▼ حرف روز
دست ایران برای هر اقدامی باز است
تجربه تاریخی نشان داده است که هیچ جنگی ماهیتی بیپایان ندارد. حتی طولانیترین و پیچیدهترین درگیری ها نیز در نهایت، یا از مسیر فرسایش میدانی و یا از طریق مذاکره و توافق سیاسی به نقطه پایان می رسند. از همین رو، طرح آتش بس و آغاز روند گفتگو برای دستیابی به یک توافق پایدار پدیدهای غیرمنتظره یا خارج از منطق تحولات جنگی محسوب نمیشود،بلکه بخشی طبیعی از فرآیند پایان یک منازعه است.
مرور شروط مطرح شده برای پایان درگیری نیز نشان می دهد بخش قابل توجهی از این موارد همان اهدافی است که از ابتدا به عنوان چارچوب مطلوب ایران برای پایان جنگ مطرح بوده است.
موضوعاتی همچون تضمین عدم تکرار حمله نظامی، رفع کلیه تحریمها، ایجاد ثبات و امنیت پایدار برای کشور، پرداخت غرامت و جبران خسارت های واردشده، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و پذیرش جایگاه ایران در معادلات منطقهای و رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز و...، همگی در زمره مطالبات کلیدی قرار میگیرند. تحقق و تثبیت رسمی چنین مواردی در قالب توافقات معتبر بینالمللی می تواند بخش مهمی از اهداف راهبردی دنبال شده در طول این بحران را محقق سازد.
در چنین شرایطی، ورود به مسیر مذاکره یا حتی پذیرش آتش بس موقت در چارچوب یک روند دیپلماتیک گسترده تر، لزوماً به معنای عقب نشینی یا تغییر مسیر نیست. واقعیت آن است که تداوم جنگ همواره با هزینه های سنگین انسانی، اقتصادی و امنیتی همراه است و هیچ کشوری از استمرار نامحدود یک درگیری منتفع نخواهد شد.
از اینرو، هر مسیری که بتواند دستیابی به اهداف اصلی را از طریق توافق سیاسی ممکن سازد، در چارچوب منطق راهبردی قابل بررسی و پیگیری است.
بدیهی است سرنوشت این روند به نتیجه نهایی مذاکرات گره خورده است. در صورت پذیرش و تثبیت رسمی این شروط در مجامع و سازوکارهای بینالمللی، می توان آن را دستاوردی راهبردی در جهت تثبیت امنیت و منافع ملی تلقی کرد. در مقابل، عدم تحقق این مطالبات نیز به معنای بسته شدن سایر گزینهها نخواهد بود و هیچ گزینه ای توسط ایران از روی میز حذف نشده است.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد دستیابی به نتیجهای است که امنیت، ثبات و منافع ملی و اقتصادی کشور را تضمین کند و این دوره طولانی از تنش و تقابل را به یک جمعبندی منطقی و پایدار برساند.(حسین نجفی)
▼ گزارش روز
نظم نوین منطقه ای در پرتو قدرت ایران
امروزه در محافل سیاسی و رسانهای رژیم صهیونی، دیگر خبری از هیاهوهای «پیروزی قاطع» نه در غزه، نه در لبنان و مهمتر از آن نه در ایران نیست. آنچه به گوش میرسد، طنین شکستِ دکترین امنیتی است که به اذعان تحلیلگران، نتانیاهو آن را بر پایهی دروغ و بزرگنمایی بنا کرده بود. یادداشت اخیر «بارک سِری»، سیاستمدار برجسته صهیونیست در وبسایت «والا» و گزارشهای افشاگرانه شبکه «اسرائیل نیوز»، پرده از دروغپردازیهای نتانیاهو به خصوص درباره ایران برمیدارند و اذعان میکنند: ایران نه تنها مهار نشده، بلکه اکنون به بازیگر اصلی و تعیینکننده معادلات آینده در منطقه تبدیل شده است.
