اسناد تازه از طبقهبندی خارج شده دولت بریتانیا نشان میدهد، لندن طی جنگ سرد، شبکهای گسترده از عملیات «تبلیغات سیاه» را در آفریقا، خاورمیانه و بخشهایی از آسیا هدایت میکرد؛ عملیاتی که هدف آن بیثباتسازی رقبای ژئوپلیتیکی، تشدید تنشهای نژادی، تحریک خشونت و ترویج گفتمان ضدکمونیستی بود. یکی از مهمترین ابعاد این پروژه، سوءاستفاده هدفمند از شکافهای مذهبی و هویتی در جهان اسلام بود. طراحان این عملیات تلاش میکردند با تحریک احساسات مذهبی مسلمانان علیه شوروی، زمینه تقویت جریانهای محافظهکار دینی و ضدکمونیستی را فراهم کنند. در همین چارچوب، جزوات و بیانیههایی جعلی به نام اخوانالمسلمین منتشر میشد که شوروی را «ملحد» و دشمن اسلام معرفی میکرد. حتی سازمانی خیالی به نام «اتحادیه مؤمنان» ساخته شد تا روایتهایی رادیکال درباره علل شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ منتشر کند و آن را نتیجه فاصله گرفتن مسلمانان از دین بداند. نکته قابل توجه آن است که این عملیات برای واقعی جلوه دادن خود، گاه از ادبیات ضداسرائیلی نیز استفاده میکرد تا مخاطبان عرب به جعلی بودن اسناد مشکوک نشوند.
اسناد منتشر شده همچنین نشان میدهد، بریتانیا در آفریقا نیز از تحریک تنشهای نژادی به منزله ابزار جنگ روانی بهره میبرد. در چندین مورد، بیانیههایی جعلی به نام نهادهای وابسته به شوروی منتشر شد که در آن آفریقاییها «عقبمانده» و «فاقد بلوغ سیاسی» توصیف شده بودند. این اسناد عامدانه برای رسانههای آفریقایی ارسال میشد تا خشم افکار عمومی علیه شوروی برانگیخته شود.
اگرچه مقامات بریتانیایی همواره نقش خود را در عملیاتهای روانی جنگ سرد محدود توصیف میکردند، اما پژوهشگران معتقدند دامنه این عملیات بسیار گستردهتر و تهاجمیتر از آن چیزی بود که پیشتر تصور میشد. اهمیت این اسناد فقط در بازخوانی تاریخ جنگ سرد نیست، بلکه نشان میدهد چگونه دولتها از رسانه، اطلاعات و روایتسازی برای مهندسی ادراک عمومی و هدایت تحولات سیاسی استفاده میکنند. تجربه «اداره پژوهش اطلاعاتی» نشان میدهد جنگ اطلاعاتی صرفاً به انتشار اخبار جعلی محدود نیست، بلکه میتواند با بهرهگیری از هویت، مذهب، قومیت و شکافهای اجتماعی، ساختارهای سیاسی و امنیتی کشورها را هدف قرار دهد؛ الگویی که امروز نیز با ابزارهای مدرن و در مقیاسی گستردهتر در عرصه رقابتهای ژئوپلیتیکی ادامه دارد.