رژیم صهیونی بیشتر از اینکه در ابعاد سختافزاری و فیزیکی نمود داشته باشد، در تبلیغات رسانهای و حمایت دیپلماتیک غرب خلاصه شده است. دلیل این مدعا ضعف این رژیم در برابر گروههای مقاومت اسلامی است که حتی بعد از ۱۵ ماه جنگ هم نتوانست سازمان رزم چند گروه کوچک فلسطینی را نابود کند و شلیک راکت از غزه به تلآویو تا هفته آخر نبرد نیز انجام شد.
اکنون دو سؤال مطرح است:
۱ـ رژیم صهیونی چرا مکرر آتشبس را نقض میکند؟
۲ ـ چرا آمریکا بر کوچاندن مردم فلسطین به خارج از غزه تأکید دارد؟
برای پاسخ به این پرسشها باید توجه داشت که رژیم صهیونی هم در عملیات «طوفانالاقصی» و هم در جنگ ۱۵ ماهه متحمل دو شکست بزرگ شد که امنیت جامعه صهیونی را به شدت متزلزل کرده است. کمی به عقب برگردیم و به یاد آوریم در زمان آغاز تجاوز نظامی به غزه اهداف اعلام شده تلآویو شامل موارد زیر بود؛
۱ـ نابودی گروههای مقاومت فلسطینی؛
۲ـ آزادی اسرای صهیونیست با زور و بدون آزادی اسرای فلسطینی؛
۳ـ تضمین امنیت شهرکهای صهیونیستنشین غلاف غزه و جلوگیری از شلیک راکت. پس از مدتی چهارمین هدف هم از سوی نتانیاهو اعلام شد؛ کوچاندن مردم غزه به صحرای سینا و سپس تقسیم شدن در میان کشورهای جهان.
اما نتانیاهو بعد از ارتکاب انواع جنایات جنگی علیه غیرنظامیان، مانند نسلکشی ۵۰ هزار انسان و جراحت و معلولیت ۱۰۰ هزار نفر، در نهایت مجبور شد همان شرط گروههای مقاومت را که مبادله اسرا در یک مذاکره غیر مستقیم بود، بپذیرد و عمل کند.
شاید اسیر شدن صدها نفر در یک روز (مانند ۷ اکتبر) و حتی شکست در تأمین اهداف جنگی ۱۵ ماهه برای هر کشوری دیگر هم روی دهد، ولی آن کشور را به ورطه سرنگونی سوق نمیدهد. برای رژیم صهیونی وضعیت متفاوت است؛ چرا که دولتهای استعماری از ۸۰ سال قبل صهیونیستها را با وعده تضمین امنیت و تأمین رفاه از سراسر جهان به فلسطین آوردند و این اشغالگران فریب خورده، اکنون خود را در سراب امنیت و گرداب ناامنی مییابند.
بنابراین، واشنگتن و تلآویو سعی دارند برای القای حس امنیت و زدودن خاطرات شکستهای اخیر به نوعی تصویری از پیروزی را برای جامعه صهیونی ایجاد کنند؛ یک تصویر خیالی از پیروزی که بیشتر در حرکات نمایشی و سخنرانیهای پر تکرار نمود دارد.
تلآویو ناگزیر است
برای رژیم صهیونی بسیار ناگوار و دشوار است که شخصیتهای مبارز فلسطینی را در تبادل اسرا آزاد کند؛ اما چاره دیگری ندارد. حماس به هنگام نقض آتشبس، آزادی اسرا را متوقف کرد و نتانیاهو مجبور شد دوباره به توافق بازگردد. در نتیجه نقض مکرر آتشبس از سوی صهیونی دو دلیل دارد؛ اول اینکه صهیونیستها همواره به عهدشکنی مشهور بودهاند و اگر بتوانند هیچ عهد و پیمانی را هرگز اجرا نمیکنند.
دوم اینکه نتانیاهو با آنکه میداند برای آزادی اسرای صهیونیست مجبور به اجرای توافق آتشبس است؛ اما هر از چندی مختصری کارشکنی میکند تا به ساخته شدن یک تصویر خیالی از پیروزی کمک کرده باشد.
ادعاهای کوچاندن از غزه یا جهنم کردن آن به دست ترامپ هم همان تصویر ساختگی از پیروزی برای تلآویو است که فقط یک بلوف و لاف است. آمریکا و رژیم صهیونی در ۱۵ ماه غزه را به جهنم تبدیل کردند؛ اما در نهایت شروط حماس را پذیرفتند و اگر میتوانستند در همان ۱۵ ماه مردم غزه را به صحرای سینا میکوچاندند که نتوانستند.
در حقیقت، ترامپ که یک مجری تلویزیونی بوده، سعی دارد آنچه را که غرب و تلآویو نتوانستند به آن دست یابند، در مسیر تبلیغات به چنگ آورد که همان داشتن تصویر خیالی از یک پیروزی است.
آیا باز هم جنگ میشود؟
اگر جنگ در غزه یا لبنان دوباره شعلهور شود، باز هم محور مقاومت دست بازی برای عملیات مستقیم نظامی و اقتصادی علیه رژیم صهیونی خواهد داشت. یکی از مؤثرترین اقدامات را ارتش یمن به رهبری انصارالله انجام داد که افزون بر شلیک موشکهای هایپرسونیک و پهپادهای شناساگریز به قلب سرزمین اشغالی توانست با بستن تنگه راهبردی «بابالمندب» ضربه اقتصادی سختی به اقتصاد حامیان رژیم صهیونی بزند و ادامه جنگ را برای آن رژیم به شدت پر هزینه کند. طبعاً صد بار دیگر هم یمن میتواند تنگه بابالمندب را بر آمریکا و متحدانش مسدود کند و البته کاری نیز از ناتو ساخته
نیست.