ساخت فیلم درباره موضوعات سیاسی و اجتماعی، در سینمای سالهای بعد از انقلاب اسلامی سابقه داشته است؛ به ویژه در دهه ۶۰، بسیاری از فیلمسازان نسل نوین سینمای ایران تلاش داشتند با رویکرد نقد کانونهای زاینده فساد، مردم را از خطر ویروسهای آسیب زننده به جامعه در حال نوزایی ایران آگاه کنند. با این حال از اواسط دهه ۷۰ اغلب فیلمهای سیاسی و اجتماعی، به محصولاتی شعاری و سیاستزده یا در پی جوایز غربی تبدیل شدند! به همین دلیل هم سینمای سیاسی ما در این دوران به آثاری دور از مردم و دغدغههای مردمی تبدیل شدهاند. نمونه اخیر فیلمهای سیاسی که به ضد کارکرد خودشان تبدیل شدهاند و شعارزدگی و منفعت شخصی در آن بر منافع عمومی غلبه یافته، «یک تصادف ساده» به کارگردانی جعفر پناهی است.
در این وضعیت، فیلمی ساخته و به اکران رسیده است که یک تجربه جدید و متفاوت در زمینه ساخت فیلمهای سیاسی در سینمای ایران به حساب میآید. فیلمی که در مدار منافع عمومی و ملی قرار دارد، محتوای آن با زبان درام و هنر پرداخته شده و طرف مردم قرار دارد. درباره فیلم «رخ نیلو» صحبت میکنیم که ساخته یکی از فیلمسازان نسل جدید سینمای ماست.
سیدجلال دهقانی اشکذری پس از ساخت آثاری، چون «خانهای در کنار ابرها» و «دلبری» در حوزه دفاع مقدس، این بار فیلمی جسور و صریح در زمینه مسائل اجتماعی و به طور خاص درباره «فساد» ساخته است. این فیلمساز یزدی در فیلم جدیدش «رخ نیلو» به سراغ سوژهای رفته که در نگاه اول حساسیتبرانگیز به نظر میرسد. او در این فیلم تلاش کرده است عوامل و ریشههای فساد اقتصادی را در قالب یک داستان و با نگاهی انتقادی به سبک زندگی گروهی که تحت عنوان آقازادهها شناخته میشوند، بازنمایی کند. از این نظر، فیلم «رخ نیلو» برخلاف خیلی از آثاری که با برچسب اجتماعی شناخته میشوند و فقط به معلول مصائب اجتماعی توجه دارند، سعی کرده است علت بروز مسائل را بررسی کند.
داستان فیلم روایتگر سفری ناخواسته و پیامدهای پیشبینینشده آن است که چالشهای نسل جوان و گرههای ناشی از رفتار غلط گذشتگان را به تصویر میکشد. در واقع، «رخ نیلو» میخواهد بگوید که فساد چگونه میتواند حتی عشق میان دو انسان را نابود کرده و دامن نسلهای بعد را بگیرد.
یکی از نکات قابل توجه در این فیلم، انتخاب بازیگران و شیوه هدایت آنهاست. سام درخشانی و روشنک گرامی در این اثر توانستهاند از نقشهای کلیشهای سابق خود فاصله گرفته و در کالبدی متفاوت ظاهر شوند. سام درخشانی که سالها با سریالهای ملودرام و سپس با حضور در آثار کمدی، چون «تگزاس» و «پژمان» به یک کلیشه تبدیل شده، در «رخ نیلو» از قاب همیشگی خود خارج شده و تلاش کرده است نقشی جدی، تلخ و لایهمند را ایفا کند که با تجربههای قبلی او تفاوت چشمگیری دارد. روشنک گرامی نیز که با سریال «گمشدگان» و فیلم «قاعده تصادف» شناخته میشد، در اینجا نقشی را پذیرفته که از فضای مرسوم بازیگری او فاصله دارد و به غنای دراماتیک اثر کمک کرده است.
در «رخ نیلو»، مفاهیم اخلاقی و سیاسی در هم تنیدهاند. فیلم تأکید دارد که هر کنشی در عرصه اقتصادی، تقاصی در پی دارد. سکانس پایانی فیلم و نماد «زالو»، به روشنی مفسدان اقتصادی را زالوصفتانی معرفی میکند که خون مردم را میمکند. همچنین فیلم با معرفی یک مهندس دغدغهمند که برای تولید ملی تلاش میکند، تعریف درستی از «آقازاده واقعی» ارائه میدهد؛ کسی که خود را از خوشیها محروم میکند تا کشورش مستقل بماند.
البته فیلم با بدشانسیهایی در اکران روبهرو شده است و «رخ نیلو» در یکی از بدترین زمانها که به فصل مرده معروف است روی پرده رفته است؛ چون سالنهای سینما بعد از جشنواره فجر و در آستانه سال نو، گویی به خواب زمستانی میروند و فروش فیلمها به شدت کاهش مییابد. اما نفس حضور چنین آثاری در سینمای ایران، نویدبخش بلوغ سینمای اجتماعی است که به جای سیاهنمایی، به دنبال نقد درونی و صیانت از آرمانهای عدالتطلبانه است. مدیران فرهنگی باید بدانند که رشد سینمای انتقادی در گرو اعتماد به هنرمندان متعهد است تا آنها بتوانند بدون واهمه از توقیف یا فشار، دردهای جامعه را به تصویر بکشند.
امید است که در آینده، فضا برای فیلمسازانی همچون اشکذری بازتر شود تا بتوانند با نگاهی تندتر و صریحتر با فساد مبارزه کنند. «رخ نیلو» اگرچه در فرم میتوانست منسجمتر باشد، اما به لحاظ محتوایی، قدمی رو به جلو برای سینمای تراز انقلاب به شمار میآید که دغدغهاش نه جشنوارههای خارجی، بلکه سفره و ایمان مردم است.