اقدام نتانیاهو در سوق دادن جامعه صهیونی به سوی یک تقابل نظامی گسترده با ایران، بر پایه دو پیشفرض استراتژیک بنا شده بود:«فلجسازی توانمندیهای هستهای» و «انهدام زیرساختهای موشکی» ایران. با این حال، روند تحولات میدانی نشان دادند، هیچیک از این اهداف محقق نشدند.انتشار مقاله انتقادیِ شخصی چون «باراک سِری» در رسانههای عبری، حکایت از شکستِ پروژه مدیریت افکار عمومی نتانیاهو دارد؛ سِری با مأیوسکننده توصیف کردن وضعیت کنونی جامعه صهیونیستها، «اقتدارِ ادعایی» نتانیاهو را صرفاً نمایشی تبلیغاتی قلمداد میکند. اذعان به عدم موفقیت در عقبراندن حزبالله و بیاثر بودنِ راهبردهای مهار علیه تهران، بیش از آنکه یک موضعگیری جناحی باشد، نشاندهنده ابتلای رژیم به یک «بنبست ژئوپلیتیک» است.
رژیم صهیونی اکنون با نسخهای از ایران مواجه است که نه تنها در ساختار قدرت خود دچار تزلزل نشده، بلکه با بازیابی بازدارندگی فعال، توانسته است هزینههای تغییر موازنه را به طرف مقابل تحمیل کند.حضورِ مقتدرانه ایران در معادلات کنونی، نشاندهنده جابجایی در مرکز ثقل قدرت منطقه است؛ وضعیتی که در آن ایران، فراتر از یک کنشگر دفاعی، به عنوان طرفِ تعیینکننده در شطرنج مذاکره و میدان نبرد، شروط خود را با اتکا به نفوذِ راهبردیاش به آمریکا تحمیل میکند.
بزرگترین وحشت دشمن، بقای زیرساختهای حیاتی ایران است. اعتراف به اینکه ایران پس از این دو جنگ و همه آن ترورها همچنان روی برنامه هستهای خود پافشاری میکند، برای رژیم صهیونی غیر قابل تصور است. این یعنی نقشه آمریکا و رژیم صهیونی برای در هم شکستن ارادهی ایران با شکست روبهرو شده است. تلآویو و واشنگتن اکنون دریافتهاند که حتی با وجود حملات سخت علیه ایران، تداومِ بقا و ثباتِ ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، بهمنزله پیروزی راهبردی کشورمان است، این یعنی اینکه اکنون ایران است که با ترسیم چشمانداز آینده، در حال مهندسیِ نظم نوین منطقهای است.(بهرام بختیاری)
▼ خبر ویژه
بازار آمریکا در تله ژئوپلیتیک ایران
اکونومیست در گزارشی با اشاره به شرطی شدن اقتصاد آمریکا توسط ایران می نویسد:«بررسی ها نشان می دهد در یک ماه گذشته، شاخص بورس آمریکا، رفتاری شبیه به یک «واکنش شرطی» از خود نشان داده است؛ با خبر تشدید تنش از سوی ایران، شاخصها ریزش میکنند و با نشانههای کاهش تنش، جهش مثبت ثبت میشود. این الگو آنقدر تکرار شده که معاملهگران حرفهای والاستریت اکنون پیش از هر تصمیمی، خروجی اخبار ایران را رصد میکنند.دلیل این نفوذ راهبردی، وابستگی ساختاری اقتصاد آمریکا به امنیت انرژی خلیج فارس است.ایران با قرار گرفتن در گلوگاه تنگه هرمز، عملاً کلید صادرات نفت منطقه را در دست دارد. هر تهدید جدی از سوی تهران، مستقیماً به معنای افزایش قیمت بنزین و تورم در آمریکاست و بازار سهام بلافاصله واکنش نشان میدهد.»
▼ اخبار
زیرساخت های آسیب دیده در جنگ را با فناوری جدید می سازیم
علی مروی، رئیس اندیشکده کسب و کار شریف، در خصوص آتش بس و مذاکرات، گفت:«قرار است براساس متنی که ایران پیشنهاد داده مذاکره شود و قطعا ایران خطوط قرمزهای مهمی دارد و شروطی دارد که باید رعایت شود و اگر این طور شود به توافق صلح منجر می شود.حالا دو وضعیت وجود دارد اگر توافق حاصل نشود ممکن است جنگ ادانه یابد و اگر صلح شود باید بازسازی پسا جنگ را داشته باشیم.»وی ادامه داد:«در هر دو حالت نقش مردم بسیار کلیدی است و تا الان هم مردم حضور پرنگی در میدان داشته اند ولی برای موفقیت مامل این حضور مردم باید به میدان های دیگری نیز کشیده شود یکی از این میدان ها کمک مردم برای مدیریت و اداره بهتر کشور در شرایط جنگ و پسا جنگ است.» رییس اندیشکده کسب و کار شریف بیان داشت:«به هر حال جنگ هزینه دارد و اگر میخواهیم مقاومت مستمر داشته باشیم باید تأمین مالی جنگ صورت گیرد در این راستا صرفه جویی در مصرف انرژی می تواند مثمرثمر باشد این روش شیوه غیرمستقیم کمک مردم است اما همین روش به منزله پول نقد است،اگر می خواهیم فشار کمی به زیرساخت های کشور ایجاد شود صرفه جویی باید مدنظر قرار گیرد.»مروی افزود:«جنگ تحمیلی باعث شد در بیشتر رشته های مختلف دانش بومی خوبی توسعه دهیم از پزشکی گرفته تا حوزه وسایل فنی و مهندسی و مهندسی رزم. از تجربیات گذشته می توانیم در دوران بازسازی وارد شویم. امروز زیر ساخت هایی که ضربه خورده با فناوری جدید می سازیم و این تهدید را با استفاده از فناوری جدید به فرصتی تبدیل می کنیم.»
ترامپ مجبور به پذیرش شکست شد
جان مرشایمر، اندیشمند برجسته علوم سیاسی، گفت که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران شکست خورد.مرشایمر در تحلیلی بعد از اعلام آتشبس آمریکا با ایران، توضیح داد:«ترامپ نمیتواند در نردبان تنشافزایی بالا برود و پیروز شود، زیرا ایرانیها در هر مرحله میتوانند او را شکست دهند یا مانع پیشرویاش شوند. او اساساً هیچ راهی برای افزایش سطح تنش و در عین حال پیروزی در این جنگ ندارد.»وی با بیان اینکه ترامپ هیچ گزینه خروجی ندارد، اظهار داشت:«هیچ راهی برای خارج شدن از این وضعیت وجود ندارد که در نهایت به این تصویر منجر نشود که آمریکا شکست خورده است. البته اگر بخواهد شکست را بپذیرد، یک گزینه خروج وجود دارد، اما پذیرش شکست در این مقطع زمانی برای او از نظر سیاسی غیرممکن است.»این استاد علوم سیاسی همچنین افزود:«بنابراین اگر نتوانید به جنگ پایان دهید و نتوانید در نردبان تنشافزایی بالا بروید و برتری قاطع به دست آورید، در نهایت به کجا میرسید؟ نتیجه این است که در یک باتلاق گرفتار میشوید. و همانطور که شما گفتید، این وضعیت تا حد زیادی مرا به یاد جنگ ویتنام میاندازد.»
