اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد که بیش از نیم میلیارد دلار ارز دیجیتال تتر مرتبط با ایران را مسدود کرده است. این موضوع یک سؤال بزرگ ایجاد میکند که مگر قرار نبود دنیای بلاکچین و رمزارزها، دنیایی آزاد و خارج از دسترس دولتها باشد؟ اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرد که بیش از نیم میلیارد دلار ارز دیجیتال تتر مرتبط با ایران را مسدود کرده است. این موضوع یک سؤال بزرگ ایجاد میکند که مگر قرار نبود دنیای بلاکچین و رمزارزها، دنیایی آزاد و خارج از دسترس دولتها باشد؟ ماجرا از چه قرار است؟
برای فهمیدن این ماجرا، باید یک تصویر ذهنی را دور بریزیم: تصور یک پول جادویی ناشناس و گمنام. داستان از اینجا شروع شد که خیلیها فکر میکردند تراکنشهای بیتکوین و تتر مثل رد و بدل کردن اسکناس بین دو نفر در یک اتاق تاریک است که هیچ دوربینی هم آن را نمیبیند. اما واقعییت ماجرا تنها این نیست.
بلاکچین مثل یک دفتر کل شیشهای و شفاف است که همه دنیا میتوانند داخل آن را نگاه کنند. هر تراکنش، از یک کیف پول به کیف پول دیگر، برای همیشه در این دفتر ثبت میشود و هیچوقت پاک نمیشود. درست مثل یک ردپای دیجیتالی که با جوهر دائمی روی یک پیادهرو ثبت شده باشد. حالا شرکتهای امنیتی و اطلاعاتی کاربلد، فقط کارشان این است که این ردپاها را دنبال کنند تا به صاحب کفشها برسند.
پاشنه آشیل اصلی هم جایی است که کمتر به آن میشود. شاید خود شبکه بلاکچین قابل خاموش شدن نباشد، اما برای استفاده از این پولها در دنیای واقعی، نیاز به تبدیلشان به پول نقد یا استیبلکوینهای معروفی مثل تتر دارید. اینجاست که شرکت خصوصی تتر یا صرافیهای بزرگ وارد عمل میشوند. دولت آمریکا رفت با شرکت تتر ارتباط گرفت و گفت فلان کیف پولها را مسدود کن... به همین سادگی.
پس ماجرا یک جنگ تمامعیار فناورانه نیست. یک بازی موش و گربه است. هر بار یک کیف پول مسدود میشود، بلافاصله یک کیف پول جدید ساخته میشود. اما نکته اینجاست که پناهگاه امن و شکستناپذیر هم دیگر وجود ندارد. بلاکچین شاید آزادیهای تازهای به همراه آورده باشد، اما تبدیل شدنش به ابزاری کاملاً خارج از دسترس دولتها، افسانه است. شبکه بلاکچین و رمز ارزها همان زرق و برق استثمار نوین است. از حالا برای دور زدن تحریم، خیلی هم نمیتوان روی شبکه بلاکچین و استیبلکوینها تمرکز و تکیه داشت.