طی ماههای اخیر، کشف گورهای دسته جمعی کودکان بیگناه بومی در کانادا به خبری عادی تبدیل شده است! در حالی که مقامات دولت کانادا و کلیسای کاتولیک در قبال این جنایت تاریخی و غیرقابل تصور سکوت کرده یا یکدیگر را مقصر قلمداد می کنند، افکار عمومی دنیا هر روزه در قبال آنچه در کانادا رخ داده، مطالبه گسترده تر و جدی تری دارند.
اخیرا بار دیگر، یک رسانه کانادایی از کشف گور جمعی بیش از ۱۶۰ کودک بومی در یکی از مدارس سابق واقع در استان غربی این کشور خبر داد.شبکه کانادایی «سیبیسی» در این باره گزارش داد که اجساد کودکان بومی در یک منطقه جزیره کوپر که از سال ۱۸۹۰ تا ۱۹۷۰ مدرسه بود، کشف شده است.قبیله بومی «پنلاکوت» در جزیره کوپر خبر کشف این گور را اعلام و تاکید کرد، تا قبل از این کشف این گور اعلام و رسانهای نشده بود.شبکه سیبیسی خبر داد در بیانیه این قبیله بومی که خطاب به یک قبیله بومی دیگر در جزایر خلیج جنوبی اعلام شد، آمده است: «ما از شما دعوت میکنیم که به ما برای افزایش آگاهی بخشی درباره مدرسه صنعتی جزیره کوپر و تایید گور جمعی بیش از ۱۶۰ (کودک بومی) بپیوندید».
رمزگشایی از بیانیه قبیله پنلاکوت
اعلامیه یا همان بیانیه قبیله پنلاکوت به وضوح نشان می دهد که قبلا نیز این گور دسته جمعی کشف شده و مکان آن مشخص بوده است! به عبارت بهتر، مقامات کانادایی سالها، وجود این گور دسته جمعی را به مانند دیگر گروهای دسته جمعی کودمان بومی در این کشور کتمان کرده است. بدیهی است که مسئولیت حقوقی این پنهانکاری هولناک، متوجه دولتهای مختلف کانادایی می باشد.
اطلاعات بیشتری درباره گور جدید مخابره نشده و رسانههای کانادایی مدعی هستند که قبیله پنلاکوت به درخواستها برای دیدار و صحبت با خبرنگاران با موضوع کشف این گور جمعی کودکان پاسخ نداده است.
انتشار ماجرای هولناک کشف صدها گور جمعی در محوطه مدارس شبانهروزی قدیمی که از آنها اجساد کودکان بومی کانادایی بیرون کشیدهشده، طی هفتههای اخیر بارها خبرساز شده و باعث ایجاد تنش در این کشور مدعی حقوق بشر و اختلاف میان دولت کانادا و واتیکان شده است.رسانههای کانادایی در هفتههای گذشته سه بار از کشف گورهای جمعی که مدفن نزدیک به ۱۰۰۰ تن از کودکان بومی کانادا بودهاند خبر دادهاند.
در بازه زمانی ۱۸۸۳ تا ۱۹۹۶، حدود ۱۵۰ هزار کودک بومی از خانوادههای خود بهاجبار جدا شدند و به مدارس شبانهروزی فرستاده شدند که کلیسای کاتولیک آن را تأسیس کرده بود و هدف اصلی آن دور کردن این کودکان از جوامع بومی کانادا و جلوگیری از ترویج زبان و سنتهای مادریشان و تربیت آنها به شیوهای تحمیلی بود.بسیاری از کودکان، در میان سکوت و بی خبری و پس از شکنجه یا مرگ بر اثر بیماریهای اپیدمیک ( که ناشی از عدم مراقبت از آنها بوده است)، جان خود را از دست داده و در گورهای دسته جمعی در نقاط مختلف کانادا دفن شده اند. «جاستین ترودو» نخستوزیر کانادا بهجای عذرخواهی از بومیانی که فرزندانشان قربانی جنایت نژادپرستانه مدارس دولتی شبانهروزی در سالهای گذشته شده بودند، از پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان خواست عذرخواهی کند و تقصیر را گردن واتیکان انداخته است.
