پس از آنکه آمریکا رئیسجمهوری قانونی ونزوئلا، یعنی نیکلاس مادورو، را ربود و به خاک خود منتقل کرد، از همان زمان بسیاری گمان میبردند که کوبا هدف بعدی دونالد ترامپ برای مداخله در آمریکای مرکزی باشد. خروج مادورو از قدرت، بهعنوان متحد نزدیک دولت کوبا ـ که حتی نزدیکترین محافظان خود را نیز از میان کوباییها انتخاب کرده بود ـ خسارتی بزرگ برای هاوانا محسوب میشد. اکنون کوبا مهمترین پشتوانه اقتصادی و بهویژه انرژی خود را از دست داده و در عین حال، خبرها حاکی از آن است که ترامپ بهدنبال اجرای الگویی مشابه ونزوئلا، یعنی محاصره اقتصادی کوباست.
برای سالها، حمایت ونزوئلا از طریق ارسال روزانه نفت، یکی از شریانهای حیاتی اقتصاد کوبا بهشمار میرفت. همین نفت بود که امکان میداد دولت نهتنها شبکه برق، بلکه حملونقل عمومی کشور را نیز سر پا نگه دارد. اکنون با قطع یا تهدید جدی این جریان، کوبا وارد مرحلهای شده است که کمبود سوخت میتواند به خاموشیهای گسترده، اختلال در حملونقل، افزایش هزینهها، تشدید بحران معیشتی و در یک کلام، افزایش نارضایتیهای عمومی بینجامد. از سوی دیگر، دولت میگل دیاس-کانل تلاش کرده است این وضعیت را همزمان با بهرهگیری از دو گفتمان مدیریت کند: از یکسو تأکید بر «مقاومت» و محکومکردن سیاستهای آمریکا بهعنوان سیاستهایی تهاجمی و مجرمانه، و از سوی دیگر ارائه برنامههای اضطراری و فوری برای عبور از بحران. افزایش اتکا به انرژی خورشیدی، اولویتدادن به تأمین برق مراکز حیاتی مانند بیمارستانها، و تلاش برای افزایش استخراج داخلی نفت، بخشی از این راهبردهاست. با این حال، خود مقامات کوبایی نیز اذعان دارند که این اقدامات ناگزیر با محدودیتهای شدید مصرف همراه خواهد بود. شرایط برای همه کوباییها دشوار است.
در سطح خارجی، بهنظر میرسد آمریکاییها امیدوارند تحریم اقتصادی و سیاست فشار حداکثری بتواند اقتصاد و تابآوری جامعه کوبا را از هم بپاشد و نیازی به مداخله نظامی باقی نماند. به همین دلیل، اقدامات اخیر آمریکا ابعادی فراتر از تحریمهای سنتی یافته است. تهدید به اعمال تعرفه علیه کشورهایی که به کوبا نفت ارسال میکنند و تلاش برای قطع کامل پیوند انرژی میان هاوانا و کاراکاس نشان میدهد که اهرم اصلی واشنگتن اقتصادی است، نه نظامی.
در این میان، بسیاری نگران آناند که این روند به کجا خواهد انجامید. دخالتهای آمریکا میتواند از این هم فراتر رود و به عملیاتهای امنیتی برای براندازی نظام سیاسی کوبا بینجامد. از اینرو، نقش نیروهای مسلح انقلابی کوبا نقشی تعیینکننده است. این نهاد نهفقط یک ارتش، بلکه قدرتمندترین سازمان کشور بهشمار میرود که در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی کوبا نفوذ دارد. شاید مهمترین مسئله برای آمریکا نیز همین باشد؛ زیرا واشنگتن میداند حتی اگر دولت غیرنظامی کنار زده شود، قدرت بهدست نظامیان خواهد افتاد و در چنین شرایطی دستیابی به اهدافش دشوار خواهد بود. بنابراین، هرچند واشنگتن از توافق و «معامله» سخن میگوید، هنوز خواستههای مشخص و مسیر روشنی برای چنین توافقی ارائه نکرده است. آزادی زندانیان سیاسی، گشودن فضای رقابت حزبی و تعیین تقویم انتخاباتی با نظارت بینالمللی از جمله مطالبات مطرحشدهاند، اما تحقق این موارد مستلزم ایجاد شکاف در درون نخبگان حاکم کوباست؛ شکافی که تاکنون هیچ نشانه روشنی از آن دیده نمیشود.