سینمای ایران در سالهای اخیر، بارها میان دو لبه قیچی «سینمای جشنوارهپسند سیاه» و «کمدیهای سطحی» گرفتار شده است. در این میان، خلأ آثاری که نبض جامعه را در لحظات حساس تاریخی ثبت کنند، به شدت احساس میشد. محمدحسین مهدویان با فیلم «نیمشب»، این سکوت را شکسته و نخستین اثر سینمایی درباره جنگ ۱۲ روزه و تقابل مستقیم با رژیم منحوس صهیونیستی را روی پرده آورده است؛ فیلمی که فراتر از یک گزارش جنگی، پرترهای از عزت و ایستادگی یک ملت است.
داستان «نیمشب» در بازه زمانی فشرده یک شب تا صبح روایت میشود. تهران زیر باران موشکهای دشمن است و یکی از این موشکها، عملنکرده در نقطهای حساس از شهر فرود میآید. مهدویان با وفاداری به سبک بصری خاص خود، یعنی «دوربین لرزان و مستندگونه»، مخاطب را نه به مثابه تماشاگر، بلکه به منزله یک شاهد عینی به میانه واقعه میبرد. این فرم ملتهب، ضربان قلب مخاطب را با ثانیهشمار خنثیسازی موشک هماهنگ میکند.
یکی از هوشمندانهترین تصمیمات کارگردان، دوری از ستارههای گرانقیمت و استفاده از بازیگران غیرچهره است. این انتخاب، مرز میان واقعیت و درام را برداشته است. در «نیمشب» ما با قهرمانان شنلپوش روبهرو نیستیم؛ قهرمانان فیلم همان همسایهها، پرستاران و رهگذرانی هستند که در کوچهپسکوچههای شهر میبینیم. این «مردممحور بودن» موجب شده است تا مخاطب پارهتن خود و سرزمینش را در قاب تصویر جستوجو کند.
در دنیایی که هنر متعهد مدام با برچسب «شعارزدگی» نواخته میشود، مهدویان موضعی قاطع دارد: «از بس شعار ندادیم، مردم ما ایران را نمیشناسند.»، اما هنر بزرگ «نیمشب» اینجاست که در تله کلیشه سقوط نمیکند. فیلم اگرچه از وطندوستی میگوید، این پیام را در لایههای دراماتیک داستان نهادینه کرده است. هر چند فیلمنامه دچار نقاط ضعفی است؛ چه در شخصیتپردازی قهرمان فیلم که وجوه شغلی و تخصص او در چک و خنثی کمرنگ است و چه در بخشی که تقابل میان برخی نیروهای دفاعی و امنیتی القا میشود، اما کارگردانی و فضاسازی این ضعفها را تاحدودی پوشش داده است.
نکتهای که موجب شده است تا «نیم شب» از فیلمی محدود به جنگ ۱۲ روزه و یک اثر صرفاً جاسوسیـ امنیتی فراتر برود و فیلمی تأویلپذیر درباره امروز و شرایط جنگ تحمیلی سوم باشد، این است که به ویترینی از نمایش وحدت یک جمع متکثر به عشق ایران تبدیل شده است. از اقوام مختلف تا اقلیتهای دینی، همه در لحظه بحران کنار هم ایستادهاند. مهدویان به زیبایی تصویر میکند که وقتی سایه تهدید دشمن بیگانه بر سر «ایران» سنگینی میکند.
این فیلم ادای دینی است به تمام گمنامانی که در شبهای پرالتهاب موشکباران، چراغ امید را در دلهای مردم روشن نگه داشتند.
مهدویان با «نیم شب» هنرمندانه از دل تاریکی به روشنایی میرسد. تولد یک نوزاد در میانه دلهره، خنثی شدن تهدید و لبخند زنی که به افق روشن پس از جنگ خیره شده، نمادی از فرداهای روشن این سرزمین است. «نیمشب» روایتگر «صبحی» است که پس از شبی سخت فرا میرسد؛ فیلمی که به یاد میآورد در اوج خطر، ما همواره «یک ملت» هستیم.