تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۸۶۴۰۴
دیپ‌فیک‌ها و تولد جنگ علیه واقعیت

ترور حقیقت در عصر هوش مصنوعی

پایگاه بصیرت / مهدیه چوپانی

در سال‌های اخیر، فناوری دیپ‌فیک (Deepfake) که بر پایه هوش مصنوعی ساخته می‌شود، توانسته از مرز سرگرمی عبور کند و به یکی از جدی‌ترین تهدید‌ها برای امنیت ملی و ثبات اطلاعاتی کشور‌ها تبدیل شود. این تکنیک با ترکیب و جعل صدا و تصویر افراد مشهور، رهبران سیاسی و اتفاقات واقعی، می‌تواند واقعیت را به‌طرز خطرناکی مخدوش کند و اثرات عمیقی بر جوامع و سیاست جهانی بگذارد.

دیپ‌فیک‌ها به تصاویر، ویدئو‌ها و صدا‌هایی گفته می‌شود که به کمک هوش مصنوعی تولید شده و چنان واقعی به‌نظر می‌رسند که انسان معمولی قادر به تشخیص تقلبی بودن آنها نیست. این فناوری اگر در دست افراد یا گروه‌های مخرب قرار گیرد، می‌تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد، بحران‌های اطلاعاتی ایجاد کند و حتی امنیت ملی کشور‌ها را به خطر بیندازد.

یکی از تازه‌ترین نمونه‌های این تهدید در خلال خبر‌های مرتبط با دستگیری «نیکلاس مادورو» رئیس‌جمهور ونزوئلا رخ داد. در حالی که برخی گزارش‌ها از عملیات ارتش آمریکا و بازداشت مادورو خبر می‌دادند، به‌سرعت ویدئو‌ها و تصاویر دیپ‌فیک گسترده‌ای در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد که ادعا می‌کرد مردم ونزوئلا در خیابان‌ها برای آزادی خود کف زدند و تشکر می‌کنند. این ویدئو‌ها میلیونی بازدید داشتند، اما متخصصان و رسانه‌های معتبر تأکید کردند این محتوا‌های بصری کاملاً ساختگی و تولیدشده از طریق هوش مصنوعی بودند.

ماجرا به اینجا هم ختم نشد، در شبکه‌های اجتماعی نیزبرخی عکس‌هایی منتسب به لحظه بازداشت مادورو منتشر شد که بررسی فکت‌چکر‌ها نشان داد کاملاً جعلی است و هیچ سند مستقلی برای تأیید صحت آن وجود ندارد. این نمونه بارز نشان می‌دهد، چگونه اطلاعات ساختگی بصری می‌تواند در دل بحران اطلاعاتی قرار گیرد و حقیقت را به چالش بکشد.

فناوری دیپ‌فیک به‌قدری پیشرفته شده است که می‌تواند حتی روایت‌های رسمی یا رسانه‌ای را زیر سؤال ببرد. برخلاف اخبار جعلی ساده گذشته، این نسل از محتوا‌ها با کیفیت بالا، صدا و تصویر واقعی تقلیدشده، و قاب‌های بسیار واقعی پدید می‌آورد که کاربران به‌سختی می‌توانند تشخیص دهند کدام بخش واقعی و کدام جعلی است.

این مسئله در سطح دولت‌ها نیز موجب نگرانی شده است. کشور‌ها و نهاد‌های امنیتی مهم هشدار داده‌اند که استفاده مخرب از دیپ‌فیک‌ها می‌تواند به منزله ابزار جنگ اطلاعاتی و آشفته‌سازی رسانه‌ای بهره‌برداری شود. برای نمونه، چین اعلام کرده است نیرو‌های ضداین کشور از فناوری دیپ‌فیک برای تولید و پخش فیلم‌های جعلی استفاده کرده‌اند که به ایجاد رعب و گمراهی عمومی انجامیده است.

تهدید دیپ‌فیک‌ها برای امنیت ملی چند وجه دارد که از جمله آن می‌توان به تضعیف اعتماد عمومی، دستکاری دیدگاه سیاسی، بحران‌های دیپلماتیک و در نهایت جنگ‌های اطلاعاتی اشاره کرد.

مهم‌ترین مشکل در برابر این تهدید، سرعت گسترش محتوا‌های جعلی و دشواری تشخیص آنهاست. ابزار‌های فنی برای تشخیص دیپ‌فیک‌ها در حال توسعه هستند، اما همزمان فناوری‌های تولید نیز روزبه‌روز بهتر می‌شوند، که این رقابت به یک «جنگ فناوری» میان جعل‌کنندگان و مدافعان حقیقت تبدیل شده است.

برای مقابله با این چالش، نیاز به آموزش عمومی، به‌کارگیری ابزار‌های تشخیص هوشمند و تقویت رسانه‌های معتبر است تا هم افراد و هم نهاد‌ها بتوانند حقیقت را از جعلی تشخیص دهند و از خطر‌های اطلاعات جعلی در امنیت ملی جلوگیری کنند. در عصر هوش مصنوعی، خطر واقعی نه فقط در اتفاقات جهان، بلکه در نحوه روایت و بازتاب آنهاست؛ جایی که دیپ‌فیک‌ها می‌توانند حقیقت را مخدوش کنند و به تهدیدی جدی برای امنیت ملی تبدیل شوند.

آیا یک هکر می‌تواند

از یک ارتش خطرناک‌تر باشد؟

تا چند دهه پیش، قدرت کشور‌ها با شمار تانک‌ها، هواپیما‌ها و موشک‌های‌شان سنجیده می‌شد، اما امروز معادلات قدرت به‌سرعت در حال تغییر است. ورود فناوری به عرصه منازعات، شکل جدیدی از نبرد را رقم زده که در آن، گاهی یک هکر می‌تواند تأثیری بگذارد که یک یگان نظامی کلاسیک از انجام آن ناتوان است. این واقعیت، دیگر نه یک پیش‌بینی، بلکه بخشی از تجربه زیسته جهان معاصر است.

در سال‌های اخیر، حملات سایبری به زیرساخت‌های حیاتی کشور‌ها از شبکه برق و آب گرفته تا سامانه‌های بانکی، حمل‌ونقل و ارتباطات نشان داده که بدون شلیک حتی یک گلوله نیز می‌توان یک کشور را دچار اختلال جدی کرد. در چنین وضعیتی، امنیت ملی دیگر فقط به مرز‌های جغرافیایی محدود نیست، بلکه به شبکه‌ها، داده‌ها و سامانه‌های هوشمند نیز گره خورده است.

تفاوت جنگ سایبری با جنگ کلاسیک در این است که در این میدان، مرز و یونیفرم معنا ندارد و مهاجم می‌تواند هزاران کیلومتر دورتر، ضربه‌ای دقیق و کم‌هزینه وارد کند. همین ویژگی موجب شده که جنگ سایبری به یکی از ارکان اصلی «جنگ ترکیبی» تبدیل شود؛ جنگی که در آن، رسانه، اقتصاد، عملیات روانی و فناوری همزمان به‌کار گرفته می‌شوند.

جمهوری اسلامی ایران نیز طی سال‌های گذشته، به‌خوبی این تغییر ماهیت تهدید‌ها را درک کرده و سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در تقویت توان سایبری دفاعی و بومی‌سازی زیرساخت‌های حیاتی دیجیتال انجام داده است. شکل‌گیری مراکز تخصصی، تربیت نیروی انسانی متخصص و حرکت به‌سوی استقلال در حوزه فناوری اطلاعات، بخشی از راهبرد کلان کشور برای صیانت از امنیت ملی در میدان جدید نبرد بوده است.

تجربه مقابله با حملات سایبری به زیرساخت‌های صنعتی و خدماتی کشور نشان داده که ایران، از مرحله انفعال عبور کرده و امروز به یک بازیگر فعال و بازدارنده در حوزه سایبری تبدیل شده است. این بازدارندگی، نه‌تنها در دفاع از سامانه‌های حیاتی، بلکه در ارسال این پیام راهبردی به دشمنان نیز مؤثر بوده که هزینه ماجراجویی در این حوزه، کم نخواهد بود.

با این حال، باید توجه داشت که هیچ هکری به‌تنهایی جایگزین یک ارتش کلاسیک نمی‌شود. اشغال سرزمین، دفاع فیزیکی و حفظ مرز‌ها همچنان نیازمند قدرت سخت است. واقعیت این است که حمله سایبری می‌تواند زمینه‌ساز شکست بدون نبرد مستقیم شود؛ یعنی تضعیف روحیه عمومی، ایجاد بی‌ثباتی در مدیریت کشور و اختلال در تصمیم‌سازی، پیش از آنکه حتی یک درگیری نظامی شکل بگیرد.

امروز بسیاری از قدرت‌های بزرگ جهان، در کنار نیرو‌های زمینی، هوایی و دریایی، یگان‌های سایبری را به‌عنوان رکن چهارم قدرت خود تعریف کرده‌اند. ایران نیز با درک درست این واقعیت، تلاش کرده است دفاع سایبری را به بخشی جدایی‌ناپذیر از دکترین امنیت ملی تبدیل کند.

در نهایت، پرسش اصلی این نیست که «هکر خطرناک‌تر است یا ارتش؟»، بلکه پاسخ روشن است: جنگ‌های آینده، ترکیبی از هر دو خواهند بود. مسلم است که در دنیای امروز، گاهی یک خط کد می‌تواند کاری کند که یک لشکر از انجام آن ناتوان باشد؛ به‌ویژه اگر کشوری هوشمندانه از پیش خود را برای این میدان آماده کرده باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات