صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۳۳۸۶۹
شماره(2)/در گفتگو با بصیرت مطرح شد:
نفوذ در گلوگاه های  فرهنگی کشور اتفاق می افتد؛ حاصل نفوذ روی جوان تغییر سبک زندگی وی است اما مستقیما که روی جوان نمی توانند کار کنند.
پایگاه بصیرت / گروه فرهنگی/ گفتگو با عباس نصیری فرد

بصیرت  در ادامه گفتگوی قبلی با دکتر حجت الاسلام «عباس نصیری فرد» استاد دانشگاه، پژوهشگر فرهنگی و  عضو کمیسیون سبک زندگی شورای عالی انقلاب فرهنگی  در خصوص اوضاع فرهنگی کشور  در بخشی دیگر به بررسی نفوذ فرهنگی دشمن در گلوگاه های حساس فرهنگی و راهکارهای مقابله با آن پرداخته که در ادامه می خوانیم.
*جناب نصیری فرد در ادامه مبحث قبلی بفرمایید چرا نفوذ فرهنگی را خطرناک ترین نوع نفوذ می دانند اصلا این نفوذ از کدام دریچه رخ میدهد؟
نفوذ فرهنگی در جامعه ای و در شرایط فکری اتفاق می افتد که  آن جامعه خلا فرهنگی داشته باشد! وگرنه اگر پایبندی فرهنگی در جامعه ای باشد و جامعه مبتنی بر مبانی فرهنگ خود در بخش های مختلف اصالت فرهنگیش به دست بیاورد نفوذی در آن اتفاق نمی افتد.
 نفوذ در جامعه ای رخ می دهد که آن جامعه نیازمند یک فرهنگ ناب خوب و درست  است که انسان را در همه بخشهای زندگی به رشد و تعالی برساند. اما اگر این مهم وجود نداشته باشد و این خلا بیاید، بی هویتی اتفاق می افتد و افراد هویت واقعی خود را از دست می دهند؛ وقتی هویتشان را از دست بدهند هر کسی که ورود کند و تفکری را به نام فرهنگ بگوید مردم می پذیرند، چرا که خلا وجود دارد.
 در بحث نفوذ فرهنگی مردم مقصر نیستند مسئولین ما مقصرند،  صاحبان فرهنگ و تولیدات فکر فرهنگی مقصرند. فکر فرهنگی یعنی حتی برای نویسنده هم مبانی تعریف شود.  وقتی در جامعه ای تولید فکر فرهنگی را صاحبان فرهنگ انجام نمی دهند چه کسی آن را انجام می دهد؟ هرکسی می آید و این کار را می کند! هرکسی توان و قدرت داشته باشد چه به سبب رسانه ای و چه شبکه های اجتماعی نفوذ می کند و فرهنگ جامعه را تغییر می دهد.
 دشمن برای نفوذ فرهنگی در جامعه سالها کار کرده است و نشسته مذاق فرهنگی جامعه را شناسایی کرده که چه چیزی برای این جامعه  شیرین و مطلوب است؟ بعد برای همان تولید می کند. لذا میبینید که امروزه جامعه با این تغییر فرهنگی دشمن  به سمت  زندگی تشریفاتی و تجملاتی می رود  تا تفکر لیبرالی بر آن حاکم شود.
و این بدان معناست که مردم دیگر ارزش های ثابتی نداشته و به اصول خاصی پایبند نباشند، اینجا چه اتفاقی می افتد؟ می گویند هرکسی هرجوری می تواند رفتار کند و هر فکری، می تواند فکر فرهنگی باشد در صورتیکه این گونه نیست.
بنابراین نفوذ فرهنگی که امروزه در کشور ماهم به شدت دارد انجام میشود در خلا هویت فرهنگی به وجود می آید و عامل اصلی خلا هویت فرهنگی هم مسئولان کشور و کسانی که باید فکر فرهنگی تولید کنند و نمیکنند هستند و شاهدیم که نفوذ در حوزه فرهنگ اتفاق  می افتد.
*نفوذ از دریچه رسانه چطور رخ می دهد؟
 انصافا اگر سبک و سیاق فیلم ها و سریال هایی که امروز در حوزه سینما تولید می شود را  با ۱۰ تا ۱۵ سال پیش مقایسه کنید، خیلی موارد روشن می شود! آیا جامعه ۱۰ سال پیش این فیلم و سریال ها را می پسندید؟ دقت کنید امروز اکثر فیلم هایی که در حوزه سینما و سینمای خانگی تولید می شود اصلا با مبانی فرهنگی ما سازگاری ندارد و پر است از خیانت این به آن طوریکه گاهی فکر میکنی سریال های ترکی از شبکه ماهواره ای را میبینی در حالیکه این فیلم و سریال در همین نظام جمهوری اسلامی ساخته شده و از همین وزارت ارشاد هم مجوز گرفته است.
 اما چرا جامعه امروز ما چنین سبک و سیاقی از فیلم و سریال ها را می پذیرد و پای فیلم و سریالی می‌نشیند که پر از خیانت است؟  چرا جامعه امروز از آنها استقبال می کند و نسبت به تولید آنها واکنش نشان نمی دهد؟ این امر و این پذیرش به دلیل همان نفوذی که در این ده سال روی داده چنانچه ذائقه و نگرش جامعه را عوض کرده اند و از ارزش ها به ضدارزش ها و از هنجارها به ضد هنجارها برده اند. که اینها حاصل نفوذ است.


