صبح صادق این نوشتار را صرفاً جهت اطلاع مخاطبان منتشر میکند/*
در روزهای اخیر، صحنهای در خیابانهای تهران شکل گرفت؛ رزمایش دختران جانفدای ایران، تلاشی برای بازتعریف نقش زنان در چارچوبی که همزمان عناصر سنتی و مدرن را در هم میآمیزد.
با این حال، این نمایش را نمیتوان صرفاً در سطح یک حرکت خودجوش یا حتی نظامی تحلیل کرد. واقعیت آن است که زنان در ساختار رسمی نیروهای مسلح ایران امکان حضور در نقشهای رزمی را ندارند و مشارکت آنها عمدتاً در قالب نهادهای داوطلبانهای، مانند بسیج تعریف میشود که بیشتر کارکردی در حوزههای امنیت داخلی و اجتماعی دارد. از این منظر، آنچه در این رژه دیده شد، بیش از آنکه بیانکننده یک تغییر ساختاری باشد، بازنمایی نمادینی از مشارکت است که کارکردی در تقویت انسجام داخلی و بسیج افکار عمومی دارد.
همزمان نمیتوان این رویداد را جدا از زمینههای اجتماعی و سیاسی داخلی تحلیل کرد. چالشهای گسترده در حوزه پوشش و سبک زندگی زنان، که در سالهای اخیر به یکی از کانونهای اصلی تنش اجتماعی تبدیل شده، همچنان پابرجاست و خاطره ناآرامیهای سراسری سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) پس از درگذشت مهسا امینی هنوز در ذهن جامعه زنده است. در چنین بستری، نمایش حضور فعال و داوطلبانه زنان در عرصههای شبهنظامی، میتواند تلاشی برای بازسازی تصویر عمومی و ایجاد نوعی همگرایی میان حاکمیت و بخشی از جامعه تلقی شود. از سوی دیگر، روایتهایی مانند درخواست یک دختر بچه برای ساخت «موشک صورتی» و بازنمایی آن در رسانهها، نشان میدهد که چگونه عناصر احساسی و نمادین بهکار گرفته میشوند تا پیامهای سیاسی و ایدئولوژیک در قالبی نرمتر و قابلپذیرشتر منتقل شوند. با این حال، ابهام درباره عملیاتی بودن چنین نمادهایی نیز نشان میدهد مرز میان واقعیت و نمایش در اینگونه رویدادها تا چه اندازه سیال است.
در مجموع، آنچه در این رژه مشاهده شد، ترکیبی از نمایش قدرت، مدیریت تصویر و تلاش برای بازتعریف نقش اجتماعی زنان در وضعیتی پیچیده و چندلایه است. در عین حال، اینگونه نمایشها نشان میدهد چگونه روایتسازی رسمی میکوشد میان هویت ملی، نقشهای جنسیتی و ضرورتهای امنیتی پیوندی معنادار برقرار کند. پیوندی که هدف آن تقویت مشروعیت در داخل و ارسال پیام بازدارندگی در خارج است، هرچند میزان اثرگذاری آن بر افکار عمومی همچنان محل تردید و بحث باقی مانده است. *نشریه انگلیسی telegraph