صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۳۲۴۵۵۰
خرین بازنگری در قوانین بورسی در حالی متعلق به سال 84 است که تعداد سهامداران، حجم معاملات، نقدینگی موجود در بورس و... امروز بورس هیچ تناسبی با آن سال ها ندارد.
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی / میثم مهرپور کارشناس اقتصادی
5 توصیه به دولت درباره بازار سرمایه
بازار سرمایه ایران در هفته های گذشته و بعد از گذشت حدود یکسال از رشد رویایی شاخص و عبور از مرز دو میلیون واحدی، روزهای نه چندان خوشی را تجربه کرد. ریزش حدود 30 درصدی بازار و کاهش شاخص به زیر 1 میلیون و 600 هزار واحد اتفاقی بود که شاید هیچ کس فکرش را نمی کرد. فکرش را نمی کرد حرکت جهشی شاخص در اولین روزهای تابستان در آخرین روزهای این فصل جای خود را به ریزش داده و تابلوی سبز رنگ بورس یکپارچه قرمز شود. با این حال باید پذیرفت بازار سرمایه با بازار پولی متفاوت است و طبیعتا نوسان از ملزومات طبیعی این بازار در ایران و تمام بورس های دنیاست. با این حال با توجه به ترسی که بخش قابل توجهی از سهامداران حقیقی به دلیل عدم آشنایی با ذات بازار سرمایه با آن مواجهند و از طرفی تحرکات و وعده های دولت مبنی بر حمایت از بازار سرمایه در مقابله با ریزش بازار. 
 
به نظر می رسد دولت باید چند اقدام اساسی را در دستور کار خود قرار دهد:
 
1) افزایش سواد بورسی شهروندان: با توجه به افزایش تعداد افراد دارای کد بورسی طی ماه های اخیر به نحوی که در حال حاضر چیزی بیش از 16 میلیون شهروند ایرانی دارای کد بورسی هستند که با توجه به بُعد خانوار می توان گفت بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را پوشش می دهد به نظر می رسد با تداوم این روند و افزایش پوشش، کد بورسی به زودی مانند حساب بانکی میان شهروندان ایرانی رایج شود.
 
هدف اصلی تحقق این اتفاق باید این باشد که بازار سرمایه بتواند جایگزین نظام بانکی در تامین مالی بنگاه های اقتصادی شود. در این روند همه شهروندان ایرانی خود سهامداران یک تا چند شرکت فعال در بورس خواهند بود که کالاهای تولید شده این شرکت ها (نمادها) در جامعه و بازارهای داخلی و بین المللی نمود عینی دارند.
 
اتفاقی که قطعا در میان مدت و بلند مدت منجر به تحقق اقتصاد مردمی یا همان مردمی کردن اقتصاد خواهد شد . شرط اول و لازم برای تحقق این موضوع افزایش سواد بورسی شهروندان ایرانی از طریق رسانه های عمومی از جمله رادیو و تلویزیون است.
 
نباید به بورس به عنوان یک بازار صرف که عده ای در آن سود کرده و برخی زیان میبینند نگاه کرد بلکه بورس می تواند آغاز توسعه اقتصاد کشور و یک انقلاب اقتصادی در کشور باشد اما در گام اول بازیگران بورس ( مردم) باید دقیقا از قوانین، ضوابط و اصول بازار سرمایه مطلع بوده و با آگاهی و دانش به این بازار پای بگذارند.
این اقدام یعنی افزایش سواد بورسی و گسترش آموزش های بورسی برای همگان شاید بزرگترین کمک یا حمایت دولت از سهامداران و افرادی باشد که قصد دارند وارد سرمایه گذاری در بورس شوند.
 
2) افزایش هزینه های سفته بازی: شاید بزرگترین حمایت دولت بعد از افزایش سواد بورسی جامعه، وضع قوانین پیشگیرانه برای حضور نقدینگی در بازارهای سفته بازانه باشد. بدون شک اگر دولت با وضع قوانین مالیاتی مانند مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر مجموع درآمد، از درآمدها و سود ناشی از فعالیت های سفته بازانه مالیات های بالایی وضع نکند نقدینگی افراد به هرحال در مقطعی از بازار سرمایه خارج شده و با حرکت به سمت این بازارها از جمله طلا، ارز، مسکن و.... بهمن تورمی بزرگ را در آن بخش ایجاد خواهد کرد، بهمنی که صرفا در آن بازار مشخص محدود نشده و خیلی زود به سایر بخش ها و بازارهای مالی نیز سرایت خواهد کرد.
 
شرط دوم برای موفقیت بازار سرمایه در ایران وضع قوانین پیشگیرانه ( مانند قوانین مالیاتی) است تا مانع از ورود نقدینگی به فعالیت های سوداگرانه شود. مادامی که این موضوع در اقتصاد کشور وجود نداشته باشد نقدینگی مانند سیلی خواهد بود که صرفا پشت سدی مانده و هر آن و بر اثریک شوک می تواند موجب ویرانی شود.

3) ایجاد صندوق حمایتی از فعالان بازار: بهتر است حمایت های دولت از بازار به جای حمایت های مستقیم یا تزریق نقدینگی و... حمایت های دلگرم کننده یا اطمینان بخش باشد. همه می دانیم که بورس بازاری پرریسک و دارای نوسان بوده و تفاوتی ماهیتی با سپرده گذاری در بانک و دریافت سود مشخص دارد و طبیعتا افرادی که قصد ورود به این بازار را دارند باید از این مسئله آگاه باشند.
 
با این حال با توجه به سود بالایی که دولت از دریافت مالیات از معاملات بورسی داشته و از طرفی در ماه های گذشته کارمزد معاملات را از یک درصد به نیم درصد کاهش داده است دولت می تواند با بازگرداندن کارمزد به یک درصد و تخصیص درآمدهای حاصله از گسترش و افزایش معاملات در بورس، صندوقی تحت عنوان صندوق حمایت از سهامداران تشکیل داده و با تعیین ضوابط و شرایطی از سهامداران واقعی بازار سرمایه در زمان ریزش بازار حمایت و خسارت های احتمالی آنها را جبران کند.
این اقدام می تواند در راستای از بین بردن نگرانی سهامداران خرد و ایجاد اطمینان برای تداوم حضور این افراد در بورس موثر باشد. صندوقی که می تواند با ماهیتی متفاوت اما کارکردی شبیه حساب سپرده قانونی بانک ها نزد بانک مرکزی داشته باشد.
 
4) تبدیل درایی های غیر مولد به مولد: یکی از دلایل نوسانات غیر منطقی بازار سرمایه در ایران (رشد و ریزش های شارپی و بر خلاف واقعیت بازار) عدم تناسب عرضه و تقاضا در این بازار است به نحوی که در مقطعی حجم معاملات روزانه بورس در خالی بیش از 20 هزار میلیارد تومان بود که عرضه های جدید هیچ تناسبی با این تقاضا نداشت از این رو در مقطی موضوع سودهای حبابی در بازار سرمیه شکل گرفت.
 
در شرایط فعلی و با توجه به افزایش تقاضای ورود نقدینگی به بازار سرمایه باید عرضه های جدیدی به بازار صورت گیرد تا این عرضه ها بتوانند تقاضاهای جدید را پوشش دهند.
 از طرفی میزان عرضه شرکت ها و بنگاه های موجود در کشور که حائز شرایط حضور در بورس باشند با محدودیت هایی مواجه است و عملا ممکن است امکان عرضه تعداد بیشتری از این بنگاه ها در بورس وجود نداشته باشد، از این رو و در راستای ایجاد تناسب میان عرضه و تقاضا باید عرضه های جدیدی به تقاضای موجود در بورس پیوند بخورد.
 
در شرایطی که امکان ایجاد بنگاه یا کارخانه تولیدی جدیدی در بازار سرمایه وجود ندارد اما هزاران پروژه نیمه تمام اعم از بنگاه های اقتصادی، کارخانجات، پالایشگاه ها، پتروشیمی ها، معادن، بزرگراه ها و... در سراسر کشور وجود دارد که به دلیل نبود منابع مالی و مشکلات بودجه ای طی سال های گذشته به صورت نیمه تمام رها شده و برای تحقق بازدهی نیازمند تزریق نقدینگی و تامین اعتبار هستند.
 
فرض کنیم تمام پروژه هایی که در حال حاضر به دلیل نیمه تمام بودن عملا دارایی های غیر مولدی به شمار می روند که بلاتکلیف در گوشه ای از کشور افتاده اند با تامین مالی مورد نیاز خود از طریق بازار سرمایه می توانند به دارایی هایی مولد تبدیل شده و علاوه بر ایجاد ارزش افزوده منجر به رشد اقتصادی در کشور شوند.
 
برای این کار می توان تمام این پروژه ها را تحت عنوان آورده در داخل یک مجموعه تحت عنوان شرکت سهامی عام تجمیع وسهام این شرکت را نیز در بورس عرضه کرد. با این کار هم بازارسرمایه عمق بیشتری پیدا کرده و هم عملا یک انقلاب  اقتصادی در ایجاد اشتغال و افزایش رشد اقتصادی کشور رخ می دهد.
 
5) به روز کردن و اجرای قوانین بورسی: یکی از موضوعاتی که با توجه به گذشت زمان و ایجاد تغییرات اساسی، نیازمند اصلاح است ، موضوع قوانین بازار سرمایه است. آخرین بازنگری در قوانین بورسی در حالی متعلق به سال 84 است که تعداد سهامداران، حجم معاملات، نقدینگی موجود در بورس و... امروز بورس هیچ تناسبی با آن سال ها ندارد.
 
طبیعتا شرایط جدید نیازمند قوانین جدید و صلاح قوانین گذشته است. ضمن اینکه برخی از قوانین بورسی نیز به رغم وجود چنین قانونی هرگز اجرا نمی شود برای مثال بر اساس قانون اگر سهمی در بازار به صورت 4 روز متوالی بیش از مثبت یا منفی 20 درصد سود یا زیان کند آن نماد باید متوقف شود در حالی که در یک ماه گذشته و ریزش شاخص این اتفاقا برای بسیاری از سهم ها رخ داد اما نماد آن سهم متوقف نشد. در واقع همین قانون نیز به طور کامل اجرایی نمی شود.
 
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات