صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۳۱۸۲۱۷
پس‌لرزه برگزیت - اقتصاد، اسیر تحریم یا فساد؟ - چرایی نگرانی غرب از غنی سازی در فردو - پنج جنگ و شش نکته - دیپورت خانم بازرس آلوده - از بگم‌ بگم های احمدی نژاد تا روحانی

پس‌لرزه برگزیت
وطن امروز:
تاکنون شماری از چهره‌های شاخص حزب محافظه‌کار، از جمله «فیلیپ هاموند» وزیر سابق دارایی انگلیس به دلیل مخالفت با راهبرد دولت جانسون درباره برگزیت از شرکت در انتخابات انصراف داده‌اند. همچنین «جان برکو» رئیس مجلس عوام انگلیس 9 روز پیش از سمت خود کناره‌گیری کرد و جای خود را به معاونش «لیندزی هویل» داد تا سکان نهاد قانونگذار را در دوره جدید پارلمان بر عهده بگیرد. برکو 2 هفته پیش با طرح دولت برای رای‌گیری درباره توافق برگزیت مخالفت کرد تا بوریس جانسون نتواند برگزیت بدون ‌توافق را اجرا کند. این سیاستمدار انگلیسی در اولین اظهارنظر خود پس از کناره‌گیری از ریاست مجلس عوام، برگزیت را بزرگ‌ترین اشتباه تاریخ این کشور پس از جنگ دوم جهانی خواند. او با بیان اینکه به تصمیم جانسون احترام می‌گذارد اما تصریح کرد اجرای برگزیت هیچ کمکی به اوضاع کشور نخواهد کرد و مصلحت در ادامه عضویت انگلیس در اتحادیه اروپاست. حزب کارگر هم از ریزش‌ها مستثنا نبوده و «تام واتسون» معاون رهبر حزب کارگر انگلیس اعلام کرد از مقام معاونت کوربین کناره‌گیری کرده و از نمایندگی مجلس عوام استعفا می‌کند.
اقتصاد، اسیر تحریم یا فساد؟
ابتکار:
این روزها آمریکا تمام توان خود را به کار گرفته است تا بیشترین فشار را به اقتصاد ایران وارد کند بنابراین صاحب‌نظران مشکلات فعلی را ناشی از همین فشارها می‌دانند. این در حالی است که برخی دیگر از کارشناسان معتقدند مشکلات اخیر اقتصادی تنها به دلیل تحریم‌ها نبوده. آنها می‌گویند نمی‌توان منکر این حقیقت شد که سوءمدیریت و فسادهای درون‌سیستمی بار این تحریم‌ها را دوچندان می‌کند. اینکه هر چند وقت یک بار اختلاس‌های میلیون دلاری سر‌خط خبرها می‌شود دیگر مسئله عجیب و دور از ذهنی برای افراد جامعه نبوده و اینکه این اختلاس‌ها چه تاثیری بر اقتصاد ایران می‌گذارند مهم‌ترین پرسشی است که برای آنها به وجود می‌آید. به عبارتی دیگر می‌توان گفت مجموعه اختلاس‌ها و سوءاستفاده‌‌هایی که در اقتصاد انجام می‌شود و به گوشمان می‌رسد می‌تواند به اندازه‌ شدیدترین تحریم‌های آمریکا، اقتصاد را به نابودی بکشاند. این در حالی است که وقتی به توانایی‌ها و فرصت‌های درون کشور نگاه می‌کنیم درمی‌یابیم که ایران می‌تواند با استفاده از این فرصت‌ها در برابر تحریم‌های دشمنانش کمر خم نکند اما این شرایط در حالی به وجود می‌آید که کشور با پدیده‌ای به نام فساد مواجه نباشد. با بررسی این مسائل، هستند تحلیلگرانی که مجموعه تحریم و فساد را عامل مشکلات فعلی می‌دانند و معتقدند که در شرایط کنونی نمایان شدن فسادها به دلیل همین تحریم‌ها بوده و همین روشن شدن فسادها ما را به این نتیجه می‌رساند که سوءمدیریت‌ها و سوءاستفاده‌ها به اندازه تحریم‌های آمریکا می‌تواند اقتصاد را نحیف‌تر از گذشته ‌کند. در این راستا وحید شقاقی‌شهری، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی، فساد و رانتی بودن اقتصاد را علت بسیاری از مشکلات فعلی دانست و دراین‌باره به «ابتکار» گفت: بسیاری از مشکلات و چالش‌های اقتصاد کشور در شرایط فعلی به این بازمی‌گردد که ما دارای یک اقتصاد و دولت رانتی و نفتی هستیم و نمی‌توان منکر آن شد. هنگامی که کشور 50 سال متکی به نفت اداره می‌شود، تمام نهادها و ساختارهای غیرعقلانی و مبتنی بر نفت شکل خواهد گرفت، این یک حقیقت است که ما عقلانیت نهادی را طی نکرده‌ایم.
