در چنین شرایطی، مقابله با گرانفروشی دیگر فقط وظیفه دولت یا دستگاههای نظارتی نیست؛ بلکه نیازمند شکلگیری یک «ائتلاف اجتماعی» میان مردم و رسانههاست؛ ائتلافی که بتواند بازار را در برابر افکار عمومی پاسخگو کند. در هر جامعهای، بازار تنها محل تبادل کالا نیست؛ بلکه یکی از مهمترین میدانهای اعتماد عمومی است. زمانی که مردم احساس کنند قیمتها بیضابطه افزایش مییابد، برخی فروشندگان بدون پاسخگویی سودهای غیرمتعارف کسب میکنند و نهادهای رسمی در کنترل بازار ناتواناند، مسئله صرفاً اقتصادی باقی نمیماند؛ بلکه به بحران ادراک عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش اعتماد ملی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، مقابله با گرانفروشی دیگر فقط وظیفه دولت یا دستگاههای نظارتی نیست؛ بلکه نیازمند شکلگیری یک «ائتلاف اجتماعی» میان مردم و رسانههاست؛ ائتلافی که بتواند بازار را در برابر افکار عمومی پاسخگو کند.
واقعیت آن است که هیچ نظام نظارتی، حتی با گستردهترین ساختارهای اداری، بدون مشارکت مردم قادر به کنترل کامل بازار نیست. تخلف اقتصادی معمولاً در نقاطی رخ میدهد که چشم ناظر رسمی حضور ندارد؛ اما مردم، هر روز و هر ساعت در متن بازار زندگی میکنند. آنان نخستین کسانی هستند که افزایش غیرمنطقی قیمتها، احتکار، کمفروشی، تبانی یا سوءاستفاده از شرایط روانی جامعه را مشاهده میکنند؛ بنابراین اگر این تجربه عمومی به یک جریان رسانهای سازمانیافته تبدیل شود، قدرت بزرگی برای اصلاح بازار شکل میگیرد.
در این میان، رسانه نقشی فراتر از اطلاعرسانی صرف دارد. رسانه میتواند «چشم اجتماعی جامعه» باشد؛ یعنی میان تجربه پراکنده مردم و مطالبه عمومی پیوند ایجاد کند. بسیاری از تخلفات اقتصادی زمانی مهار میشوند که از فضای پنهان بازار خارج شده و در معرض افکار عمومی قرار گیرند. گرانفروشی تا زمانی سودآور است که هزینه اجتماعی نداشته باشد؛ اما هنگامی که رسانه تخلف را برجسته میکند، نام برند یا شبکه متخلف را در معرض قضاوت عمومی قرار میدهد و روایت مردم را بازتاب میدهد، هزینه اعتباری، حیثیتی و اجتماعی تخلف افزایش مییابد. در چنین وضعی، بازار ناچار میشود به افکار عمومی پاسخ دهد.
ائتلاف رسانه و مردم علیه گرانفروشی، در حقیقت نوعی «نظارت اجتماعی» است؛ مدلی که در بسیاری از کشورهای جهان مکمل نظارت دولتی شده است. در این الگو، مردم فقط مصرفکننده منفعل نیستند؛ بلکه به کنشگران اجتماعی تبدیل میشوند. ارسال گزارشهای مردمی، ثبت تخلفات، مقایسه قیمتها، انتشار تجربههای واقعی خرید و مشارکت در کمپینهای مطالبهگری، همه بخشی از این قدرت اجتماعی است. رسانه نیز این دادههای پراکنده را به روایت عمومی، مطالبه جمعی و فشار اجتماعی تبدیل میکند.
البته این نقش رسانه زمانی مؤثر است که از هیجانزدگی، سیاهنمایی و برخوردهای مقطعی فاصله بگیرد. مبارزه رسانهای با گرانفروشی نباید به ایجاد هراس اقتصادی یا بیاعتمادی عمومی منجر شود. هدف، تخریب کلیت بازار نیست؛ بلکه سالمسازی آن است. رسانه حرفهای باید میان تولیدکننده سالم و سودجوی متخلف تفاوت قائل شود. همانگونه که تخلف را افشا میکند، باید از کسبوکارهای منصف، تولیدکنندگان مسئول و فروشندگان قانونمدار نیز حمایت رسانهای کند. جامعه زمانی به سمت اصلاح حرکت میکند که «هزینه تخلف» افزایش و «پاداش انصاف» نیز تقویت شود.
از سوی دیگر، رسانه میتواند با آموزش عمومی، مردم را به مصرفکنندگان هوشمند تبدیل کند. بخش مهمی از گرانفروشی بر بستر ناآگاهی مصرفکننده شکل میگیرد. آموزش حقوق مصرفکننده، تبیین سازوکار قیمتگذاری، معرفی شیوههای گزارش تخلف و ارتقای سواد اقتصادی جامعه، از مهمترین ابزارهای رسانه در این میدان است. مردمی که آگاه باشند، کمتر قربانی فریب بازار میشوند و قدرت بیشتری برای مطالبهگری خواهند داشت.
نکته مهم دیگر آن است که گرانفروشی فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه مسئلهای اخلاقی و اجتماعی نیز هست. بازاری که در شرایط فشار معیشتی مردم، سودجویی را بر انصاف ترجیح میدهد، در واقع پیوند اخلاقی خود با جامعه را تضعیف میکند. رسانه میتواند این بُعد اخلاقی را نیز احیا کند؛ یعنی فرهنگ انصاف، مسئولیت اجتماعی و وجدان اقتصادی را به مطالبه عمومی تبدیل نماید. جامعهای که در آن گرانفروشی نه فقط تخلف قانونی بلکه «ضدارزش اجتماعی» تلقی شود، ظرفیت بیشتری برای کنترل بازار خواهد داشت.
امروز بیش از هر زمان دیگری، قدرت رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی امکان شکلگیری این ائتلاف اجتماعی را فراهم کرده است. اگر این ظرفیت بهدرستی سازماندهی شود، مردم میتوانند از تماشاگران منفعل بازار به ناظران فعال اقتصاد تبدیل شوند. در چنین شرایطی، بازار دیگر تنها با قانون مواجه نیست؛ بلکه هر لحظه زیر نگاه افکار عمومی قرار دارد. این همان نقطهای است که رسانه و مردم، در کنار یکدیگر، میتوانند به بزرگترین قدرت بازدارنده در برابر گرانفروشی تبدیل شوند؛ قدرتی که نه بر اجبار صرف، بلکه بر آگاهی، مطالبهگری و مسئولیت اجتماعی استوار است.