در سالهای اخیر، نقش رسانهها در تحولات سیاسی و اجتماعی کشورها بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. شبکههای خبری برونمرزی فارسیزبان با بهرهگیری از تکنیکهای مدرن خبری و تحلیلهای یکطرفه، توانستهاند تأثیر قابل توجهی بر شکلدهی به افکار عمومی در داخل ایران داشته باشند. «ایران اینترنشنال» به منزله یکی از شبکههای فعال و پرمخاطب، نمونهای بارز از رسانهای است که با شیوه خبررسانی و تحلیلهای خاص خود، جایگاهش را در پازل جنگ رسانهای علیه ایران تثبیت کرده است. حجم بالای تولید محتوا، تمرکز بر مسائل حساس و رویکرد یکطرفه در تحلیلها باعث شده که این شبکه بیش از آنکه صرفاً یک رسانه خبری باشد، به ابزاری مؤثر در جهتدهی به افکار عمومی تبدیل شود. بررسی فعالیتهای رسانهای این شبکه نشان میدهد، هدف آن فراتر از اطلاعرسانی صرف است و در بسیاری از موارد، تلاش دارد فضای داخلی کشور را متشنج و پرتنش نگه دارد.
شیوه خبررسانی و تمرکز بر بحرانها
شیوه تحلیل و انتخاب محتوای خبری در این شبکه نشان میدهد، تمرکز اصلی آن بر برجستهسازی بحرانها، مشکلات اجتماعی و سیاسی و ایجاد فضاهای تنشآفرین است. پوشش یکطرفه رویدادها، بیتوجهی به منابع متنوع و تحلیلهای چندجانبه، تصویر ارائه شده از واقعیت را ناقص و جهتدار میکند. این سبک خبررسانی، مخاطب را از دریافت تصویری متوازن محروم کرده و به تقویت نگرشهای منفی نسبت به جامعه و نهادهای داخلی منجر میشود. تمرکز بر بحرانها نه تنها بر افکار عمومی تأثیر میگذارد، بلکه به نوعی فشار روانی بر جامعه وارد میکند. انتخاب موضوعات خبرساز با حساسیت بالا، برجستهسازی اختلافات و تأکید بر مسائل منفی، ابزار رسانهای شبکه را به یک عامل فعال در جنگ نرم تبدیل کرده است. این ویژگی، نشاندهنده آن است که هدف شبکه از فعالیتهای خبری، صرفاً اطلاعرسانی واقعی نیست؛ بلکه شکلدهی به نگرش عمومی است.
اولویتبندی اخبار داخلی ایران
یکی دیگر از شاخصهای مهم تحلیل، مدل پرداخت رسانه به اخبار داخلی ایران است. در حالی که رسانههای جهانی معمولاً تعادل میان اخبار داخلی و بینالمللی را حفظ میکنند، «ایران اینترنشنال» تمرکز اصلی خود را بر مسائل داخلی کشور گذاشته است. این اولویتبندی استراتژیک، پیام روشنی دارد: تأثیرگذاری مستقیم بر ذهنیت مخاطب داخلی. تمرکز شدید بر رویدادهای داخلی، به ویژه موضوعاتی که حساسیت اجتماعی و سیاسی دارند، نشان میدهد که شبکه با هدف ایجاد نارضایتی یا تقویت بحرانهای روانی در جامعه فعالیت میکند. این نوع اولویتبندی، با هدف تقویت اثرگذاری جنگ رسانهای، دقیقاً همان مکانیسمی است که در بسیاری از پروژههای رسانهای استراتژیک برای فشار روانی بر مخاطب استفاده میشود.
تحلیلی یکطرفه و جهتدار
تحلیلها و دیدگاههای ارائه شده در این شبکه اغلب تکبعدی و همسو با اهداف خاص است. شبکه معمولاً دیدگاههای کارشناسان مختلف یا منابع داخلی را لحاظ نمیکند و تمرکز خود را بر روایتهای جهتدار میگذارد. نتیجه این رویکرد، شکلگیری روایت غالبی است که مخاطب را به پذیرش دیدگاه خاصی هدایت میکند. این سبک تحلیلی، نوعی مهندسی افکار عمومی به شمار میرود و میتواند نگرش مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. در واقع، این رویکرد شبکه را به بخشی از ابزار جنگ نرم و فشار روانی بر جامعه داخلی ایران تبدیل کرده است، جایی که روایت اخبار و تحلیلها، نه صرفاً اطلاعرسانی، بلکه ابزار اثرگذاری مستقیم است.
تکنولوژی و دامنه تأثیرگذاری
استفاده شبکه از فناوریهای مدرن رسانهای، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، دامنه اثرگذاری آن را افزایش داده است. پوشش زنده اخبار، انتشار محتوا در لحظه و ارتباط مستقیم با مخاطب، موجب میشود که پیامهای شبکه سریع و مؤثر منتقل شوند. مخاطب داخلی با انبوهی از اطلاعات مواجه است که غالباً جهتدار و تحلیلی یکطرفه هستند و درک واقعیت را پیچیدهتر میکنند.
این ابزارها موجب میشوند که اثر روانی شبکه بر مخاطب تقویت شود و پیامهای انتخاب شده، بدون نیاز به بازنگری یا تأیید، در ذهن مخاطب تثبیت شوند. از این منظر، شبکه توانسته است با استفاده از فناوری مدرن، نقش خود را در پازل جنگ رسانهای به نحو چشمگیری افزایش دهد.
تمرکز بر تنش و اختلاف
برنامهریزی محتوایی شبکه نیز نشان میدهد، هدف آن برجستهسازی مسائل بحرانی و کاهش فضای مثبت در اخبار است. تمرکز بر اختلافات قومی، صنفی و سیاسی و برجسته کردن مشکلات داخلی، استراتژی شبکه را در راستای ایجاد فشار روانی و افزایش نارضایتی در جامعه داخلی مشخص میکند.
این الگو دقیقاً همان سازوکاری است که در جنگ رسانهای برای تشدید بحرانها و فشار بر افکار عمومی استفاده میشود. انتخاب موضوعات حساس، همسو با تحلیلهای جهتدار و انتشار مداوم آنها در طول روز، همگی ابزارهایی برای ایجاد فضاهای تنشآفرین هستند.
رسانه فراتر از خبر
در نهایت، بررسی فعالیتهای رسانهای «ایران اینترنشنال» نشان میدهد، این شبکه فراتر از یک رسانه خبری معمولی عمل میکند. شیوه خبررسانی، تحلیلها، اولویتبندی محتوا و استفاده از فناوریهای مدرن، همگی در خدمت یک هدف استراتژیک واحد قرار دارند: تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و ایجاد فشار روانی در جامعه ایران. این شبکه را نمیتوان صرفاً یک رسانه تجاری دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از جورچین جنگ نرم علیه ایران دانست. هر مخاطب و تحلیلگر مستقل میتواند با بررسی فعالیتهای شبکه، جایگاه آن را در این جورچین درک کند و به ضرورت تحلیل دقیق پیامها و محتواهای جهتدار آن پی ببرد. در عصر رقابت روایتها، رسانههای برونمرزی بیش از هر زمان دیگری به ابزارهای مؤثر در معادلات قدرت تبدیل شدهاند. «ایران اینترنشنال» نمونهای بارز از این واقعیت است که رسانه، نه فقط ابزار اطلاعرسانی، بلکه ابزار اثرگذاری و مهندسی افکار عمومی است؛ و درک این واقعیت برای هر مخاطب ایرانی، یک گام ضروری در مواجهه با جریانهای رسانهای هدفمند و جهتدار به شمار میآید.