جنگ ایران زنگ بیدارباشی برای روابط با آمریکا بود
پیتر ریکتس، مشاور امنیت ملی سابق انگلیس، تأکید کرد که انگلیس باید ایده «رابطه ویژه» با آمریکا را «کاملاً فراموش کند».به گزارش ایندپندنت، ریکتس افزود که انگلیس دیگر نمیتواند به واشنگتن به عنوان یک متحد تکیه کند.مشاور امنیت ملی سابق انگلیس به رادیو بیبیسی ۴ گفت:«ایده رابطه ویژه را اکنون باید کاملاً فراموش کنیم. این یک رابطه معاملهای با واشنگتن است، مثل هر کشور دیگری.»ریتکس شرح داد با این که به اعتقاد او، مقامات پشت پرده همچنان با یکدیگر همکاری خواهند کرد، اما روابط در سطح بالا «به شکل باورنکردنی دشوار و پرتلاطم» بوده است.او افزود:«فکر میکنم واقعاً باید در این ایده تجدید نظر کنیم که آمریکا متحدی قابل اعتماد و مطمئن است که در بلندمدت بتوانیم روی آن حساب کنیم.»مقام امنیتی انگلیس شرح داد:«ما باید به اروپاییها نزدیکتر شویم، باید بفهمیم چگونه در دنیایی زندگی کنیم که منافع آمریکا از اروپا دور شده است و دیگر نمیتوانیم روی نوع رابطهای که در ۵۰ سال حضورم در امور خارجه با آمریکا داشتهایم، حساب کنیم.»
▼ اخبار کوتاه
◄هیأت وزیران در مصوبهای تازه، اختیارات ویژهای را برای مدیریت بازار طلا، اسکناس و نظامهای پرداخت به بانک مرکزی واگذار کرد. بر اساس این مصوبه، بانک مرکزی میتواند در این حوزهها با استفاده از سازوکار «ترک تشریفات» اقدامات لازم را برای مدیریت بازار انجام دهد.در بخش دیگری از این مصوبه، تسهیل فرآیند رفع مسدودی حسابهای مرتبط با چکهای برگشتی برای کارسازی ارقام چک تا پایان شهریور ۱۴۰۵ پیشبینی شده است.همچنین طبق این تصمیم، سود ناشی از تسعیر ارز صندوق توسعه ملی از مالیات معاف خواهد بود.
◄پس از گذشت چند ساعت از انتشار خبر آتشبس موقت میان ایران و ایالات متحده و گزارشهایی درباره بازگشایی تنگه هرمز، دادههای نقشههای آنلاین ترافیک دریایی نشان میدهد بخش عمده شناورهایی که هماکنون در حال حرکت در این مسیر هستند، تحت مالکیت یا پرچم ایران قرار دارند و تنها مورد قابل مشاهده دیگر، یک کشتی متعلق به چین است.در همین حین اخباری مبنی بر گرفتن یک دلار بر روی هر بشکه نفت به صورت رمزارز از سوی ایران نیز باعث مثبت شدن بازار رمزارز شده است.
◄امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه، خواستار توقف حملات رژیم صهیونی به لبنان شد.ماکرون بعد از تماس تلفنی با رؤسای جمهور آمریکا و ایران، در صفحه رسمی خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت که آتشبس بین دو کشور باید لبنان را نیز شامل شود.وی در اینباره توضیح داد:«من ابراز امیدواری کردم که آتشبس توسط هر یک از طرفین درگیر، در تمام مناطق درگیری، از جمله در لبنان، کاملاً رعایت شود. این شرط لازم برای معتبر و پایدار بودن آتشبس است.»
◄جلال موسوی، نایبرئیس کانون کامیونداران، با تأکید بر اینکه شبکه حملونقل جادهای کشور همچنان پایدار باقی مانده، اعلام کرد که رانندگان کامیون با وجود تمامی تهدیدات، لحظهای جادهها را خالی نگذاشتهاند.وی ضمن تأیید گزارشهای پراکنده از خسارات محدود، تصریح کرد که این آسیبها خللی در اراده کامیونداران برای خدمترسانی ایجاد نکرده است.
◄نشریه «میلیتری تایمز»، گزارش داد:«مردان جوان واجد شرایط در سراسر ایالات متحده از دسامبر ۲۰۲۶ به صورت خودکار برای اعزام به خدمت در ارتش ثبتنام میشوند.» آخرین باری که چنین اقدامی در آمریکا انجام گرفت، در طول جنگ ویتنام در دهه ۷۰ میلادی بود.
◄بسته حمایتی دولت برای احیای بنگاه های آسیب دیده تصویب شد در این بسته نرخ سود تسهیلات واحدهایی که به تعهد حفظ اشتغال پایبند نباشند ۳۵ درصد خواهد بود.