صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۳۹۱۳۶۳
پایگاه بصیرت / نوید کمالی

صبح صادق این یادداشت را صرفاً برای اطلاع مخاطبان منتشر می‌کند/*

کاهش دوقطبی‌سازی افراطی، امروز به یکی از مهم‌ترین الزامات حفظ ثبات سیاسی و کارآمدی نظام‌های مردم‌سالار تبدیل شده است. شکاف‌های سیاسی عمیق، جامعه را به اردوگاه‌هایی متخاصم تقسیم می‌کند که نه‌تنها حاضر به مصالحه نیستند، بلکه مشروعیت و حق حکمرانی رقیب را نیز زیر سؤال می‌برند. تجربه سال‌های اخیر آمریکا، از حمله به کنگره در ۶ ژانویه گرفته تا ناتوانی در مواجهه هماهنگ با بحران‌هایی، چون همه‌گیری کرونا و تغییرات اقلیمی، نشان داده است که تداوم این وضعیت می‌تواند بنیان‌های انسجام ملی و ظرفیت تصمیم‌گیری جمعی را تضعیف کند. پژوهشگران علوم سیاسی و نظریه‌پردازان سیستم‌های پیچیده در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند بفهمند چه عواملی جامعه را به سمت قطبی شدن سوق می‌دهد و آیا می‌توان این روند را متوقف یا معکوس کرد.

یکی از یافته‌های مهم این مطالعات آن است که «تحمل‌پذیری» اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای در جلوگیری از افراطی شدن فضای سیاسی دارد. هرچه افراد بتوانند طیف گسترده‌تری از دیدگاه‌های متفاوت را قابل پذیرش بدانند، احتمال شکل‌گیری شکاف‌های خطرناک کاهش می‌یابد. در مقابل، زمانی که سطح تحمل پایین باشد، حتی اختلاف‌نظر‌های محدود نیز به واگرایی شدید و خصومت سیاسی تبدیل می‌شود. نکته مهم اینجاست که صرف قرار گرفتن در معرض دیدگاه‌های متفاوت، لزوماً به افزایش مدارا منجر نمی‌شود. برخلاف تصور رایج، شبکه‌های اجتماعی و فضا‌های رسانه‌ای باز همیشه به نزدیکی گروه‌های گوناگون کمک نمی‌کنند؛ بلکه در بسیاری از موارد، برخورد مستقیم با دیدگاه‌های متضاد، شکاف‌ها را عمیق‌تر کرده و واکنش‌های احساسی و دفع‌کننده ایجاد می‌کند. تجربه توئیتر و سایر شبکه‌های اجتماعی نشان داده که مواجهه دائمی با طیف متنوعی از ایدئولوژی‌ها، بدون وجود بستر‌های گفت‌وگوی سازنده و همدلانه، می‌تواند به تشدید افراط‌گرایی بینجامد.

پژوهش‌های جدید همچنین نشان می‌دهد، حتی مشوق‌های ضعیف برای حمایت از مواضع غیر افراطی اثر قابل توجهی در مهار دوقطبی‌سازی دارد. انسان‌ها صرفاً بر اساس تعلقات ایدئولوژیک تصمیم نمی‌گیرند، بلکه منافع اقتصادی، اجتماعی و حرفه‌ای نیز بر رفتار سیاسی آنان اثر می‌گذارد. برای نمونه، صاحبان کسب‌وکار، معلمان یا گروه‌های شغلی مختلف، اغلب مواضعی اتخاذ می‌کنند که با منافع مستقیم آنان مرتبط است، حتی اگر این مواضع کاملاً منطبق بر قطب‌بندی‌های سیاسی رایج نباشد. همین گرایش‌های محدود، اما مداوم به سمت مواضع میانه، می‌تواند مانع سقوط جامعه به ورطه افراط‌گرایی شود.

*اندیشکده بروکینگز