تقویم تاریخی معاصر نشان میدهد، آمریکاییها پس از واقعه تیرماه سال ۱۳۳۱ در موضع ضعف و انفعال قرار گرفتند و همواره به دنبال خروج از این وضعیت بحرانی بودند. در این مدت (از ۳۰ تیرماه ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) آنها تلاش کردند با استفاده از عوامل بیرونی و پیاده نظام داخلی، دولت ملی ایران را از قدرت خارج کرده و خودشان در حاکمیت ایران جای بگیرند. در این مختصر به چند اقدام اشاره میشود:
۱ ـ کارگردان اصلی و پشت پرده آمریکا در ایران شخصی به نام «کرمیت روزولت» بود؛ فردی آمریکایی که در بین سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ مسئول سازماندهی و آموزش در شهربانی ایران بود. وی به دلیل این سوابق، اطلاعات بسیاری از اوضاع سیاسی داخل کشور داشت و مهرههای مورد نظر آمریکا برای کودتا را میشناخت. گفتنی است، وی در جریان همین کار با اردشیر زاهدی آشنا شد. ۲ ـ ستاد اجرائی کودتاچیها در محل سفارت آمریکا در ایران تشکیل و مستقر شده بود که «کرمیت روزولت» و «شوارتس کف» و زاهدی هم در این طرح دخالت داشتند. به عبارتی، مقدمات کار فراهم شده و از نظر سیاسی زمینهسازی کامل به عمل آمده بود. از نظر اجتماعی نیز جریان بر هم زننده، ایجاد هرج و مرج داخلی را در دستور کار داشت تا از نظر ذهنی، همه برای استقرار یک حکومت نظامی آماده شوند. ۳ ـ ستاد اجرائی کودتاچیان برای طرحریزی نشست اراذل و اوباش ـ که از مدتها قبل سازماندهی شده بودند ـ از جمله شعبان بیمخ و دار و دستهاش برنامهریزی کرد. آنها با دریافت مبلغی پول، وظیفه داشتند نظم اجتماعی را برهم بزنند، علیه مصدق شعار بدهند و از شاه که عنصر اصلی آمریکاییها در ایران بود، حمایت کنند و در زمان مناسب به کف خیابانها بیایند. ۴ ـ از ضعفهای دولت ملی برای مقاصد آنها استفاده شد. اگر به بافت و ترکیب کابینه دولت ملی با نخستوزیری دکتر مصدق نگاهی داشته باشیم، میبینیم که اعضا عمدتاً هویت آمریکایی یا انگلیسی دارند، به طوری که یکی از نمایندگان مجلس وقت فریاد میزند که «من دو تا رأی میدهم؛ یکی رأی سفید به خود مصدق و یکی هم رأی کبود به کابینه مصدق.» برای نمونه برای وزارت کشور، از زاهدی نام برده میشود که از عوامل «سیا» و از سرمداران و طراحان کودتای ۲۸ مرداد بود. ۵ ـ انگلیسیها و عوامل آن هم در کودتا و هم در نفاقافکنی با استفاده از سیاست تفرقه بینداز و حکومت بکن نقش مسلمی داشتند. باید گفت، آمریکاییها در این زمینه به انگلیسیها نیاز داشتند؛ چرا که به تنهائی قادر نبودند دولت ملی را شکست بدهند؛ لذا از تجربیات انگلیسیها استفاده کردند. ۶ ـ طولی نکشید که همه عوامل دستاندرکاران کودتای ۲۸ مرداد شکست خوردند. آمریکاییها که به دنبال خروج از انفعال بودند هم راه به جایی نبردند و از ملت انقلابی ایران چنان ضربات پیدرپی خوردند که در مباحث بعدی یادآور خواهیم شد.