلماسی خواهد بود. از‌این‌رو، طرف آمریکایی اولا نوعی دو‌قطبی‌کردن فضای سیاست ایران را در نظر دارد و ثانیا در پس مذاکره مستقیم نوعی بهره‌برداری انتخاباتی را دنبال می‌کند. چنین رویکردی در پی فریب ایران و شکستن تابوی مذاکره است. ایران در این شرایط باید هم از فضای سیاست داخلی خود مراقبت کند و هم بازی محکم خود مقابل آمریکا را ادامه دهد. ترامپ ناچار به انعطاف بزرگ درمقابل ایران است.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات