وقتی دنیا وارد دهه ۷۰ میلادی شد، «نفت» اقتصاد دنیا را میچرخاند؛ مایعی سیاه و بدبو که چرخندههای اقتصاد لیبرال غرب و حتی دستگاه جنگی را به حرکت درآورد؛ اما پس از اینکه رژیمصهیونیستی با کشورهای عربی درگیر جنگ شد، این کشورهای آسیای غربی که عمدهترین صادرکننده نفت بودند، تصمیم گرفتند که علیه حامیان این رژیم کودککش تحریم انرژی کنند و همین امر موجب شد تا بازار انرژی جهان با بحرانی بیسابقه روبهرو شود.
در واقع، این شوک نفتی که بازارهای اقتصاد را تحت تأثیر قرار داد، نشان داد که این بازارها به تنهایی قادر به حل بحرانهای فیزیکی عرضه نیستند و پول بیشتر یا تصمیمات سیاسی فوری نمیتوانند کمبود را جبران کنند. همین امر موجب شد تا کشورها به سراغ تنوعبخشی به منابع انرژی، بهبود بهرهوری و ذخیرهسازی راهبردی بروند.
در همین راستا، همزمان با افزایش درخواستها به شرکتهای تولیدکننده هوش مصنوعی شتابدهندههای هوش مصنوعی با بحرانی مواجه شدند که نشریه «آسیا تایمز» هنگکنگ در گزارش خود مینویسد، ما شاهد یک «شوک سیلیکون» هستیم و مقیاس آن بهقدری بزرگ است که برخلاف شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ که ناشی از تحریم و محدودیت عرضه بودند، این بحران از انفجاری خشن و مهارنشدنی در تقاضا سرچشمه میگیرد.
براساس گزارش این نشریه چینی، جهان درحالی وارد سال ۲۰۲۶ شد که با کمبود مواد اولیه «سیلیکون»، ابتدا دیتاسنترها را زمینگیر میکند، سپس به بازار لپتاپ و موبایل تسری مییابد و در نهایت به شکل گرانی و افزایش هزینهها، مستقیم به مردم منتقل میشود.
تحولات اخیر نشان میدهد که این گلوله برفی بحران (افزایش تقاضای هوش مصنوعی) که به سمت پایین درحال حرکت است، با سرعت زیاد بزرگتر میشود و هر امیدی را از بین برد. درنهایت، سیلیکون ممکن است «نفت جدید» باشد یا نباشد، اما شوک سیلیکون این ظرفیت را دارد که به یکی از محورهای اصلی اقتصاد کلان، سیاست و بازارها در سال ۲۰۲۶ تبدیل شود.