چرایی نگرانی غرب از غنی سازی در فردو
خراسان:
ما در مذاکرات و با دریافت امتیازاتی و از آن جا که قصدی برای تولید سلاح هسته ای نداشتیم قبول کردیم اما در حوزه مقابله با توان انهدام دشمن، کشورمان سایت فردو را با رعایت بالاترین اصول پدافند عامل و غیرعامل در زیرِ زمین، ساخت و بخشی از غنی سازی خود را به آن جا منتقل کرد تا احتمال حمله به این مرکز حساس را به پایین ترین حد خود برساند. غرب از این جهت که «توانستن» او برای مقابله احتمالی با اقدامات هسته ای ایران کاهش یافته در مذاکرات برجام به ایران فشار آورد تا غنی سازی در فردو به صفر برسد که بازهم در قبال دریافت امتیازاتی این خواسته را عملی کردیم اما حالا که ایران می بیند با خروج آمریکا از برجام عملا نفعی از برجام نمی برد و تحریم ها بازگشته اند، دیگر منطقی برای عدم غنی سازی در فردو به عنوان عاملی برای کاهش نگرانی طرف مقابل باقی نمی ماند. حالا غرب است که باید نگران باشد و نگرانی بیشتر برای غرب این که ایران همزمان به نقطه ای که پروتکل الحاقی را اجرا نکند و عملا روند «دیدن» را نیز مخدوش سازد نزدیک می شود و آن چه پیش روی آن هاست بازگشت همه توانمندی هسته ای گذشته ایران است. کشورمان تا چند ماه قبل ۲۵۰کیلو اورانیوم غنی شده 3.67 درصد داشت و ۵۰۶۰ سانتریفیوژ IR-1 که کار غنی سازی را با توان ۶۰۰۰ سو انجام می دادند. باحماقت ترامپ و خروج وی از برجام که با هدف غنی سازی صفر ایران انجام شد حالا حدود ۶۰۰ کیلو اورانیوم 4.2 درصد و ۶۵۹۴ سانتریفیوژ از جمله ۴۹۰ ماشین پیشرفته داریم که با توان ۹۵۰۰ سو در نطنز و فردو کار می کنند. البته به نظر می رسد همچنان راهی برای بازگشت وجود داشته باشد. راهی که از رفع همه تحریم ها می گذرد. تا 13 دی که موعد گام چهارم هم تمام خواهد شد تنها 55 روز باقی مانده است و اروپا اگر می خواهد ایران گام پنجم خود را سخت تر از چهار گام قبلی برندارد باید اقدامی انجام دهد که به نفع همه باشد.
پنج جنگ و شش نکته
کیهان:
آمریکا سال‌هاست که پنج جنگ جدی و تمام‌عیار را علیه جمهوری اسلامی ایران کلید‌زده و دنبال می‌کند.
1- جنگ اقتصادی: جنگی که به اعتراف خود آمریکایی‌ها در طول تاریخ بشری سابقه نداشته و درصدی از آن برای به زانو درآوردن هر کشور و ملت دیگری کافی است.
2- جنگ روانی: جنگ روانی در مورد ایران چند هدف و برنامه را همزمان دنبال می‌کند؛ اول همه ناامید کردن مردم با جعل واقعیات و تحریف حجم دستاوردها، مشکلات و موانع، دوم ارائه راه‌حل‌های کاذب و خطرناک در قالب راه‌های میانبر و سهل‌الوصول، سوم تخریب چهره‌های انقلابی و دلسوز ملت و کشور با انواع و اقسام تهمت‌ها و برچسب‌ها، چهارم تحریف گذشته با هدف پشیمان‌سازی ملت از قیام علیه حکومت فاسد و وابسته پهلوی، پنجم اختلاف‌افکنی میان گروه‌های مختلف از مردم با نظام، مردم با مردم، نهادها و مسئولان با یکدیگر، ششم زمینه‌سازی برای ایجاد آشوب و شورش و...
3- جنگ فرهنگی و اعتقادی: محور و کانون تمام درگیری‌ها به آن بازمی‌گردد. مرجع‌‌سازی، شبهه‌افکنی در اصول دین و اعتقادات دینی، تخریب و تحقیر تفکر دینی و افراد معتقد و مومن، ترویج بی‌حجابی، حمایت از چهره‌های ضددین و زاویه‌دار و ترویج آثار آنان از جمله نمودهای بیرونی این نبرد است.
4- جنگ اطلاعاتی-امنیتی: حملات متعدد سایبری، جاسوسی، ترور دانشمندان هسته‌ای، خروج سازماندهی شده مغزها از کشور، برخی از جلوه‌های این نبرد نیمه سخت اطلاعاتی-امنیتی هستند.
5- جنگ نیابتی: میدان این جنگ در منطقه است. سوریه را می‌توان ویترین اصلی این جنگ دانست.
چند نکته مهم و اساسی درباره این منازعه شدید و همه‌جانبه:
1-کسانی که این دشمنی و بزرگی آن را نفی و یا کوچک‌تر از آنچه هست معرفی می‌کنند، در خوشبینانه‌ترین حالت دوستان نادانی هستند که عملاً در زمین دشمن بازی کرده و پازل او را تکمیل می‌کنند.
2- دشمنی آمریکا با ایران مربوط به دیروز و امروز نیست. آنهایی که گمان می‌کنند اگر ترامپ در 2020 برود و نامزدی دموکرات پیروز شود به برجام بازمی‌گردد، خام اندیشانی هستند که سپردن مقدرات ملت و مملکت به آنها مخاطره‌آمیز است.
3- آمریکایی‌ها پس از چهل سال دریافته‌اند که زیربنای قدرت ایران مردم آن هستند. پس این مردم باید تحت فشار شدید قرار گیرند، ناامید شوند، نخبگانشان مهاجرت کنند، افکارشان دستکاری شود.
4- ساده‌لوحی دیگر در این زمینه آن است که عده‌ای گمان کنند با مذاکره و مصالحه می‌توان از هجوم آمریکا کاست و آن را مهار کرد.
5- این جنگ‌ها با تمام آسیب‌ها و عوارضی که دارند در عین حال می‌توانند به فرصت تبدیل شده و نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل کنند.
6- و بالاخره آنکه تسلیم شدن راحت‌ترین راه پایان جنگ‌هاست... و البته فاجعه‌بارترین نیز هست.
دیپورت خانم بازرس آلوده
جوان:
در حین انجام فرآیند بازرسی معمول، آلارم دستگاه تشخیص روی یک فرد معین روشن شد که تیم امنیتی این فرآیند را مجدداً چند بار تکرار کرد و نتایج، هر بار برای یکی از بازرسان یکسان بود. نکته‌ای که به پیچیدگی ماجرا افزود، تکرار هشدار‌های دستگاه‌های دیتکتور در بازرسی از سرویس بهداشتی مورد استفاده این بازرس زن بوده است. البته به گفته غریب‌آبادی، محل اقامت این بازرس آژانس آلوده به مواد خطرناک و مشکوکی که ایران از آن سخن گفته، نبوده، ولی کیف خالی این بازرس نیز دارای آلودگی بوده است. غریب‌آبادی می‌گوید: «با رضایت بازرس مذکور و در حضور وی و همکارانش و با هماهنگی با مقامات آژانس، از محل اقامت وی بازدید و متعاقباً برخی لوازم و دارو‌های وی چک و بررسی شد که دارو‌های وی مشکلی نداشت، اما دستگاه‌ها روی کیف خالی وی هشدار می‌دادند.» ایران پس از این ماجرا، با دبیرخانه آژانس تماس برقرار کرده و با هماهنگی و موافقت مقامات آژانس، برخی نمونه‌گیری‌ها از کیف دستی خانم بازرس صورت گرفته که این نمونه‌گیری‌ها به طور مشترک بین ایران و آژانس انجام شده و نهایتاً، این بازرس به وین، مقر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بازگردانده شده است. ایران همچنین از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواسته که بازرس دیگری را جایگزین این بازرس خود کند.
از بگم‌ بگم های احمدی نژاد تا روحانی
الف:
ادبیات حسن روحانی در دوران ریاست جمهوری گاهی اوقات به سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق بسیار نزدیک می شود اما شاید برای روحانی، اصلاح طلبان و اعتدالی ها سخت است که به لحاظ گفتاری با احمدی نژاد مقایسه شوند، به همین دلیل هم همواره سعی شده این تشابه انکار شود.
روحانی در جلسه هیات دولت در تاریخ 1 آبان ماه به گونه ای سخن گفت که یادآور یکی از عبارات ماندنی و خاطره انگیز احمدی نژاد در عرصه سیاسی ایران است. شباهت ادبیات روحانی و احمدی نژاد حتی تا بدان حد بود که رئیس دفتر رئیس جمهور نیز نسبت به آن واکنش نشان داد.
روحانی روز چهارشنبه حدود دو هفته قبل در جلسه هیات دولت گفت: « من نمی‌خواهم بگویم بخش خصوصی ما فساد ندارد. ممکن است یک جایی هم فساد داشته باشد. اشکال ندارد. با آن برخورد کنیم. (ولی) تعطیل نکنیم کشور را. به دلیل اینکه ما در انتخابات یک شعاری می‌خواهیم داشته باشیم که رای ما زیاد باشد کشور را تعطیل نکنیم. به ضرر شماست. فردا ما هستیم ان‌شاء‌الله اگر زنده بودیم به مردم می‌گوییم کی کشور را تعطیل کرده است. نکنید این کارها را. بگذارید شرکت‌های ما، خصولتی‌ها هم کار می‌کنند، دولتی‌ها هم کار می‌کنند، ولی شرکت‌های خصوصی را حمایت کنید. این‌ها اگر راه بیفتند، این‌ها دانشگاه را راه می‌اندازند». این نوع سخن گفتن موجب شد عبارت مشهور «بگم بگم» محمود احمدی نژاد به ذهن ها خطور کند. این عبارت در زمان های مختلف از سوی احمدی نژاد بکار گرفته می شد که از آن جمله می توان به مناظره های سال 88 اشاره کرد.
بعد از گذشت هفت سال حسن روحانی نیز در دور دوم ریاست جمهوری مطابق با ادبیات احمدی نژاد سخن می گوید.
اما تجربه تا کنون ثابت کرده استفاده روسای جمهور از این عبارت بیش از آن که نشان دهنده در اختیار داشتن اطلاعات خاص و ویژه باشد بیانگر نوعی ضعف در دورهدوم ریاست جمهوری است. این ضعف نیز بدلیل شکست در سیاست ها و وعده های داده شده به مردم است. به همین دلیل وقتی زمان پاسخگویی فرا می رسد مقامات و مسئولان برای انحراف افکار عمومی، فرافکنی و فرار از مسئولیت، استفاده از ادبیاتی را در دستور کار قرار می دهند که بیشتر از آن که موجب بهبود شرایط کشور و در راستای منافه مردم باشد موجب تشویش اذهان عمومی می شود.
 

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات