کشتار در سرزمین سرخپوستان داستانی است که نمونه آن را تاریخ به خاطر ندارد. تخمین زده میشود، در قرن شانزدهم میلادی طی یک نسل بعد از ورود «کریستف کلمب»، حدود ۱۵ میلیون بومی آمریکایی در سراسر جزایر کارائیب نابود شده باشند؛ این همان نسلکشی است؛ یعنی کشتار کل مردم یک نژاد در مقیاس وسیع. پیریزی این جنایت، سیاستهای نابودگرانه اروپاییها را بنا گذاشت که با استناد به آنها حذف حدود ۱۰۰ میلیون بومی آمریکا را در کل نیمکره غربی توجیه کردند. با هر معیاری که حساب کنیم، کشتاری با این رقم، یک هولوکاست به حساب میآید!
در آغاز قرن شانزدهم، بومیان ۹۹ درصد جمعیت آمریکای لاتین و کارائیب را تشکیل میدادند که امروز این رقم به ۳۰ درصد کاهش یافته است. در کشورهایی که بالاترین درصد جمعیت بومی را دارند (پرو، مکزیک، گواتمالا، بولیوی و اکوادور) این رقم بیشتر از ۲۷ درصد نیست. اکنون ۷۷۰ تیره از بومیان، در آمریکای لاتین و کارائیب وجود دارد؛ ولی جمعیت هیچ یک از آنان، از ۵۰۰۰ نفر تجاوز نمیکند. آنها جزء محرومان هستند و به حاشیه رانده شده و غرق در بینوایی هستند. ملاکان، صاحبان معادن و شرکتهای چند ملیتی، آنها را به طمع تصرف زمینهایشان، همچون حیوان قابل شکار دنبال میکنند و به زور از آن فراری میدهند.
«ماریا پائز ویکتور» استاد مطالعات آمریکای لاتین و کارائیب، در دانشگاه تورنتوی کانادا میگوید: «این زنان سفیدپوست نبودند که با مردان بومی و یا سیاه ازدواج کرده و یا در آمیخته و تولید مثل میکردند. بلکه فقط این سفید مذکر سلطهگر بود که زنان را، اغلب به عنوان زنان غیر عقدی، از میان زنان برده بومی و سیاه انتخاب و تملک میکرد. خود من از سلاله مستقیم یک برده مولاتو هستم. نام جده مادری منـ سه نسل قبلـ «فیلپا لوسنا» بود. پس از به دنیا آوردن پسری با رنگ روشنتر، توسط نیای ملاک من آزاد شد. سپس نیای منـ لطف کردهـ این پسر را وارث خود نامید».
در دلنوشته یکی از افراد قبیله شاونی در وصف جنایات اروپاییها بیان شده است: «امروز کجاست قبیله پکوت؟ کجا هستند قبایل ناراگانست، موهیکان، پوکانوکت و بسیاری از قبایل دیگر ملت ما که پیش از این آن همه نیرومند بودند؟ آنان در زیر یوغ سفیدپوستان چنان ناپدید شدند که برف در برابر خورشید آب میشود. آیا بیآنکه به مقابله برخیزیم و مقاومت کنیم، خواهیم گذاشت که ملت ما از بین برود؟ آیا خانه و زندگی خود و سرزمین خود را که «روح بزرگ» به ما عطا فرموده است، و نیز گور مردگان خود و آنچه را برای ما عزیز و مقدس است رها خواهیم کرد؟ میدانم که شما هم همصدا با من فریاد برخواهید آورد، «هرگز! هرگز!»».