 امیدواریم با روی کار آمدن آقای رئیسی و دولت سیزدهم و آمدن نیروهای انقلابی که  البته تجربه خوبی در حوزه فرهنگی ندارند و باید از اندیشمندان فرهنگی که معتقد به مبانی فرهنگی و اسلامی هستند، استفاده کنند تا خلا هویت فرهنگی و خلا تولیدات فکر فرهنگی پر شود و عملا در حوزه میدان، نفوذ فرهنگی از بین برود. وگرنه نفود فرهنگی با بگیر و ببند و بخشنامه و دستور حل نمیشود چرا که نفوذ فرهنگی  از رسانه ها  و شبکه های اجتماعی دارد رخ می دهد و دارند ذائقه های مردم را تغییر می دهند لذا بر این اساس باید در این حوزه دقت بیشتری  داشته باشیم.
*جناب نصیری یکی از عواملی که سبب نفوذ فرهنگی شده از دریچه سلبریتی ها و آدم های شاخص جامعه است، چطور می شود از این افراد به عنوان سفیر فرهنگ اسلامی و دینی استفاده کرد؟
بله نفوذ در گلوگاه های  فرهنگی کشور اتفاق می افتد؛ حاصل نفوذ روی جوان تغییر سبک زندگی وی است اما مستقیما که روی جوان نمی توانند کار کنند. مشکل اصلی هم همین است که آدم هایی آمده اند در گلوگاه های فرهنگی کشور در مراکز و نهادهای تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور قرار گرفتند که بعضا به فرهنگ دینی و اسلامی باور نداشتند.
 وقتی این فضا رخ دهد صاحبان نفوذ روی این افراد و به اصطلاح گلوگاه های فرهنگی کار می کنند ولی نتیجه اش را بعدا در  دانشگاه ها و آموزش و پرورش می بینند مانند سند 2030 که یکی از سندهای نفوذ فرهنگی در کشور بود و  به دنبال این بودند که سبک زندگی اجتماعی  و خانوادگی کودکان، نوجوانان و جوانان ما را  به سبک زندگی غربی تبدیل کنند منتهی از دریچه یک سند بین المللی وارد شدند.
حالا جامعه چقدر دغدغه این سند را داشت ؟ اصلا جوانان و نوجوانان دغدغه اجرای 2030 را داشتند؟ خانواده ها چطور؟ خیر دغدغه ای نداشتند! اما چه کسی دنبال اجرای آن بود؟ آن آدم هایی که تفکر غربی داشتند و در گلوگاه های فرهنگی کشور و در راس وزارت خانه ها، نهادها و سازمان های فرهنگی قرار گرفتند اما به تفکر دینی و انقلابی باوری  نداشتند.
 دشمن و صاحبان نفوذ ابتدا روی این آدم ها کار کردند و تفکر لیبرالی را گسترش دادند بعد اینها شدند  آدم همانها(دشمن غربی) و بعد نفوذ را از طریق خودی ها انجام دادند. ببینید دشمن همیشه نفوذ را از طریق خودی انجام  می دهد؛ منتهی نفوذ اقتصادی و امنیتی چون به لحاظ فیزیکی است زود خود را  نشان می دهد ولی در حوزه فرهنگی، نفوذ اصلا مشخص نیست و افرادی که دارند آن را انجام می دهند هم مشخص نمی شوند چرا که اینجا نفوذ فکری و فرهنگی است ممکن است یک نفر جلوی شما خود را خیلی انقلابی نشان دهد اما همان آدم کسی باشد که دشمن از  طریق نفوذ او را خریده و تفکر و اندیشه اش را تحت سلطه درآورده که حالا باید با فرهنگ دینی و مذهبی مبارزه کنیم.