گورهای دسته جمعی چگونه کشف می شوند؟
گروه بومی"کوسس"در کانادا،فعال ترین گروه در کشف گورهای دسته جمعی در کانادا محسوب می شود. از دو ماه گذشته ، این گروه بومی شروع به استفاده از رادار نفوذپذیر برای یافتن گورهای بدون نام و نشان در قبرستان مدرسه شبانه روزی "ماریوال ایندین" در ساسکاچوان کرد.گروه "کوسس" این کشف را "وحشتناک و تکان دهنده" خواند.این گروه هنوز اعلام نکرده است که چند گور دسته جمعی کودکان در کانادا وجود دارد اما برخی منابع معتقدند صدها گور دسته جمعی در سرتاسر این کشور ، مدفن کودکان بیگناه هستند.
پری بلارد، رئیس ملی مجمع اقوام اولیه کانادا، یافتن این گورها را "غم انگیز" خوانده اما از آن ابراز شگفتی نکرده است. او در توییتر نوشت: "من از همه کاناداییها میخواهم در این زمان بسیار دشوار و احساسی در کنار ما بایستند."
کشوری بر روی جمجمه کودکان
بسیاری از کاربران فضای مجازی، پس از کشف چهارمین گور دسته جمعی در کانادا و با توجه به احتمال کشف دهها گور دسته جمعی کودکان، خشم خود را از دولت کانادا و سیاستمداران پنهانکار ایم کشور ابراز کردند. برخی کاربران تاکید کرده اند که کانادا کشوری بنا شده بر روی جمجمه کودکان است.ابراز تاسف ظاهری جاستین ترودو نخست وزیر کانادا و سکوت وقیحانه هارپر، نخست وزیر افراطی و نژادپرست سابق این کشور در قبال کشف گورهای دسته جمعی در کانادا و بی مسولیتی دیگر مقامات کانادایی در قبال این ماجرا، خشم افکار عمومی دنیا از سیاستمداران این کشور را بیشتر کرده است.
بدون شک پنهان کنندگان امروز این جنایت، دست کمی از عاملان اصلی این جنایت در گذشته ای نه چندان دور ندارند. این همان گذشته، حال و آینده سیاهی است که کانادا را به کشوری مجرم و در عین حال ریاکار در زمینه حقوق بشر تبدیل کرده است.
سوال اصلی اینجاست که چرا سازمانهای بین المللی از جمله کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد در قبال این پرونده هولناک این گونه منفعلانه عمل می کنند؟! همان گونه که اشاره شد، دولتهای کانادایی نیز در طول دهه های گذشته و اخیر ، در لاپوشانی این جنایت سهیم بوده اند. فراتر از آن، چرا نسل کشی آشکار کودکان بومی در کانادا، به مثابه یک " جنایت تاریخ مصرف گذشته" از سوی مدعیان حقوق بشر مورد بررسی قرار می گیرد؟
تکلیف خون به ناحق ریخته شده هزاران کودک بیگناهی که در کانادا کشته شده و در گورهای دسته جمعی به خاک سپرده اند چه خواهد شد؟ آیا اگر این جنایت بزرگ و غیرقابل تصور در کشوری دیگر رخ می داد، کانادا خود به عنوان یکی از مدعیان اقدام به صدور بیانیه های مکرر علیه آن کشور نمی کرد؟!
در هر حال، آنچه در گذشته و حال در کانادا رخ داده است، بیانگر ماهیت واقعی مدعیان حقوق بشر و سازمانهای بین المللی می باشد. این ماهیت به اندازه ای پلید است که حتی بسیاری از شهروندان کانادایی نیز امروز در قبال آن ابراز شرم می کنند. اینها همان نهادها و سازمانهایی هستند که در اساسنامه خود قرار بود حامی حقوق همه انسانها دنیا باشند!