صبح صادق >>  تاریخ >> صفحه تاریخ
تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۳۸۸۲۰۰
نگاهی به حضور استعمارگران در قاره آمریکا

سقوط پایتخت باستانی امپراتوری اینکاها، «کوزکو» نه یک فتح صرف، که نمایشی از خشونت و نیرنگی حساب‌شده بود که در تاریخ بشریت کم‌نظیر به نظر می‌رسد. این رویداد هولناک، چنان شباهت غم‌انگیزی به سرنوشت تنوچتیتلان، پایتخت آزتک‌ها در مکزیک داشت که گویی تقدیر دنیای جدید، با طعم باروت و شمشیر فاتحان رقم خورده بود. بدین‌سان، بزرگ‌ترین و منظم‌ترین تمدن نیم‌کره جنوبی قاره آمریکا که روزگاری قلمروش از ارتفاعات سرسبز کلمبیا تا دشت‌های پاتاگونیا و بیابان‌های خشک آرژانتین امتداد داشت، در برابر چشمان مات‌زده مردمانش برای همیشه محو شد.

این امپراتوری عظیم که آن را با جاده‌هایی به درازای هزاران کیلومتر، معماری بی‌همتا و کشاورزی تراس‌بندی شده می‌شناختند، با اقدامات مردی از جنس تاریکی به نام «فرانسیسکو پیسارو» به زانو درآمد. او که یک فاتح اسپانیایی بود، نه با شرافت یک سرباز، که با حیله‌گری یک روباه و قساوت یک گرگ وارد این سرزمین مقدس شد. پیسارو و سربازانش در حالی وارد قلب امپراتوری اینکا‌ها شدند که امپراتوری بر اثر جنگ داخلی بر سر جانشینی و بیماری‌های همه‌گیری (مثل آبله) که سفیدپوستان وارد کرده بودند، به شدت تضعیف شده بود.

اما شاید بتوان نقطه اوج این تراژدی را خیانتی دانست که در میدان عمومی کاخ‌ها رخ داد. اسناد معتبر تاریخی از واقعه‌ای هولناک حکایت دارند: پیسارو برای آنکه ریشه‌های مقاومت را برای همیشه بخشکاند، نقشه‌ای شیطانی طرح کرد. او والاترین جنگاوران، نجیب‌زادگان و خردمندترین فرماندهان نظامی امپراتوری اینکا را به بهانه صلح و برادری به ضیافتی باشکوه در قلب کوزکو دعوت کرد. اینکا‌ها که هنوز به مفاهیمی، چون مهمان‌نوازی و شرافت پایبند بودند، با بهترین جام‌های زرین خود در این مجلس حاضر شدند.

اما جای شراب، آرسنیک در جام‌های‌شان ریخته شده بود. فاتحان اسپانیایی که از هرگونه انسانیت تهی شده بودند، آرسنیک را در نوشیدنی مراسمی آنان حل کردند. این قتل‌عام پنهان، چنان با دقت و قساوت تمام اجرا شد که در یک شب، ستون‌های فکری و نظامی یک تمدن کهن فرو ریخت. اجساد بی‌جان خردمندترین چهره‌های علمی و نظامی قوم اینکا، در همان حال که جام‌های مرگ از دستان‌شان بر زمین نمناک غلتیده بود، پایان یک عصر طلایی را رقم زد.

پس از این خیانت بزرگ، شهر مقدس کوزکو غارت و ویران شد. معابد زراندود خورشید به کلیسا‌های کاتولیک تبدیل شدند و دیوار‌های عظیم سنگی که تا ابد برای مقاومت ساخته شده بودند، حالا شاهد ذوب شدن تمدنی بودند که خالق‌شان بود. با مرگ فرماندهان و خردمندان، دیگر هیچ نیروی منسجمی برای سازماندهی مقاومت باقی نماند. امپراتوری پهناور اینکا‌ها که میراث‌دار هزاران سال فرهنگ و دانش بومی بود، نه در یک نبرد شرافتمندانه، که در یک مهمانی مسموم و با دستان خیانتکارانه تاریخ به پایان رسید.