 همانطور که در دولت قبلی افراد اینچنینی  زیاد می دیدیم لذا نفوذ از طریق افرادی که در حوزه های تصمیم گیری فکری و فرهنگی هستند اتفاق می افتد.
*چه برنامه ای را پیشنهاد می کنید که دولت به عنوان سیاستی در جهت مقابله با نفوذ فرهنگی به کار بگیرد؟
من معتقدم که دولت ابتدا باید کل کشور را یک پایش فرهنگی کند. حالا  از طریق  شورای عالی انقلاب فرهنگی رخ دهد یا هر جای دیگری نیاز به یک پایش کلی فرهنگی وجود دارد مبنی بر اینکه الان کجا هستیم؟ و وضعیت به چه شکلی است؟ و اوضاع فرهنگی در کشور چگونه است؟ و دوم باید آسیب شناسی شود یعنی وقتی پایش انجام شد  باید ببینیم آسیب هایی که الان وجود دارد چیست؟
سوم اینکه باید به دنبال  تولید فکر فرهنگی مبتنی بر اسلام و آرمان های انقلاب  اسلامی برویم یعنی در حکومت جمهوری اسلامی  و حکومتی که  مبتنی بر انقلاب اسلامی است بایستی فرهنگ اسلامی حاکم شود و وقتی فرهنگ انقلابی حاکم شد آن جامعه به سمت رشد و تعالی خواهد رفت.
 بنابراین صاحبان  فرهنگی کشور، نهادها و تصمیم گیران و تصمیم سازان فرهنگی به سمت تولید  فکر فرهنگی بروند اما این مهم در حوزه اجرائیات محقق نمی شود یعنی توسط یک وزیر این امر اتفاق نمی افتد و رئیس یک سازمان و نهاد نمی تواند  این کار را انجام دهد؛ بلکه باید اندیشمندان و فرهیختگانی جمع شوند و متناسب با بخش های مختلف جامعه  براساس نیازمندی های خاص فرهنگی  مانند آنچه در دانشگاه نیاز است ولی در آموزش و پرورش به شکل دیگری نیاز است، تولید فکر فرهنگی را مبتنی بر اسلام و انقلاب و متناسب با نیازسنجی های موجود انجام دهند.
  این انتظار وجود دارد که در دولت سیزدهم با آمدن بچه های انقلابی و متدین این حرکت فرهنگی و انقلابی  را در کشور داشته باشیم البته ما چند اقدام دیدیم که در همان بحث فرهنگ سازی ابتدایی ترین کار همین بود که یکسری بخشنامه های  موجود در شورای عالی انقلاب فرهنگی که همانها هم ضد فرهنگی بود تکلیفشان مشخص شود. و آقای رئیسی تکلیف آنها  را مشخص کرد مثلا 2030 را به کلی ملغی کرد.
 این حرکت ها برای شروع کار خیلی خوب است اما اینها حرکت های سلبی است و ما نیاز به حرکت های ایجابی در حوزه فرهنگ داریم  و آن هم تولید فکر فرهنگی برای بخش های  مختلف جامعه مبتنی بر اسلام و آرمان ها و دست آوردهای  انقلاب اسلامی و مجموعه فکری امام و مقام معظم رهبری است.

 

زرین پور
 
 

نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ترین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات