به نظر شما در شرایط امروز کشور، اهمیت حضور مردم در خیابانها را چگونه میشود تفسیر و تبیین کرد؟
بحث تهاجم نظامی و حملات، که عمدتاً بهصورت هوایی و موشکی انجام میگیرد، یک حلقه از تهاجم علیه ایران است. حلقه دیگر، بهکارگیری نیروهای تجزیهطلب، وابستگان به رژیم پهلوی، بقایای ساواک و منافقین، همچنین خانوادههای آنهاست؛ کسانی که در سالهای گذشته به ملت ایران خیانت کردند و در زمان جنگ با رژیم بعث عراق نیز همراه مهاجمان، از جمله صدام بودند.
دشمن در حلقه دوم سعی دارد با فعال کردن این گروهها در داخل کشور و ربط دادن این عناصر بهیکدیگر، فشار داخلی را افزایش دهد؛ اما درک بالای سیاسی ملت ایران، بهویژه در مقطعی که رهبر عظیمالشأن ما، حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای به شهادت رسیدند و کشور بدون رهبر، فرمانده سپاه، ستاد کل و وزیر دفاع بود، مردم با حضور گسترده خود در صحنه، تمام سناریوی دشمن را زمینگیر کردند.
میتوان گفت در شرایطی که فقدان رهبری وجود داشت، جامعه با درک درست از وضعیت و وظیفه خود چنان عمل کرد که خلأ فرماندهی را بهخوبی پر کرد. این نکته بسیار مهم و ارزشمند است و نشان میدهد سطح آگاهی و تجربه مردم ایران امروز بسیار بالاتر از گذشته است.
آیا دشمن پیشتر نیز برای اجرای این سناریو برنامهای را تدارک دیده بود؟ یا این برنامه همزمان با این جنگ میخواست شکل بگیرد؟
دشمن در فتنه ۱۸ و ۱۹ دی شرایط را برای امروز تدارک دیده بود؛ به این صورت که برای افزایش خسارات ناشی از حملات هوایی، در آن زمان به دست عوامل خود در داخل کشور اقدام به نابودی حدود ۱۵۰۰ آمبولانس و تعدادی قابل توجه از خودروهای آتشنشانی کرد. هدف آن بود که با از بین رفتن امکانات امدادی و آتشنشانی، خسارات وارده بر اثر حملات هوایی به حداکثر برسد و کشور از نظر امدادرسانی و کنترل بحران ناتوان شود. در آن زمان نیروهای وابسته به دشمن، از جمله منافقین و عناصر صهیونیستی (که عمدتاً طرفدار پهلوی یا وابسته به فرقه بهایی بودند)، در میدان حضور یافتند تا این سناریو را اجرا کنند.
بااین حال، ملت ایران در روز شهادت رهبر، بدون هیچ فراخوان رسمی از سوی سازمانها یا نهادهای دولتی، خودجوش به خیابانها آمدند؛ حتی پیش از طلوع آفتاب و بدون سحری. مردم با حضوری خودآگاه و مسئولانه، مانع از پیوند و هماهنگی میان حلقههای مختلف نقشه دشمن شدند. هرچند برخی فراخوانها، مانند دعوت دانشجویان دانشگاه تهران وجود داشت، اما آنچه تعیینکننده بود، فهم و درک عمومی مردم از هدف دشمن و اقدام بهموقع آنان بود که برنامه دشمن را کاملاً بیاثر کرد.
اینکه برخی از فرماندهان و مسئولان ما نوشتند: «ما میدان را داریم، شما خیابان را داشته باشید.» را چگونه میتوان تفسیر کرد؟ یا به طور کلی حضور مردم در خیابان چه تأثیری در بحث میدان دارد؟
حرکت در خیابانها که عوامل دشمن شکل میدادند، میتوانست آنها را به نقطهای برساند که با خشونت وحشیانه، فضای کشور را ملتهب کنند و در میان مردم ایران ایجاد رعب شود و دشمن بتواند با توان خود آن حرکتهای خیابانی را تکمیل کند. این الگو در همه حرکتها، از جمله حرکتهای کودتایی یکسان است. در ابتدا عوامل خشونتزا و محرک، فضایی رعبآور ایجاد میکنند تا نیروهای بیگانه بتوانند در ادامه، حرکت نظامی را دنبال کنند.
برای نمونه در کودتای ۲۸ مرداد، ابتدا مردم را با حرکتهای خیابانی دچار ترس کردند. عوامل فاسد و مزدور، مانند برخی از اراذل و اوباش، با حضور در خیابانها و اقدامات خشونتآمیز، زمینه کودتا را فراهم کردند. این خود، یک تجربه تاریخی مهم برای ملت ایران است. در همان کودتای ۲۸ مرداد، ترسی که ابتدا بهوسیله عوامل فاسد و وابسته به بیگانه ایجاد شدـ همان لمپنهاـ عامل اصلی خالی شدن میدان از مردم بود. بهطور دقیقتر، مثلاً «کمال جعفری» که به دستور دولت دکتر مصدق به دلیل همین رفتارهای خشونتآمیز دستگیر شده بود، از داخل زندان به چاقوکشهای شهر پیام داد که: «به خیابانها بریزید، رعب و وحشت ایجاد کنید، مردم را بترسانید.» همین اقدامات باعث شد زمانی که نیروی نظامی وارد میدان شد، دیگر مردم در برابرشان حضور نداشته باشند؛ از این رو بدون مزاحمت، حلقه نهایی کودتا را رقم زدند. ملت ایران این تجربه تاریخی را داشت. از اینرو، پیش از هر دعوت رسمی، خود مردم آگاهانه وارد میدان شدند.
به نظر شما این جمله سومین رهبرمعظم انقلاب که فرمودند: «شما مردم کشور را رهبری کردید» را میتوان ذیل این حرکت خودجوش تعریف کرد؟
بله! مردم خود نقش رهبری را ایفا کردند؛ هیچ شورا یا مرکزی آنان را دعوت نکرد. من خود شاهد بودم که مردم، بهمحض آگاهی از وضعیت، خودجوش به خیابانها آمدند. این حرکت، در واقع نوعی الهام بود؛ الهامی که از هدایتهای رهبر شهیدمان گرفته بودند. ماههای آخر حیات پربرکتشان، رهنمودهایی به ملت دادند که کاملاً از سوی مردم درک شد؛ بنابراین در فقدان رهبری، با همان هدایتها و راهبردها مسیر را ادامه دادند و توانستند دشمن را زمینگیر و ذلیل کنند. در همین حین، ماهیت کسانی که پیش از حمله نظامی دشمن دست به شرارت زده بودند و با نام گروه سیاسی، افراد سیاسی یا احزاب سیاسی بیانیههایی صادر کرده و این شرارتها را به مردم یا دولت نسبت میدادند، تا حد زیادی روشن شد. این بسیار مهم است که ما از مسائل اخیر تجربه اندوختیم و به نظر من، در فهم مسائل کلانی که دشمن علیه ما برنامهریزی کرده بود، بسیار مجرب شدیم.