کاخ سفید اعلام کرد رئیسجمهور آمریکا مجموعهای از گزینهها برای بهدست آوردن گرینلند را بررسی میکند و استفاده از ارتش ایالات متحده در این مسیر منتفی نیست. سخنگوی کاخ سفید (کارولین لیویت) تصریح کرد: ترامپ بارها این جزیره استراتژیک را برای بازدارندگی از دشمنان در منطقه قطب شمال یک اولویت امنیت ملی دانسته است. این خبر که بیپرده از غلبه زور و قلدرمآبی در روند تصمیمگیری آمریکا در برخورد با کشورها دارد نشان میدهد که در آمریکا دیگر منطق حق و حقوق کشورها جایگاهی ندارد و این منطق قلدرمآبی است که حرف آخر را میزند. به گزارش سیانان، تصمیم دولت ترامپ پس از آن اتخاذ شد که علاقه شخصی رئیسجمهور به تصاحب گرینلند بار دیگر شعلهور شد. ترامپ پیشتر در جریان ریاستجمهوری خود پیشنهاد خرید این جزیره را مطرح کرده بود که از سوی دانمارک رد شد، اما با پیروزی مجدد در انتخابات، او بار دیگر این موضوع را احیا و در سخنرانیهای مختلف از جمله نشست مشترک کنگره صراحتا اعلام کرد: «فکر میکنم آن را بهدست خواهیم آورد. به هر طریقی آن را بهدست خواهیم آورد.» وزارت خارجه آمریکا طی ماههای اخیر گزارشی از منابع طبیعی گرینلند ارائه کرده است؛ منابعی که شامل عناصر نادر خاکی، نفت و گاز هستند و دسترسی به آنها هزینهبر و پیچیده است. از منظر ترامپ، این منابع نهتنها ارزش اقتصادی دارند بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی گرینلند را به یک دارایی امنیتی تبدیل میکنند که میتواند در رقابت آمریکا با چین و روسیه نقش کلیدی ایفا کند.
ناتو در مرز فروپاشی؟!
قبل از آنکه کاخ سفید بخواهد پرده از این تهدید احتمالی بردارد رهبران اروپایی پیشدستی کرده و به اظهار نظرهایی پرداخته بودند. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک هشدار داده که هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه گرینلند میتواند بهمعنای پایان ناتو باشد. این موضع که بهویژه با حمایت همزمان فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا و بریتانیا همراه شدـ فراتر از یک واکنش دیپلماتیک احساسی است. گرینلند بخشی از پادشاهی دانمارک و تحت حمایت ناتو، از خودمختاری داخلی برخوردار است و هرگونه تجاوز یا تهدید به استفاده از زور علیه این سرزمین، نهتنها یک نقض حاکمیت دانمارک بلکه ضربهای به منطق درونی پیمان آتلانتیک شمالی است. هشدار مقامات دانمارکی بازتاب یک بحران بنیادی در اعتماد میان متحدان است: چگونه میتوان به اتحاد نظامیای متکی بود که رکن اصلی آن (ایالات متحده) میتواند به منبع تهدید علیه یکی از اعضا بدل شود؟ کارشناسان اروپایی این هشدار را جدی ارزیابی میکنند و آن را نه یک تهدید سیاسی سطحی بلکه نشانهای از بحران طولانیمدت اعتماد میان آمریکا و متحدانش میدانند. بسیاری معتقدند اگر آمریکا بتواند بهراحتی تهدید به اقدام نظامی علیه گرینلند کند، دیگر تضمینی برای تعهدات دفاعی این کشور نسبت به دیگر اعضای ناتو وجود نخواهد داشت. این پرسشی حیاتی برای امنیت اروپا و ثبات نظم بینالمللی است.
دوقطبیسازی آمریکا با یک تهدید
این تهدید علنی کاخ سفید مخالفانی نیز در خود آمریکا هم داشته است. سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه از جمله روبن گالگو و دان بیکن، اقدامات احتمالی ترامپ علیه گرینلند را محکوم کرده و خواستار احترام به حق تعیین سرنوشت این جزیره و حفظ اتحادبادانمارک شدهاند. جان بولتون مشاور پیشین امنیت ملی نیز در اظهاراتی هشدار داد: هرگونه اقدام نظامی علیه گرینلند، اتحاد ناتو را تهدید خواهد کرد و اگر آمریکا دست به اقدام نظامی بزند، این امر بهمعنای پایان ناتو خواهد بود. این مخالفتها نشان میدهد حتی در درون آمریکا، سیاست ترامپ در مورد گرینلند با یک اجماع محدود و انتقادات جدی مواجه است؛ مخالفتهایی که برمنطق حقوقی، امنیت جمعی و روابط بلندمدت ایالات متحده با متحدان سنتی تأکید دارند.
منطق زور، حقوق کشورها را زیر پا میبرد
همانطوری که در ابتدا گفتیم این تهدید نمایش تمام رخ از غلبه منطق زور و زیرپا ماندن حقوق کشورها در نگاه ترامپ است؛ الگویی که در آن اتحادها نه بهعنوان تعهدات بلندمدت بلکه بهمثابه قراردادهای تجاری دیده میشوند. اگر یک متحد نتواند یا نخواهد منافع فوری آمریکا را تأمین کند، مشروعیت خود را از دست میدهد. در چنین چارچوبی گرینلند دیگر یک عضو ناتو یا سرزمینی با خودمختاری داخلی نیست بلکه یک دارایی ژئوپلیتیکی است که باید به هر شکل ممکن در اختیار آمریکا قرار گیرد. این منطق که پیش از این در سیاستهای ترامپ علیه ونزوئلا نیز مشاهده شده بود، بهوضوح با قواعد حقوق بینالملل در تضاد است. ناتو و نظام امنیتی غرب بر اصولی مانند احترام به حاکمیت ملی، حل اختلافات از مسیر دیپلماسی و تعهدات دفاعی متقابل استوار هستند؛ مفهومی که در این سناریو بهطور کامل زیر سؤال رفته است.
آینده ناتو چه خواهد شد؟
گرینلند اکنون به آزمونی جدی برای ناتو تبدیل شده است. مقامات دانمارکی و اروپایی با تأکید بر حاکمیت و تمامیت ارضی، درصدد ترسیم خطوط قرمز روشن هستند. این هشدارها فراتر از یک دیپلماسی معمولی است. آنها نشان میدهند اروپا از یک نکته بنیادی نگران است: اگر آمریکا بتواند تهدید به اقدام نظامی علیه قلمرو یک متحد کند، دیگر هیچ تضمینی برای تعهدات خود نسبت به دیگر اعضای ناتو وجود ندارد. تحلیلگران امنیتی معتقدند این بحران بازتابی از تغییر بنیادین در منطق نظم بینالمللی است؛ تغییری که در آن قدرتهای بزرگ نه بر اصول و قوانین بلکه بر منطق زور و منافع آنی استوارند. در چنین فضایی، آینده اتحادهای سنتی غرب، امنیت جمعی اروپا و مشروعیت نظم بینالمللی بهشدت در معرض تهدید قرار میگیرد.
صدای رهبران اروپا در آمد
رهبران اروپایی با صدور بیانیهای مشترک اعلام کردند که امنیت قطب شمال برای اروپا حیاتی است و گرینلند باید در چارچوب قانون و خودمختاری، توسط مردم آن و دانمارک تعیین سرنوشت شود. آنها ایالات متحده را بهعنوان شریک ضروری معرفی و تأکید کردند هرگونه تلاش برای اعمال زور، ناقض حقوق بینالملل و تعهدات ناتوست. در این بیانیه که به امضای رئیسجمهور فرانسه، صدراعظم آلمان، نخستوزیر ایتالیا، نخستوزیر لهستان، نخستوزیر اسپانیا، نخستوزیر بریتانیا و نخستوزیر دانمارک رسیده، آمده است: گرینلند متعلق به مردم آن است و امنیت در قطب شمال باید جمعی و مبتنی بر اصول منشور سازمان ملل تأمین شود.
تصویری که آمریکا از خودش در جهان نشان داد
ماجراجویی ترامپ در گرینلند، ادامهای آشکار بر خط مشی آمریکا پس از ونزوئلاست؛ سیاستی که بر منطق زور و منفعت آنی استوار است و نه بر اصول بینالمللی، اتحادها و پیشبینیپذیری. واکنش شدید اروپا، هشدار درباره فروپاشی ناتو و مخالفت داخلی در آمریکا نشان میدهد این اقدام میتواند پیامدهای ژئوپلیتیکی و امنیتی گستردهای داشته باشد. این بحران نهتنها آینده اتحادهای غربی بلکه مشروعیت نظم بینالمللی و امنیت جمعی در قطب شمال را نیز تهدید میکند. اگر ترامپ به منطق زور و اقدامات یکجانبه ادامه دهد، نتیجهای جز بیثباتی بیشتر، کاهش اعتماد متحدان و احتمال فروپاشی تعهدات امنیتی نخواهد داشت؛ وضعیتی که میتواند سرآغاز تغییرات بنیادین در نظم جهانی باشد.